معجزه ه ای که درواقعه غدیرروی دادوظهورجبرییل درواقعه غدیر....

علي در عرش بالا بي نظير است ،،،،،،علي بر عالم و آدم امير است

به عشق نام مولايم نوشتم ،،،،،،چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

عیدقدیرعیدسربلندی شیعه  برشماوشیعیان عالم مبارک باد!

ghadir khom postal www.patugh.ir 12 کارت پستال جدید عید غدیر خم

معجزه ای که درغدیرخم اتفاق افتاد


ظهور جبرئيل در غدير


مسئله ى ديگرى كه پس از خطبه ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پيش آمد و بار ديگر حجت را بر همگان تمام كرد، اين بود كه مردى زيبا صورت و خوشبوى را ديدند كه در كنار مردم ايستاده بود و مى گفت:

'به خدا قسم، روزى مانند امروز هرگز نديدم. چقدر كار پسر عمويش را مؤكّد نمود، و براى او پيمانى بست كه جز كافر به خداوند و رسولش آن را بر هم نمى زند. واى بر كسى كه پيمان او را بشكند'.

در اينجا عمر نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت: شنيدى اين مرد چه گفت؟! حضرت فرمود: آيا او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمود:

'او روح الأمين جبرئيل بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشكنى، كه اگر چنين كنى خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بيزار خواهند بود'!


[ بحارالأنوار: ج 37 ص 120 و 161. عوالم: ج 3:15 ص 85 و 136. ]

معجزه غدير، امضاى الهى


واقعه ى عجيبى كه به عنوان يك معجزه، امضاى الهى را بر خطوط پايانى واقعه ى غدير ثبت كرد ماجراى 'حارث فهرى' بود. در آخرين ساعات از روز سوم، او با دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:

اى محمد! سه سؤال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگى خداوند و پيامبرى خود را از جانب پروردگارت آورده اى يا از پيش خود گفتى؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اى يا از پيش خود گفتى؟ آيا اينكه درباره ى على بن ابى طالب گفتى: 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيّ مَوْلاه...'، از جانب پروردگار بود يا از پيش خود گفتى؟

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:

'خداوند به من وحى كرده است و واسطه ى بين من و خدا جبرئيل است و من اعلان كننده ى پيام خدا هستم و بدون اجازه ى پروردگارم خبرى را اعلان نمى كنم'.

حارث گفت:

خدايا، اگر آنچه محمد مى گويد حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست.

سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد.

بعد از اين جريان، آيه ى 'سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ...' [ سوره ى معارج: آيه ى 21. ] نازل شد. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند: آرى.

با اين معجزه، بر همگان مسلّم شد كه 'غدير' از منبع وحى سرچشمه گرفته و يك فرمان الهى است.

از سوى ديگر، تعيين تكليف براى همه ى منافقان آن روز و طول تاريخ شد كه همچون حارث فهرى فكر مى كنند و به گمان خود خدا و رسول را قبول دارند و بعد از آنكه مى دانند ولايت على بن ابى طالب عليه السلام از طرف خداست صريحاً مى گويند ما تحمل آن را نداريم!! اين پاسخ دندان شكن و فورى خداوند ثابت كرد كه هر كس

ولايت على عليه السلام را نپذيرد، خدا و رسول را قبول ندارد و كافر است.


[ بحارالأنوار: ج 37 ص 136 و 162 و 167. عوالم: ج 3:15 ص 56 و 57 و 129 و 144. الغدير: ج 1 ص193. لازم به تذكر است كه نام 'حارث فهرى' در روايات به اسمهاى مختلف آمده است كه احتمالاً بعضى از نامها مربوط به دوازده نفر همراهان او باشد. ]

شیعه هابه شیعه بودنتان افتخارکنید!دلیل فراموشی پیام غدیر....

صالح - یکى از فرزندان میثم - نقل کرده است که: پدرم گفت: روزى در بازار بودم، «اصبغ بن نباته‏» یکى از یاران على(ع) نزد من آمد و با حالتى شگفت‏زده گفت: اى واى. . . میثم! از امیرمؤمنان سخنى دشوار و عجیب شنیدم.

گفتم: چه شنیدى؟

گفت: شنیدم که مى‏فرمود: «حدیث و سخن اهل‏ بیت، بسیار سنگین و دشوار است و آن را جز فرشته‏اى مقرب یا پیامبرى صاحب رسالت‏ یا بنده مؤمنى که خداوند، دلش را براى ایمان آزموده است، توان تحملش را ندارد و به درک عمق آن نمى‏رسد».

فورى برخاسته، خدمت‏ حضرت على(ع) رفتم و از او نسبت ‏به کلامى که از «اصبغ‏» شنیده بودم، توضیح خواستم، حضرت، تبسمى کرد و فرمود: بنشین! اى میثم! آیا هر صاحب دانشى مى‏تواند هر علمى را حمل کند و بار آن را بکشد؟! خداوند وقتى به فرشتگان گفت که مى‏خواهم در زمین، جانشینى قرار دهم، فرشتگان گفتند: خدایا آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد کند و خون بریزد؟ آن گاه با اشاره‏اى به داستان حضرت موسى و خضر و سوراخ کردن آن کشتى و کشتن آن غلام فرمود: پیامبر ما در روز غدیرخم دست مرا گرفت و فرمود: «خدایا! هر که را من مولایش بودم، على مولاى اوست»، ولى جز اندکى که خداوند، نگاهشان داشت، آیا دیگران این کلام پیامبر را به دوش کشیدند و فهمیده و عمل کردند؟ پس بشارت‏ باد بر شما! که با آنچه از گفته پیامبر حمل کردید و به آن متعهد ماندید، خداوند به شما امتیازى بخشید که به فرشتگان و رسولان نداد. پس بدون پروا و گناه فضیلت ما و کار بزرگ و شان والاى ما را به مردم بازگویى کنید!



(( احادیث عید غدیرخم ))



برترین عید امت

رسول خدا (ص) فرمود :روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .

( امالى صدوق : 125، ح .8 )


عید بزرگ خدا


امام صادق (ع) فرمود :روز غدیر خم عید بزرگ خداست ، خدا پیامبرى مبعوث نکرده ، مگر ینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان ، روز عهد و پیمان و در زمین ، روز پیمان محکم و حضور همگانى است .
 
( وسائل الشیعه ، 5: 224، ح .1 )


فضیلت واقعى « روز غدیر » امام صادق (ع) فرمود :به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعى « روز غدیر » را مى  شناختند ، فرشتگان روزى ده  بار با آنان مصافحه مى  کردند و بخشش هاى خدا به  کسى  که  آن روز را شناخته ، قابل  شمارش نیست .

( مصباح المتهجد : .738 )

چهار روز بسوى خدا مى  شتابند


امام صادق (ع) فرمود :هنگامى که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مى  شتابند همانطور که عروس به حجله  اش بسرعت مى  رود .
آن روزها عبارتند از :
روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم .


( اقبال سید بن طاووس : .466 )


حاضران به غیبان برسانند!

 
رسول خدا (ص) ( در روز غدیر ) فرمود :

اى مسلمانان ! حاضران به غیبان برسانند : کسى را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است ، به ولایت على سفارش مى  کنم ، آگاه باشید ولایت على ، ولایت من است و ولایت من ، ولایت خداى من است . این عهد و پایمانى بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم .

( بحارالانوار 37: 141، ح .35 )

در این روز به یکدیگر هدیه بدهید
 
امیر المؤمنین (ع) ( در خطبه روز عید غدیر ) فرمود :

وقتى که به همدیگر رسیدید همراه سلام ، مصافحه کنید ، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید ، این سخنان را هر که بود و شنید ، به آن که نبود برساند ، توانگر به سراغ مستمند برود ، و قدرتمند به یارى ضعیف ، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است .

( وسائل الشیعه 7: .327 )



من پیش خدا ضامنم  از کفر و تنگدستى
 
امیر مؤمنان (ع) فرمود :چگونه خواهد بود حال کسى که عهده  دار هزینه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن ( در روز غدیر ) باشد ، در صورتى که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستى در امان باشد .

( وسائل الشیعه 7: .327 )


یک درهم برابر هزار درهم است

 
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود :


یک درهم به برادران با ایمان و معرفت ، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است ، بنابرین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان .

( مصباح المتهجد : .737 )


روزخوشى و شادى

 
امام صادق (ع) فرمود :


عید غدیر ، روز عید و خوشى و شادى است و روز روزه  دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است .

( وسائل الشیعه 7: 326، ح .10 )


برابر با هشتاد ماه است

 
امام صادق (ع) فرمود :


ارزش عمل در آن روز ( عید غدیر ) برابر با هشتاد ماه است ، و شایسته است آن روز ذکر خدا و درود بر پیامبر (ص) زیاد شود ، و مرد ، بر خانواده خود توسعه دهد .

( وسائل الشیعه 7: 325، ح .6 )


هفتاد نور بر قبر او واردمی شود

 
امام رضا (ع) فرمود :


کسى که در روز ( غدیر ) مؤمنى را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى کند و قبرش را توسعه مى  دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت مى  کنند و او را به بهشت بشارت مى  دهند .

( اقبال الاعمال : .778 )

در آن روز حضور پیدا کرده است
 
امام صادق (ع) فرمود :


کسى که در روز عید غدیر هر ساعتى که خواست ، دو رکعت نماز بخواند و بهتر ینست که نزدیک ظهر باشد که آن ساعتى است که امیرالمؤمنین(ع) در آن ساعت در غدیر خم به امامت منصوب شد ، ( هر که چنین کند ) همانند کسى است که در آن روز حضور پیدا کرده است .

( وسائل الشیعه 5: 225، ح .2 )


باروزه تمام عمر جهان برابر است


 
امام صادق (ع) فرمود :


روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است . یعنى اگر انسانى همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد ، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است .


( وسائل الشیعه 7: 324، ح .4 )


اوهرگزشمارابه گمراهى نمى  کشاند
 
رسول خدا (ص) فرمود :

کسى که مى خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه اى که پروردگارم به من وعده کرده ، ساکن شود ، ولایت على بن ابى طالب (ع) را انتخاب کند ، زیرا او هرگز شما را از راه هدیت بیرون نبرده ، به گمراهى نمى  کشاند .

( الغدیر 10: .278 )


واجب الهى است

 
رسول خدا (ص) فرمود :ولایت على بن ابیطالب (ع) ولایت خداست ، دوست داشتن او عبادت خداست ، پیروى کردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند ، جنگ با او ، جنگ با خدا و صلح با او ، صلح با خداى متعال است .

( امالى صدوق : .32 )

امام صادق(ع)فرمودند:چهار چیز را موجب عاقبت به خیری و پربرکت شدن عمر دانسته‌اند...

امام صادق(ع)فرمودند:چهار چیز را موجب عاقبت به خیری و پربرکت شدن عمر دانسته‌اند...

امام جعفر صادق علیه السلام در نامه‌ای به برخی دوستانشان چهار چیز را موجب عاقبت به خیری و پربرکت شدن عمر دانسته‌اند.
مشرق- امام حسن عسکری علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می‌کند که امام جعفر صادق علیه السّلام به مردی نوشتند: اگر می خواهی کارهایت به نیکی انجام گیرد و پایان عمر و زندگی‌ات خیر باشد؛

1-تا هنگام مرگ، حق خدا را مراعات کن


2-نعمت های خداوند را، در راه معصیت خرج نکن

3-به بردباری و حلم خداوند، مغرور نباش،

4-و به آن که یاد ما می‌کند یا مدعی مودت و دوستی ما می‌شود، نیکی نما، لازم نیست بدانی او راست می گوید یا دروغ، تو طبق نیت خود کار کن و او را به دروغش واگذار.


متن حدیث:

عن محمد بن القاسم، عن أحمد بن الحسن الحسيني، عن أبي محمد العسكري، عن آبائه عليهم السلام، قال: " كتب الصادق عليه السلام إلى بعض الناس: ان أردت أن يختم بخير عملك، حتى تقبض وانت في أفضل الاعمال، فعظم لله حقه ان [ لا ] تبذل نعماءه في معاصيه، وان تغتر بحلمه عنك، واكرم كل من وجدته يذكرنا أو ينتحل مودتنا، ثم ليس عليك صادقا كان أو كاذبا، انما عليك نيتك وعليه كذبه "

«مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 142»


ده خصلت

امام صادق عليه السلام:

خداى تبارك وتعالى رسول خدا صلى الله عليه و آله را به مكارم اخلاق مخصوص گردانيد. پس شما نيز خود را بيازماييد،

اگر اين صفت ها در شما بود خداى عزوجل را سپاس گوييد و از او اين مكارم را بيشتر بخواهيد.

سپس آن ده خصلت را برشمردند


 يقين، قناعت، صبر، شكر، بردبارى، خوش اخلاقى، سخاوت، غيرت، شجاعت و جوانمردى.


متن عربی:


«إنّ اللّه تَبارَكَ وَتَعالى خَصَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله بِمَكارِمِ الأخلاقِ ، فَامتَحِنوا أنفُسَكُم فَإن كانَت فيكُم فَاحمَدوا اللّه عَزَّوَجَلَّ وَارغَبوا إلَيهِ فى الزِّيادَةِ مِنها ـ فَذَكَرَها عَشرَةً ـ اليَقينُ ، والقَناعَةُ ، والصَّبرُ ، والشُّكرُ ، والحِلمُ ، وحُسنُ الخُلقِ ، والسَّخاءُ ، والغَيرَةُ ، والشَّجاعَةُ ، والمُروءَةُ»


بهشت


رسول اكرم صلى الله عليه و آله:من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گويد و براى كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.


«اَنا زَعيمٌ بِبَيتٍ فى رَبَضِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فى وَسَطِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فَى اَعلَى الجَنَّةِ، لِمَن تَرَكَ المِراءَ وَ اِن كانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَكَ الكِذبَ وَ اِن كانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ»

نهج البلاغه، خطبه91

خصال، ص 144، ح 170



نشانه کامل پرهیزگاران ازمولاعلی(ع)

یکی از اصحاب امیرمومنان علیه السلام به نام همّام که مردی عابدوپرهیزگاربودبه آن حضرت عرض کرد:ای امیرمومنان پرهیزگاران رابرایم آنچنان توصیف کن که گویاآنان راباچشم می نگرم.

امام علی علیه السلام درپاسخش فرمود:

1-اهل فضیلت بوده کلام وگفتارشان صدق وراستی منهاج وروش زندگی شان میانه روی متواضع وفروتن هستند.

2-چشمان خویش راازآنچه خداوندبرآنهاتحریم نموده پوشانیده وگوشهای خودراوقف شنیدن علم ودانش سودمندکرده اند.

3-دربلاوآسایش حالشان یکسان است,واگرنبوداجل وسرآمدمعینی که خداوندبرای آنهامقررداشته,روحهای آنان حتی یک چشم برهم زدن ازشوق پاداش وازخوف کیفردرجسمشان قرارنمی گرفت.

4-خالق وآفریدگاردرروح وجانشان بزرگ جلوه کرده(به همین جهت)غیرخداونددرنظرشان کوچک است.آنهابه کسی می مانندکه بهشت راباچشم دیده ودرآن متنعم است وهمچون کسی هستندکه آتش دوزخ رامشاهده کرده ودرآن معذب است.

5-قلب هایشان محزون ،موجودات ازشرشان درامان،بدن هایشان لاغر،ونیازمندی هایشان خفیف(کم)ونفوسشان عفیف وپاک است.

6-ببرای مدتی کوتاه دراین جهان صبرواستقامت ورزیدندودرنتیجه راحتی وآسایشی طولانی بدست آوردند،واین تجارتی است پرسودکه پروردگارشان برایشان فراهم ساخته است.

7-دنیا(باجلوه هایش)خواست آنهارابفریبدولی آنهافریبش رانخوردندوآنرانخواستند،دنیاخواست آنهارااسیرخودسازدولی آنهابافداکاری،خویشتن راآزاد ساختند.

8-شب هامتهجد( درحال عبادت)بوده وباپروردگارخودرازونیازدارند،قرآن راشمرده وباتدبرتلاوت می کنند،باقرائت آن جان خویش رامحزون ساخته وداروی دردخودراازآن می گیرند.

9-هرگاه به آیه ای برسند که درآن تشویق باشد باعلاقه فراوان بدان روی آورده،روح وجانشان باشوق بسیاردرآن نظاره کندوآن راهمواره نصب العین خودمی سازند.وهرگاه به آیه ای برخوردکنندکه درآن بیم باشد گوشهای  دل خویشتن رابرای شنیدن آن باز کرده،وصدای ناله وبه هم خوردن زبانه های آتش با آن وضع مهیبش دردرون گوششان طنین انداز است.

10-آنان درپیشگاه خدای متعال به رکوع رفته وجبین ودست وپابه هنگام سجده برخاک می سایند،وازآزادی خویش راازآتش جهنم درخواست میکنند.

وامادرروز:

11-دانشمندانی بردبارونیکوکارانی باتقواهستند.ترس وخوف بدنهای آنهاراهمچون چوبه تیری لاغرساخته چنانکه ناظران آنهارابیمارمی پندارنداماهیچ بیماری دروجودشان نیست.بیخبران وناآگاهان چنین گمان می برندکه آنان غیرطبیعی هستند،درحالی که اندیشه ای بس بزرگ آنان رابه این وضع درآورده است.

12-ازاعمال اندک خویش خشنودنیستندواعمال فراوان خودرانمی بینند،خویشتن رامتهم ساخته،وازاعمال وکردارخودخوفناکند.

13-هرگاه یکی از آنهاستوده شودازآنچه درباره اش گفته شده درهراس افتاده ومی گوید:من ازدیگران نسبت به خودآگاه ترم وپروردگارم ازمن به من آگاه تر.

و در دعا و راز و نیاز با پروردگار عالمیان چنین عرضه میدارد:

14_بار پروردگار امرا درمورد آنچه که به من نسبت می دهد مواخزمفرما و مرا درباره من گمان می برند برترقرارده

وآنچه راکه نمی دانند مورد غفران وآمورزش قرارداده.

ازنشانه های او این است:

15-دردین نیرومند،نرمخوودوراندیش،باایمانی مملو ازیقین ،حریص درکسب علم ودانش ودارای علمی توام باحلم،در حال ثروت وغنامیانه رو،درعبادت خاشع،درفقروتهیدستی آراسته وزیبا،درشدائدوسختی ها بردبار،طالب رزق وروزی حلال،درراه هدایت بانشاط وازحرص وطمع دور.

16-درحالی که تمام اعمالش صالح و نیک است امّاخوف از خدای تبارک وتعالی رادر دل داردروزراشام می سازدودائمادرحال شکراست شبرابه روز می آوردوتمام فکرش یاد و ذکر خداوندتبارک وتعالی است می خوابدامّاباحال خوف برمی خیزد امّاشادمان وبانشاط،خوف اوازغفلت وشادمانی ونشاطش به خاطر فضل ورحمت خدای سبحان است.

17-هر گاه نفس او درانجام وظائفی که خوش ندارد سرکشی کند او هم نفس رااز آنچه دوست دارد محروم می سازد.روشنی چشمش درچیزی است که زوال وفنادر آن راه ندارد،وبی علا قه گی وزهدش در چیزی است که باقی نمی ماند وفنا پذیر است،علم وحلم رابه هم آمیخته وگفتارابا کردار هم آهنگ ساخته است.

18-آمال وآرزو و خواسته هایش نزدیک،لغزش کم،قلبش خاشع،نفسش قانع،خوراکش اندک،امورات ومسائل

زندگی اش آسان،دینش محفوظ،شهوتش مرده وخشمش فرو خورده.همه انسان ها به خیرش امیدوار،و از شرش درامانند.

19-اگردرمیان غافلان باشدجزوذاکران محسوب می گردد،واگردرمیان ذاکران باشدجزو غافلان محسوب نمی شود.کسی راکه به اوظلم وستم کرده می بخشد،وبه آنکه محرومش ساخته عطامی کند،باآنکس که پیوندش راقطع کرده می پیوندد،ازگفتارزشت وناسزابرکناراست؛کلام وگفته هایش نرم ودلنشین است،بدی هایش پنهان ونیکی هایش آشکاراست.اعمال نیک وصالحش ظاهرواعمال زشت وشرازاودوروبعیداست.

20-درشدائدومشکلات خونسردوآرام ،درسختی هاوناگواری هاشکیباوبردباراست ودرموقع نعمت وراحتی سپاسگزاراست.

21-نسبت به دشمن ستم وظلم نمی کندوبه خاطردوست مرتکب گناه نمی شود.

22-پیش ازآنکه شاهدوگواهی برضدش اقامه شودخودبه حق اعتراف می کند،آنچه رابه اوسپرده اندضایع نمی کند،وآنچه رابه اوتذکرداده اندبه فراموشی نمی سپارد،مردم رابانامهای زشت نمی خواند،به همسایه هازیان نمی رساند،مصیبت زده راشماتت نمی کند،وارددرباطل نشده وازدائره حق بیرون نمی رود.

23-اگرسکوت کندسکوتش وی رامغموم نمی سازد،واگربخنددصدایش به قهقهه بلندنمی شود.

24-اگرستم وظلمی بدوشودصبرکرده تاخدای تبارک وتعالی انتقام وی رابگیرد.خودرادرسختی قرارمی دهدامامردم ازدستش درآسایشند،خودرابخاطرآخرت به زحمت می اندازدومردم رادرراحتی قرارمیدهد.

25-کناره گیری اوازمردم ازروی زهدوبخاطرپاک ماندن است،ومعاشرتش باآنان که نزدیکی داردهمراه بامهربانی ونرمش است.جدایی ودوریش ازافراد،ازروی تکبروخودبرتربینی نیست،ونزدیکی ودوستی اش بامردم ازمکروخدعه نخواهدبود.

راوی می گوید:هنگامی که سخن به اینجارسیدناگهان همّام ناله ای ازجان برکشیدکه روحش همراه آنازکالبدش خارج شد.

امیرمومنان علیه السلام فرمودند:آه که من ازاین پیشامدمی ترسیدم وسپس اضافه فرمود:مواعظ وپندواندرزهای رسابه آنان که اهل موعظه اندچنین می کند.

کسی عرض کرد:پس شماچطورای امیرمومنان؟(چراباشماچنین نکرد؟)

امام علیه السلام فرمودند:وای برتو،هراجلی وقت معینی داردکه ازآن نمی گذردوسبب وعلّت مشخّصی داردکه ازآن تجاوزنمی کند! آرام باش،دیگرچنین سخن مگوی،این حرفی بودکه شیطان برزبانت نهاد.