قصه ای عجیب ولی واقعی؛باتعجب دیدم دوستانم دارندچرک وکثافت وخون میخورندو.....
بقیه درادامه مطلب...
قصه های عارفان:بلعم باعورامردی که خدابه اواسم اعظم آموخت ولی شیطان اورازمین زد....
یکی از علما و دانشمندان مشهور بنی اسرائیل بود .او در عصر حضرت موسی زندگی می کرد.او نخست در مسیر حق بود و در راه خدا بسیار فعالیت و کوشش کرد و خدمات شایانی را انجام دادو به حدیکه در پیشگاه الهی مقرب شد که دعایش مستجاب می شد.
و افراد گرفتار و کسانیکه بامصائب و سختیهای روزگار دست و پنجه نرم می کردند پیش او می آمدند و از وی درخواست دعا می نمودند. او نیز دعا می کرد و خداوند هم دعایش را مستجاب کرده و گرفتاریهای مردم را برطرف می ساخت.
ولی بر اثر وسوسه و دغدغه شیطان و متابعت از هوی نفس از مسیر حق منحرف شد و در ردیف دنیا پرستان قرار گرفت
. از اینرو تمام مقامات خود را از دست داد و از گمراهان گردید.از امام هشتم
(ع)نقل شده که فرمود: بلعم بن باعورا در پیشگاه ایزدی عزیز و محترم بود و خد اونداسم اعظم را به او ارزانی داشته بود . از این جهت دعایش مستجاب می شد ولی گرفتار وسوسه های شیطان گشت .شیطان او را به هوا پرستی دعوت کرد و لذات جهان مادی را در نظرش آراست و سرانجام او را در صف مخالفان حضرت موسی (ع) قرار داد.
هنگامیکه فرعون به تعقیب موسی و پیروانش مصمم شد به بلعم باعور ا گفت بر موسی و پیروانش نفرین کن و از خدا بخواه که آنانرا برای ما حبس کند و نگاه دارد
.بلعم باعورا سخن فرعون را پذیرفت و برای اجرای دستور او سوار الاغش شد که به تعقیب موسی ویاران او بپردازد و در محلی ویژه علیه آنان دعا کند.
و لیکن الاغش حرکت نکرد و از راه رفتن خودداری نمود بلعم باعورا الاغ را کتک مفصلی زد تا اینکه خداوند قادر آن حیوان را بزبان آورد و به بلعم باعورا اینچنین گفت
: وای بر تو برای چه مرا می زنی آیا می خواهی همراه تو بیایم تا اینکه بر موسی وگروه مؤ 'منان نفرین کنی ،بلعم باعورا از عمل ناروا و ناشایست خود صرفنظر نکرد و دست برنداشت وآنقدر آن حیوان را زد تا اینکه آنرا کشت و خداوند متعال اسم اعظم را از او گرفت.
واوگفت:حالاکه دینم راازدست دادم کاری می کنم که شمادراین جنگ برموسی ویارانش پیروزشویدودستوردادپنجاه زن زیبا لباسهایی بپوشندکه اندامشان دیده شودوخودرابیارایندوبعنوان دستفروش بین یاران حضرت موسی روندوخودرادراختیارآنان بگذارندوآن زنان چنین کردند.
وهرچه حضرت به یارانش تذکردادکه به این زنان توجه نکنیداینهافرستادگان شیطاننداصحاب به دلیل اینکه مدتی ازخانواده دوربودندبه حرف حضرت موسی گوش ندادندوبه زنان مشغول شدند.
وشیطان آنان وایمانشان راسست کردوهمین مساله باعث شکست درآن جنگ شد.اگرچه بعدااظهارپشیمانی کردندولی شکست خوردند.
علی
(ع) فرمود: کسانی که مست غفلت و غرور هستندخیلی دیر تر از مست شدگان شراب به هوش می آیند.