سخاوتمندواقعی کیست؟

هیثم بن عدی گفت : سه نفر درباره سخاوتمندان اسلام مجادله کردند . یکی گفت در عصر ماسخی ترین مردم عبدالله بن جعفر است .

دیگری گفت : عرابه اوسی سخی ترین است. و سومی قیس بن

سعدبن عباده را ترجیح داد . وقوع این مجادله در مکه بود . گفتند امتحان این کار اشکالی ندارد هرکدام پیش کسیکه او را سخی ترین میدانند برود و از او چیزی بخواهد تا ببینم چه می دهد .

آنگاه قضاوت کنیم . طرفدار عبدالله بن جعفر درب خانه او رفت. موقعی رسید که عبدالله می خواست سوارشتر بشود گفت ای پسر عموی پیغمبر (ص) من راه مانده ام و غریب این بلادم بمن کمک کن .

بلافاصله عبدالله از شتر به زیر آمده و گفت سوار این شتر شو و هر چه در میان خورجین است بردار این شمشیر مرا نیز که از شمشیر های علی بن ابی طالب (ع) است بگیر .

شتر را بگرفت در میان خورجین چهار هزار دینار و چند ردای خز بود و موضوع مهمتر در این عطا شمشیر علی (ع) بود.

هواداران قیس بن سعد پیش او رفت در آنموقع او در خواب بود کنیزش گفت: قیس خوابیده چه می خواهی جواب دادغریبی هستم که به وسیله بازگشت بوطن ندارم کنیز اظهار نمود حاجت تو ارزش بیدار کردن قیس راندارد برو در جایگاه شتران ما به این علامت و نشانی شتری با لوازم و یک غلام بگیرو بوطن خودبرگرد گفته کنیز را انجام داد و لحظه ای بعد با خوشحالی پیش رفقای خود بازگشت.

نفر سوم پیش عرابه اوسی رفت وقتی رسید که عرابه تکیه بدو غلام خود تکیه کرده چون بینایی خود رااز دست داده بود . پس این شخص تقاضای کمک کرده و گفت مردی بینوایم ، عرابه گفت این دوغلام را بگیر . افسوس حقوق لازم برای عرابه مالی نگذاشته . آنمرد گفت من این دو غلام را نمی گیرم زیرا اینان اکنون راهنمای تو هستند عرا به اظهار داشت اگر نگیری آزادشان می کنم پس دست بدیوار گرفته و بطرف منزل خود بازگشت آنمرد غلامهای عرابه را پیش رفقای خود آورده جریان راشرح داد .

ثابت شد این چند نفر براستی سخی ترین مردم زمانند سپس هر سه نفر متفقا حکم به افضلیت عرابه کردند زیرا او با آنکه احتیاج داشت بخشید.!