مقایسه بین علما و ثروتمندان ازامیرالمومنین علی(ع)درنهج البلاغه
ثروت اندوزان در حال حیات دنیوى گرچه به ظاهر زندهاند و همانند چهارپایانمى خورند: لكن در حقیقت مردهاند، زیرا در اثر غفلت ازخالق خود بهرهاى از حیات طیبه انسانى نبردهاند:
مردگانى هستند كه از حیات بى بهرهاند و شعور ندارند كه چه هنگام برانگیخته خواهند شد.
مرده دل زنده تو دانى كه كیست آن كه ندارد به خدا اشتغال
در حالىكه دانشمندان الهى تا دنیا باقى است هستند گرچه اجسام و بدنهایشاندر بین مردم نباشد، ولى یاد آنها همراه با آثارشان براى همیشه باقى و جاویدانخواهد بود.
علم از هفت جهتبر مال برترى دارد:
اول: علم میراث پیامبران است و ثروت و مال میراث فراعنه.
دوم: علم با بخشش و انفاق كم نمىشود، و حال آن كه ثروت با خرج كردن كم مىشود.
سوم: ثروت احتیاج به نگهبان دارد و حال آن كه علم نگهبان صاحب علم است.
چهارم: علم داخل كفن مىشود و مال خارج از آن مىماند، یعنى ثمرات دانش براى پس از مرگهم مفید و سودمند است.
پنجم: ثروت، هم به دست مؤمن مىرسد و هم به دست كافر، و حال آن كه علم فقط در دسترسمؤمن است.
ششم: تمام مردم در امر دینشان نیازمند به عالم و دانشمند ربانىاند، در حالى كه به ثروتمندانخسیس نیازى ندارند.
هفتم: علم، انسان را براى عبور از صراط و رسیدن به بهشت و فردوس برین قوت و نیرومىبخشد، در حالى كه ثروت مانع از عبورش مىگردد. (یعنى ثروتى كه در راه صحیح مصرف نشودمانع حیات طیبه اخروى و رفتن به بهشت مىگردد).
همچنین از آن حضرت نقل شده كه فرمودند:
اى مردم! بدانید كه كمال دین طلب علم و عمل به آن است و طلب دانش بر شما واجبتر استاز طلب مال، زیرا مال بین شما تقسیم و سهم شما از ثروت و مال تضمین گردیده و به عدالتبینشما قسمتشده و به شما خواهد رسید، و حال آن كه علم براى شما نزد اهلش به ودیعه نهاده شده وبه شما امر شده به دنبال آن بروید و آنرا از اهلش طلب كنید.
بدانید كثرت و فراوانى مال موجبفساد دین و قساوت قلبهاست، و حال آن كه زیادى دانش و عمل به آن به صلاح و منفعت دین ووسیلهاى استبراى رسیدن شما به بهشت. بخشش و خرج كردن موجب كم شدن مال است،در حالى كه علم به واسطه انفاق و بخشش رشد و نمو مىیابد و انفاق علم، پخش و گسترش آن براىحافظان و راویان دانش است.
تعلیم و تربیت در نهج البلاغه
نویسنده : عبد المجيد زهادت