یاران امام زمان(ع)براساس روایات چندنفرند؟چندنفرایرانی وازکدام شهرهاهستند؟چندنفرشان زن هستند؟

یاران امام زمان(ع)براساس روایات چندنفرند؟چندنفرایرانی وازکدام شهرهاهستند؟چندنفرشان زن هستند؟

تعداد ياران و نام شهرها و كشورها
...



بنابر نقل روايات اصحاب و ياران خاص آن حضرت 313 نفر به تعداد ياران رسول خدا ( ص ) در غزوه بدر خواهند بود.

كه تعداد آنان از شهرهاي مختلف مشخص است و ما بعضي از آنها را ذكرمي كنيم :

24 نفر از طالقان ،

 18 نفر از قم ،

 14 نفر از كوفه ،

12 نفر از هرات ،

12نفر از مرو،

3 نفر از سجستان ،

3 نفر از رقه ، ( نزديك مرز سوريه و تركيه است )،

 12 نفر از گرگان،

 9 نفر از بيروت،

8 نفر از مداين،

 8 نفر از نيشابور،

3 نفر از بصره،

 3 نفر از خابور ( نزديك مرز عراق و سوريه در استان حسكه وديرزور )،

7 نفر از ري،

7 نفر از طبرستان ( مازندران )،

6 نفر از يمن،

5 نفر ازطوس ( مشهد )،

3 نفر از دمشق،

 2 نفر از مدينه منوره،

5 نفر از تفليس،

4 نفراز همدان،

 4 نفر از ديلم،

 4 نفر از زنجار،

4 نفر از فسطاط (در كشور عراق)،

 2نفر از سبزوار

و بقيه از ساير شهرها و مناطق خواهند بود. در اين مورد به كتاب ( ( منتخب التواريخ ، ص 1119 ) ) مراجعه كنيد .

حضور تعدادي از زنان در ياران خاص امام زمان(ع)

بر اساس پاره‌اي از روايات متعددي از ياران قائم(ع) را زنان تشكيل مي‌دهند. از جمله در بخشي از روايتي كه «ام سلمه» دربارة نشانه‌هاي ظهور از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده‌اند، چنين مي‌خوانيم:

پس پناهنده‌اي به حرم [الهي] پناه مي‌آورد و مردم همانند كبوتراني كه از چهار سمت به يك سو هجوم مي‌برند سوي او جمع مي‌شوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده نفر گرد آمده كه برخي از آنان زن مي‌باشند كه بر هر جبار و جبارزاده‌هاي پيروز مي‌شود.(4)

در روايتي ديگر كه «جابر بن يزيد جعفي» از امام باقر(ع) نقل كرده، در اين زمينه چنين آمده است:
به خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر كه پنجاه نفر از آنها زن هستند، بدون هيچ قرار قبلي در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد.(5)

پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه آيا اين تعداد زن جزء 313 نفر ياران خاص امام مهدي(ع) هستند يا اينكه خير، آنها جزء عموم ياران آن حضرت مي‌باشند؟

در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: با توجه به آنكه امام باقر(ع) در اين روايت از تعبير «فيهم» استفاده كرده و نفرموده است «معهم» مي‌توان استفاده كرد كه اين تعداد زن جزء 313 نفر ياران خاص هستند و اينكه در بيشتر روايات آمده است 313 نفر مرد آن حضرت را ياري مي‌كنند، شايد به اين دليل باشد كه بيشتر اين 313 نفر مرد هستند.(6)


3. ذكر نام تعدادي از زنان به عنوان رجعت‌كنندگان

در برخي از روايات به طور مشخص از تعدادي از زنان كه هر كدام در مقعطي از تاريخ نقش مهم و تعيين كننده‌اي در گسترش و تحكيم دين حق داشته‌اند، به عنوان رجعت‌كنندگان ياد شده است كه از آن جمله مي‌توان به «صيانه» همسر «جزقيل»، پسر عموي فرعون و گنجينه‌دار وي كه در برخي روايات آمده است، مؤمن آل فرعون همين فرد بوده است. «امّ ايمن» كنيز پيامبر اكرم(ص)، «زبيده» همسر هارون الرشيد كه به انجام كارهاي نيك معروف بود؛ «سميه» مادر عمار ياسر كه در راه اسلام به شهادت رسيد؛ «ام خالد» يكي از زنان فداكاري كه به جرم تشيع و حمايت از قيام زيد بن علي دستش بريده شد؛ «حبابه والبيه» زني كه دوران هشت امام معصوم را درك كرد و يك بار به معجزه امام سجّاد و يك بار به معجزه، امام هشتم دوباره جوان شد؛ «قنواء» دختر رشيد هجري كه پدر او در زمان ابن زياد به جرم بيزاري نجستن از امام علي(ع) به شهادت رسيد و خود او نيز در راه عقيده‌اش پايداري و فداكاري فراوان كرد.(7)

پی نوشت ها:

4. معجم أحاديث الامام المهدي(عج)، ج 1، ص 500، ح 340، به نقل از: هيثمي، علي بن ابي بكر، مجمع الزوائد، ج 7، ص 315.
5. مجلسي، همان، ج 52، ص 223.
6. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: طبسي، محمدجواد، زنان در حكومت امام زمان(عج)؛ طبسي، نجم‌الدين، چشم‌اندازي از حكومت مهدي(ع)، ص 73 ـ 74.
7. براي مطالعة بيشتر در اين زمينه ر.ك: طبسي، همان، ص 74 ـ 81.
وظيفه ومسووليت313نفر

ياران خاص (313 نفر) نخستين كساني هستند كه گرد حضرت جمع مي آيند و دعوت جهاني امام مهدي با آنان شروع مي شود. پس از آشكار شدن دعوت حضرت , تعداد ده هزار نفر, كساني هستند كه به امام (ع ) مي پيوندند و به عنوان هسته اوليه نيروهاي حضرت , تحت فرماندهي همان 313 نفر, قيام جهاني امام زمان آغاز مي شود: »امام جواد(ع )مي فرمايد : زماني كه سيصد و سيزده نفر از ياران خاص امام قائم به خدمت آن بزرگوار رسيدند حضرت , دعوتش را به جهانيان آشكار مي كند و وقتي اين تعداد به ده هزار نفر رسيد, به اذن خداوند متعال قيام مسلحانه مي كند«, (بحارالانوار, ج 52, ص 283, حديث 10). و در ادامه نهضت , توده هاي انبوه مردم از سراسر جهان كه در انتظار منجي بشريت به سر مي برند و از ظلم و ستم به ستوه آمده اند, به ايشان مي پيوندند, (منتخب الاثر, الفصل السابع , الباب السادس , ص 597; الملاحم و الفتن , سيد ابن طاووس , ص 65).


در واقع مهم ترين وظيفه اين ياران خاص,ياري حضرت مهدي (ع) درشكل گيري انقلاب جهاني و بر عهده گرفتن فرماندهي سپاه و محافظت از وجود مبارك آن حضرت است.
پس از پيروزي و تثبيت انقلاب جهاني ,نوبت به تشكيل حكومت جهاني فرا مي رسد. در اين نظام حكومتي گسترده حضرت مهدي (ع) به عنوان امام ورهبر جهانيان حاكمان و روساي كشور ها را انتخاب و با دستوراتي مبني بر عدل و احسان به اين مناطق اعزام مي كند. براساس روايات حاكمان جهان از ميان همين 313 تن انتخاب خواهند شد ؛چنان كه امام صادق(ع) مي فرمايد: گويا قائم را بر فراز منبري در كوفه مي بينيم و پيرامون او يارانش قرار دارند كه313 تن به تعداد اصحاب بدر مي درخشند.آنان پرچمداران سپاه و حاكمان زمين از سوي خداوند در بين بندگان او هستند (كمال الدين, ج12 ,ص672).
همچنين آمده است :مردان الهي با مهدي (ع) همراه هستند مرداني كه به دعوت او پاسخ گفته اند و او را ياري مي كنند. آنان وزرا و دولتمندان اويند كه بار سنگين مسووليت هاي حكومت جهاني را بر دوش دارند (وافي ج2ص114).
3.ويژگيهاي ياران

به طور خلاصه درباره صفات و ويژگي هاي اين بزرگان مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1.آنان از اقصي نقاط عالم جمع شده و نخستين بيعت كنندگام با امام زمان(ع) هستند.
2.آنان مدافعان مخصوص و حافظان ويژه امام زمان (ع) هستند.
3.آنان پرچمداران نيروي اسلام و از فرماندهان سپاه حق هستند.
4.آنان حاكمان روي زمين وكارگزاران حكومت جهاني مهدوي هستند.
5.آنان امت معدوده اي هستند كه براي دشمنان عذاب و نقمتند.
6.آنان سوار بر ابرها (شايد به وسيله اي پيشرفته) در يك ساعت خود را به امام عصر (ع) مي رسانند.
7.آنان اركان و پايه هاي خلا ناپذير و پشتيبان محكم دولت مهدي (ع) هستند.
8.ايشان به دليل اينكه دست خدا بالاي سر آنان است هميشه پيروز و ثابت قدم اند.
9.آنان به قدرت ايمان كامل و ممتازند و شك و ترديد در باور آنان راه ندارد.
براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: رحيم كارگر , آينده جهان (دولت و سياست در انديشه مهدويت) ,صص 257-266

این که چند نفر از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زن هستند، دقیقاً مشخص نیست و حتی این که زنی در میان یاران خاص آن حضرت باشد، مورد تردید است؛
چرا که بیشتر روایاتی که در باره عدد یاران حضرت در کتاب‌های معتبر شیعه وارد شده است، همگی آن‌ها را مرد ذکر کرده‌اند؛
حتی روایاتی که نام یاران حضرت را برده‌اند، نام هیچ زنی در میان آن‌ها دیده نمی‌شود.

مثلاً محمد ابراهیم نعمانی در کتاب معتبر الغیبة و مرحوم شیخ مفید رحمت الله علیه در الإختصاص روایتی را با این سند نقل می‌کنند:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید، عن هؤلاء الرجال الأربعة، عن ابن محبوب. وأخبرنا محمد بن یعقوب الکلینی أبو جعفر، قال: حدثنی علی بن إبراهیم بن هاشم، عن أبیه. قال: وحدثنی محمد بن عمران، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسی، قال: وحدثنا علی بن محمد وغیره، عن سهل بن زیاد، جمیعا، عن الحسن بن محبوب. قال: وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی، عن أبی علی أحمد بن محمد بن أبی ناشر، عن أحمد بن هلال، عن الحسن بن محبوب، عن عمرو بن أبی المقدام، عن جابر بن یزید الجعفی، قال: قال أبو جعفر محمد بن علی الباقر (علیه السلام): یا جابر، الزم الأرض و لا تحرک یدا و لا رجلا حتی تری علامات أذکرها لک إن أدرکتها ... . فیجمع الله علیه أصحابه ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا، و یجمعهم الله له علی غیر میعاد قزعا کقزع الخریف .

... خداوند 313 نفر مرد از اصحاب آن حضرت را جمع می‌کند؛ بی آنکه قبلا وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهای پاییزی است که با حرکات تند می آیند. کتاب الغیبة، محمد بن إبراهیم النعمانی ، ص 288 – 291 و الاختصاص، الشیخ المفید، ص 257 و ... .


این روایت از نظر سندی هیچ مشکلی ندارد. در بسیاری از کتاب‌های شیعه نقل شده و روایتی است کاملاً معتبر. و روایات بسیار دیگری با همین مضمون که نقل همگی آن‌ها فرصت بیشتری می‌طلبد.

اما از آن طرف روایت دیگری را مرحوم عیاشی در تفسیر خود نقل کرده است که می‌گوید
پنجاه نفر از یاران حضرت مهدی زن هستند :

عن جابر الجعفی عن أبی جعفر علیه السلام یقول: الزم الأرض لا تحرکن یدک و لا رجلک ابدا حتی تری علامات اذکرها لک فی سنة ... و یجیئ والله ثلاثمائة و بضعة عشر رجلا فیهم خمسون امرأة یجتمعون بمکة علی غیر میعاد قزعا کقزع الخریف ...

سوگند به خدا سیصد و اندی نفر مرد می آیند و در میان شان پنجاه نفر زن هستند در مکه اجتماع می‌کنند بی آن که قبلا وعده داده باشند، آمدن شان همچون ابرهای پاییزی است که با حرکات تند می آیند. تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود العیاشی، ج 1، ص 64 – 66.


از آن‌جایی که سند روایت، تا جابر بن عبد الله جعفی، ذکر نشده است، نمی‌شود به آن استناد کرد. از این رو این که تعدادی از یاران حضرت مهدی از بانوان باشند، قطعی نیست. 


آيا در قيام و انقلاب جهاني امام مهدي(ع) زنان نقشي دارند و آيا زنان مي‌توانند جزء ياران امام عصر(ع) باشند در پاسخ اين سوال، نكاني را يادآور مي‌شويم:


 تفاوت نكردن زن و مرد در ياري امام عصر(ع)

همة روايات، ادعيه و زيارت‌هايي كه در آنها از موضوع‌هايي چون ويژگي‌هاي ياران امام عصر(عج)، چگونگي دست‌يابي به مقام ياري و نصرت آن امام، تمناي حضور در زمرة ياري‌كنندگان حضرت، درخواست زنده شدن دوباره در زمان ظهور و يافتن توفيق درك آن زمان و ... سخن به ميان آمده است، بي هيچ تفاوتي مردان و زنان را در بر مي‌گيرد و هركس بتواند ويژگي‌ها و خصايصي را كه براي يافتن به مقام‌هاي ياد شده، ضروري است دارا شود، مي‌تواند به اين مقام‌ها برسد. به بيان ديگر چنان‌كه در رسيدن به مراتب عالي كمال انسان جنسيت دخلي ندارد و همة انسان‌ها به شرط داشتن ايمان، انجام عمل صالح و مراقبت بر اوامر الهي مي‌توانند به اين مراتب دست يابند1، در  دست يافتن به مقام ياي و نصرت امام عصر(ع) نيز جنسيت مطرح نيست و مهم عمل به وظايف و تكاليفي است كه منتظران واقعي براي رسيدن به اين مقام بايد آنها را انجام دهند.2

توجه به بخشي از دعاي عهد كه همة شيعيان، اعم از زن و مرد مأمور به خواندن آن شده‌اند، نكته ياد شده را روشن مي‌سازد:


بارخدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگانيم، عهد و پيمان و بيعتي را كه از آن حضرت بر گردن دارم با او تجديد مي‌كنم؛ كه هرگز از آن عهد و پيمان برنگردم و بر آن پايدار بمانم. بارخدايا! مرا از ياران و هواداران و مدافعان آن حضرت و شتابندگان در پي انجام خواسته‌هاي او و اطاعت كنندگان از اوامر و نواهي او و حمايت‌كنندگان از وجود او و پيشي گيرندگان به سوي خواسته‌هاي او و شهيد شدگان در حضور او قرار ده. 3
پي‌نوشت‌ها:
1. قرآن كريم در اين زمينه مي‌فرمايد:  هركس ـ از مرد و زن ـ كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگي پاكيزه‌اي، حيات [حقيقي] بخشيم». سورة نحل(15)، آية 97.
2. براي مطالعه بيشتر در زمينة وظايف و تكاليف منتظران ر.ك: شفيعي سروستاني، ابراهيم، معرفت امام زمان و تكليف منتظران، ص 127 ـ 151.
3. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 102، ص 111.

منبع :
پایگاه مؤسسه تحقیقاتی ولیعصر (عج)
شیعه نیوزو
ماهنامه موعود شماره86

اتفاقات بعدازظهورامام زمان(ع)

اتفاقات بعدازظهورامام زمان(ع)

بعدازاینکه خداونداجازه ظهوربه ایشان دادند،درچهره ی جوانی موفق ظاهرواردبیت الله الحرام می شوند،آنگاه دربین رکن ومقام می ایستدوفریادبرمی آورد:ای گروه نقباء وای یاوران مخصوص من،وای کسانی که خداوندقبل ازظهورم شمارابرای یاری من ذخیره کرده است،بامیل ورغبت به سوی من آیید.

صدای امام(ع)به آنهادرشرق وغرب عالم می رسددرحالی که بعضی ازآنهادرمحراب عبادتندوعده ای دربسترآرمیده اندهمین که این صدارامی شنوندهمه دریک چشم بهم زدن بطرف امام روی اورده وخودرابه حضورامام (ع)می رسانند.که تعدادآنهاسیصدوسیزده نفربه تعدادلشکریان رسول خدا(ص)درجنگ بدرهستند.

درآن هنگام خداوندتبارک و تعالی به نوردستورمی دهدتابه سورت عمودی اززمین تاآسمان درخشندگی کند،هرمومنی که روی زمین زندگی می کندازآن بهره مندمی گرددواین نوردرداخل خانه اش به اوروشنایی می بخشد.

مفضل ازامام صادق(ع)روایت می کندآن هفتادودونفرکه باامام حسین(ع)به شهادت رسیدندباامام حسین(ع)ظهورمی کنندبه همراه ۱۲هزارنفرازشیعیان امیرالمومنین علی (ع)وامام حسین (ع)عمامه سیاه رنگی برسرخواهدگذاشت.مفضل گوید:پرسیدم ای سرورمن آیاقائم(ع)بیعت کسانی راکه قبل ازظهوروقیام اوبادیگران نموده اندتغییرمی دهد؟امام فرمود:هربیعتی قبل ازظهورقائم(ع)بیعت کفرونفاق ونیرنگ است خداوندبیعت کننده وکسی راکه برایش بیعت شده هردورالعنت می کند{بیعت کردن باکسی،عهدوپیمان بستن بااواست،که بیعت کننده تمام توان خودرادرخدمت به اوبه کارگیردودرراه یاری اوازبذل جان ومال خودهیچ گونه دریغ نورزد}ای مفضل وقتی قائم(ع)تکیه به بیت الله الحرام دهددست مبارک خودرادرازکند،نورسفیدوروشنی ازآن خارج شودکه مردم می بینند.اول کسی که دست آنحضرت رامی بوسدوبااوبیعت می کندجبرئیل است،بعدازاوفرشتگان وسپس نجباء جن وآنگاه نقباء بیعت می کنند.

وقتی خورشیدطلوع کردوهمه جاروشن شدفریادکننده ای ازآسمان وازبلندای آفتاب به زبان عربی فصیح بانگ برآوردکه صدای اوراهمه ی اهل آسمان وزمین می شنوندومیگوید:ای اهل عالم،این مهدی آل محمد(ص)است وبعدازآنکه نام وکنیه ونسب اورابطورکامل بیان کردمی گوید:اکنون ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدومخالفت بادستورات اونکنیدکه گمراه می گردید.وهیچ دارنده گوشی باقی نماندجزاینکه آن صدارابشنودوهریک به دیگری آن رابازگوکند.

نزدیک غروب فریادزننده ای ازمغرب بانگ برآورد:ای مردم پروردگارشمادربیابان خشکی ازسرزمین فلسطین ظهورکرده واوعثمان بن عنبسه ازاولادیزیدبن معاویه است ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدوبااومخالفت نکنیدکه گمراه می گردید.فرشتگان وپریان ونقباءگفتاراوراردمی کنندواوراتکذیب می کنندولی اهل شک وتردیدونفاق وکافران باشنیدن این صدادچارگمراهی می شوند.

آنگاه دابه ت الارض (طبق روایات حضرت علی(ع)است)بین رکن ومقام ظاهرمی شودوبرچهره مردم باایمان علامت مومن وبرچهره کافران علامت کفرمی زند،سپس امام صادق(ع)قصه خروج لشگرسفیانی وفرورفتن آنهادرزمین بیداءرابیان می کند.

مفضل عرض کرد:ای سرورمن مهدی(ع)کجامی رود؟

امام فرمود:به مدینه جدش رسول خدا(ص)وماموریت عجیبی اجراخواهدکردکه باعث خشنودی مومنان ورسوایی کافران میشود...................

اتفاقات بعدازظهورامام زمان(ع)

هنگامی که حضرت مهدی(ارواحنافداه)قیام کنددراطراف زمین درهرطرف شخصی راروانه می سازدوبه اومی فرماید:دستورکارتودرکف دستت می باشد،هرزمان دچارمشکلی شدی وقضیه ای برایت رخ دادکه آن رانفهمیدی به کف دست خودنگاه کن وبه آنچه درآن می بینی عمل کن.

ولشکری به سوی قسطنطنیه (استانبول)می فرستند،آنهاهنگامی که کنارخلیج میرسندبرقدمهای خودچیزی می نویسندوبرروی آب راه میروند،رومیان(اروپائیان)که راه رفتن آنهارابرروی آب مشاهده کنندباخودگویند:اینهااصحاب اوهستندوچنین قدرتی دارند،پس خوداوچگونه خواهدبود،دراین هنگام دروازه شهررابه روی آنهامی گشایندوآنهاباپیروزی واردمی شوندوآنگونه که می خواهنددرباره آنهافرمان میدهند.

امام صادق(ع)فرمودند:هنگامی که قائم ماقیام کندزمین به نورپروردگارش روشن گرددومردم ازنورخورشیدبی نیازشوندوشب وروزیکسان وتاریکی ازبین برود،چه بساشخصی درزمان آنحضرت هزارسال عمرکندوهرسال پسری برایش متولدشودوجامه ای بپوشدکه باطولانی شدن قداوبلندشودوبه هررنگی که بخواهددرمی آید.

امام رضا(ع)فرمودند:هماناقائم (ع)کسی است که درهنگام ظهوردرسنین پیری است ولی به شکل جوانان ظاهرمی گردد.اوازنظرجسمانی بقدری قوی است که اگربه بزرگترین درختی که برروی زمین است دست خودرادرازکندآنراازریشه می کندواگرمیان کوههافریادی برآوردسنگ هاازهم می پاشندوفرومی ریزند.

اوبه همراه خودعصای موسی وخاتم سلیمان دارد،چهارمین فرزندمن است!

امام صادق(ع)فرمودند:وقتی مهدی(ع)قیام نمایدمسجدالحرام راخراب نموده وازنومانندساخت نخستش می سازدومقام ابراهیم(ع)رابه موضع اصلی آن برمی گرداند،ودست فرزندان شیبه را-که خودرامتولی حرم میدانند-قطع نموده وازدرب کعبه آویزان می کنند وبرآن می نویسد:اینان دزدان کعبه بودند.

یاران قائم ۳۱۳تن ازفرزندان عجم هستند.آنان بانام ونام پدرونژادوخصوصیاتشان شناخته می شوند.

ظهور نور در مدينه و اعدام دو جنايت كار


يكى از اصحاب و شاگردان امام صادق عليه السلام ضمن پرسش هاى متعدّدى از آن حضرت سؤال كرد:
وقتى امام زمان عليه السلام در شهر كوفه برنامه خود را اجراء نمايد، به كدام شهر رهسپار خواهد شد؟
فرمود: به مدينه جدّم رسول اللّه صلى الله عليه و آله مراجعت مى نمايد؛ و چون حضرت - ولىّ عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - وارد مدينه منوّره گردد حوادثى عجيب رخ مى دهد؛ مؤمنين در شادكامى و سرور قرار خواهند گرفت و كافران در ذلّت و بدبختى خواهند بود.
سپس حضرت وارد مسجدالنّبى مى شود و كنار قبر جدّش رسول اللّه صلى الله عليه و آله مى آيد و با صداى بلند مى گويد: اى جمع خلايق ! آيا اين قبر جدّم رسول اللّه است ؟
خواهند گفت : آرى ، اى مهدى آل محمّد!
پس از آن اظهار مى فرمايد: چه كسانى كنار قبر او قرار گرفته اند؟ گويند: دو هم نشين او، ابوبكر و عمر كنار آن حضرت دفن شده اند.
امام زمان (عجّ) با اين كه از واقعيّت اءمر آگاه است ، مطرح مى نمايد: چرا از بين تمام امّت فقط اين دو نفر اينجا دفن شده اند؟
آيا احتمال نمى دهيد كه كسانى ديگر دفن شده باشند؟
در جواب گويند: غير از آن دو نفر كسى ديگر كنار حضرت رسول دفن نشده است ، چون كه آن دو خليفه آن حضرت بوده اند.
بعد از آن مى فرمايد: آيا كسى از شماها در اين موضوع - و دفن آن دو نفر - شكّ و شبهه اى ندارد؟
همه خواهند گفت : خير.
و چون مدّت سه روز از اين جريان بگذرد، دستور دهد تا نبش قبر كنند و جسد آن دو نفر را از قبر درآورند، بدون آن كه تغييرى در شكل و قيافه آن ها پديد آمده باشد؛ و سپس دستور مى دهد: جسد هر دو نفرشان را بر درختى خشك آويزان كنند؛ و آن درخت سبز و داراى ميوه گردد و كسانى كه ولايت و حكومت آن ها را قبول داشته اند، گويند: اين دو نفر، چه افراد شريفى بوده اند؛ اكنون حقّ بر همگان آشكار شد و ما پيروز گشتيم .
بعد از آن ندائى از طرف حضرت مهدى (عجّ) به گوش همگان مى رسد: دوستداران اين دو نفر هر كه هست ، سر جاى خود بايستد و آن هائى كه مخالف اين دو مى باشند، در سمتى ديگر قرار گيرند.
چون جمعيّت از يكديگر جدا شوند، به دستور آن حضرت ، باد سياه و وحشتناكى مى وزد و آن دو جسد را با تمام علاقه مندانشان به همراه درخت مى سوزاند.
سپس حضرت دستور مى دهد تا آن دو جسد سوخته شده را فرود آورند و به اذن و اراده خداوند زنده مى شوند و اجتماعى عظيم از اقشار مختلف گرد هم آيند.
بعد از آن ، حضرت ضمن خطبه اى مفصّل تمام جنايت ها و ظلم هائى كه از حضرت آدم به بعد شده ، براى جمعيّت بازگو مى فرمايد تا آن موقعى كه به خانه حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها و اميرالمؤمنين امام علىّ عليه السلام حمله كردند و در خانه را آتش زدند و محسن آن حضرت را بين در و ديوار سقط كردند.
و جريان كربلاء و شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش و نيز اسارت اهل بيت ش را، همچنين به شهادت رسيدن تمامى ائمّه و ذرارى آن ها و تمام ظلم و جناياتى كه بر عليه مؤمنين انجام گرفته است و نيز عمل هاى زنا كه در جامعه واقع شده - تا زمان ظهور امام زمان عليه السلام - به تمامى آن ها اشاره مى نمايد.
و چون همه ظلم ها و جنايت ها را برشمارد، با دليل و برهان بر عليه آن دو نفر اثبات مى نمايد و آنها نيز مى پذيرند و اعتراف مى كنند.
پس از آن كه اعتراف كردند، هر دو نفرشان را مؤاخذه و قصاص مى كند و دستور مى دهد: آن ها را دار بزنند و در آن هنگام آتشى از درون زمين خارج مى گردد و آن ها را مى سوزاند، سپس باد شديدى مى وزد و خاكستر آن ها را متلاشى و پراكنده مى كند.


تهيّه آذوقه لشكر امام زمان (عجّ)


مرحوم شيخ صدوق ، كلينى و برخى ديگر از بزرگان آورده اند:
حضرت صادق آل محمّد از قول پدرش ، حضرت باقرالعلوم عليهماالسلام حكايت فرمايد: هنگامى كه امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجّه الشّريف ظهور نمايد و بخواهد قيام نمايد، قيام خود را از مكّه معظّمه شروع نموده و ابتداء به سمت شهر كوفه حركت مى كند.
و قبل از آن كه به همراه لشكر و ياران خويش حركت نمايد، منادى حضرت در بين جمعيّت ، نداء دهد: كسى حقّ ندارد به همراه خود غذا و آب حمل كند، سپس حضرت دستور مى دهد تا سنگ حضرت موسى بن عمران عليه السلام - كه به مقدار بار شترى است - برداشته شود و همراه نيروها آورده شود، پس در هر منزلى كه فرود آيند، از آن سنگ چشمه اى از آب گوارا جارى گردد كه هر گرسنه اى از آن ميل كند، سير گردد؛ و نيز هر تشنه اى از آن آب بياشامد، سيراب شود و نيازى به طعام و مايعات نخواهند داشت .
و اين آذوقه خوراكى و آشاميدنى براى تمامى افراد لشكر امام زمان عليه السلام مى باشد، تا هنگامى كه در نجف اشرف و كوفه وارد شوند.


پيراهن يوسف و ابراهيم كجاست ؟


مرحوم شيخ صدوق ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:
روزى در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين نشسته بودم ، آن حضرت فرمود: آيا مى دانى پيراهن حضرت يوسف عليه السلام چه بود و كجاست ؟
عرض كردم : خير، نمى دانم ؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم .
امام عليه السلام فرمود: چون حضرت ابراهيم عليه السلام را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين عليه السلام پيراهنى از لباس هاى بهشتى برايش آورد و بر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بى اءثر شد.
و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق عليه السلام داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب عليه السلام پوشانيد كه اندازه قامت او بود.
و هنگامى كه حضرت يوسف عليه السلام به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائى كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براى پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتى بود.
عرض كردم : اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟
فرمود: الا ن نزد اهلش مى باشد و در نهايت ، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللّه عليه خواهد شد.
و هنگامى كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مى نمايد و تمام مؤ منين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوى خوش ‍ آن را استشمام خواهند كرد.
و او - يعنى ؛ امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامى پيغمبران الهى مى باشد.
(29)


سرزنش در برگرداندان هدايا

مرحوم شيخ صدوق ، كلينى ، طبرسى و برخى ديگر از بزرگان ، به نقل از حسن بن فضل حكايت كنند:
روزى وارد عراق شدم و بر اين تصميم بودم كه خار نشوم و حركت نكنم ، مگر آن كه شواهد و نشانه هاى كافى از حضرت ولىّ عصر، امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف دريابم و در ضمن با خود گفتم : آن قدر اينجا مى مانم تا به خواسته خود برسم ، گرچه فقير شوم و با گدائى امرار معاش ‍ كنم .
پس از گذشت چند روزى ، نزد يكى از سفيران و نمايندگان حضرت به نام محمّد بن احمد آمدم و از او در رسيدن به مقصود خود تقاضاى كمك كردم .
او در جواب اظهار داشت : داخل فلان مسجد برو، آن جا شخصى را ملاقات مى كنى كه تو را راهنمائى مى نمايد.
به همين جهت حركت كردم و هنگامى كه وارد آن مسجد شدم ، شخصى نزد من آمد و چون نگاهش بر من افتاد خنديد و گفت : غمگين و ناراحت مباش ، در همين سال به سفر حجّ خواهى رفت و سپس سالم به سوى خانواده و فرزندانت برمى گردى .
با شنيدن اين پيش بينى ها، دلم آرام گرفت و مطمئن شدم ، ولى با خود گفتم : بايد حتما نشانه و دليل آن را ببينم ، إنشاءاللّه .
موقعى كه به منزل بازگشتم ، شخصى كيسه اى را كه در آن چندين دينار و تعدادى لباس بود، درب منزل آورد و تحويل من داد؛ و پس از خا حافظى رفت .
در آن حال بسيار افسرده خاطر شدم و با خود گفتم : نصيب و سهم من همين بوده است ؛ و از روى نادانى آن ها را به ضميمه نامه اى گلايه آميز پس ‍ دادم .
پس از گذشت مدّتى از اين كار جاهلانه خود پشيمان شده و گفتم : نسبت به مولايم حضرت صاحب الا مر عليه السلام كافر و بى اعتبار شده ام ، لذا نامه اى ديگر نوشتم و از كردار ناشايست خود، عذرخواهى كرده و اظهار پشيمانى و توبه نمودم .
و چون نامه را فرستادم ، حركت كردم تا براى انجام و اقامه نماز آماده شوم .
در اين بين فكرهاى گوناگونى مرا احاطه كرده بود؛ و در افكار خويش ‍ غوطه ور بودم كه ناگهان همان شخصى كه كيسه پول ولباس ها را آورده بود، دو مرتبه وارد شد و مرا مخاطب قرار داد و اظهار نمود: اى حسن بن فضل ! رفتار بدى را انجام دادى ، چون كه هنوز امام و مولايت را نشناخته اى .
سپس در ادامه سخن خويش افزود: ما در بعضى موارد جهت تبرّك مقدار اندكى پول و غيره براى دوستانمان مى فرستيم ، بدون آن كه از ما سؤ ال و تقاضائى كرده باشند؛ و سپس آن شخص نامه اى را به دستم داد و رفت .
هنگامى كه نامه را گشودم ، در آن چنين مرقوم شده بود:
اى حسن بن فضل ! در رابطه با اين كه هديه ما را برگرداندى اشتباه كرده اى ، پس اگر چنانچه به درگاه خداوند متعال توبه نمائى ، خداوند توبه ات را پذيرا مى باشد.
امّا نسبت به مقدار دينارى كه برايت فرستاده بوديم و آن ها را برگرداندى ، در موردى ديگر مصرف كرديم ؛ وليكن لباس را قبول بكن كه براى انجام مراسم و مناسك حجّ، در اين لباس احرام ببندى .


ريگ طلا در طواف كعبه


مرحوم شيخ طوسى رحمة اللّه عليه در كتاب خود به طور مستند حكايت نموده است :
شخصى به نام اءزُدى - آودى - گفت : سالى از سال ها به مكّه معظّمه مشرّف شده بودم و مشغول طواف كعبه الهى در دور ششم بودم ، كه ناگهان اجتماع عدّه اى از حاجيان - در سمت راست كعبه - توجّه مرا جلب كرد، مخصوصا جوانى خوش سيما و خوشبو، با هيبت و وقار عجيبى كه در ميان آن جمع حضور داشت ، توجّه همگان جلب او گشته بود.
پس نزديك رفتم و آن جوان را در حال صحبت ديدم كه چه زيبا و شيرين ، سخن مطرح مى فرمود، خواستم جلوتر بروم و چند جمله اى با او سخن گويم ، ولى افرادى مانع من شدند.
پرسيدم : او كيست ؟
گفتند: او فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه هر سال در كنگره عظيم حجّ، در جمع حاجيان شركت مى فرمايد و با آن ها صحبت و مذاكره مى نمايد.
با صداى بلند گفتم : من دنبال هادى مى گردم ، اى مولايم ! مرا نجات بده و هدايت و ياريم فرما.
پس با دست مبارك خود مُشتى از ريگ هاى كنار كعبه الهى را برداشت و به من فرمود: اين ها را تحويل بگير.
يكى از افراد حاضر جلو آمد و گفت : ببينم چه چيزى تقديم نمود؟
اظهار داشتم : چند ريگى بيش نيست ، وقتى دست خود را باز كردم ، در كمال حيرت چشمم به قطعه اى طلا افتاد.
در همين لحظه آن جوان خوش سيما نزديك من آمد و اظهار داشت : حجّت برايت ثابت گرديد و حقّ روشن شد، از سرگردانى نجات يافتى ، اكنون مرا مى شناسى ؟
عرضه داشتم : خير، شما را نمى شناسم !
فرمود: من مهدى موعود هستم ، من صاحب الزّمان هستم ، من تمام دنيا را عدالت مى گسترانم ، بدان كه در هيچ زمانى زمين از حجّت و خليفه خدا خالى نخواهد بود.
و سپس در ادامه فرمايش خود افزود: توجّه كن كه موضوع و جريان امروز امانتى است بر عهده تو، كه بايد براى اشخاص مورد وثوق و اطمينان بازگو و تعريف نمائى .
(31)


خليفه تمام انبياء و ائمّه در شهر كوفه


امام صادق عليه السلام در ادامه سخنان مفصّلى كه براى يكى از اصحابش ‍ به نام مفضّل مطرح فرموده است ، چنين حكايت نمايد:
در آن هنگامى كه قائم آل محمّد (عجّل اللّه تعال فرجه الشّريف ) ظهور نمايد، پايگاه و مركز حكومتش شهر كوفه خواهد بود.
و چون از مكّه معظّمه و مدينه منوّره حركت نمايد و داخل شهر كوفه گردد، اوّلين سخن آن حضرت با مردم چنين است :
اى جمع خلايق ! آگاه و هوشيار باشيد، هر كه مايل است حضرت آدم و شيث را بنگرد، نزد من آيد؛ همانا كه من خليفه آن ها هستم .
هركس بخواهد كه حضرت نوح و سام را ببيند، سوى من بيايد كه من خليفه آن ها مى باشم .
هر كه تصميم دارد حضرت ابراهيم و اسماعيل را مشاهده نمايد، نزد من آيد كه من خليفه آن ها مى باشم .
هركس علاقه دارد حضرت موسى و يوشع را بشناسد، نزد من آيد كه من خليفه آن ها هستم .
هر كه دوست دارد حضرت عيسى و شمعون را بنگرد، سوى من آيد كه من خليفه آن ها مى باشم .
هر كه شيفته ديدار حضرت محمّد مصطفى و اميرالمؤمنين است ، نزد من آيد كه من خليفه آن ها هستم .
هر كه ميل دارد بر حسن و حسين نگاه كند، نزد من آيد كه من جانشين آن ها هستم .
هر كه علاقه مند ديدار اهل بيت و ائمّه اطهار است ، نزد من آيد كه من خليفه آن ها مى باشم .
اى مؤمنين ! بشتابيد به سوى من تا شما را به تمام آنچه آگاهيد و آنچه ناآگاه هستيد آشنا سازم ؛ هركس آشنا به كتاب هاى آسمانى است ، توجّه كند و گوش فرا دهد.
سپس امام زمان عليه السلام مقدارى از كتاب حضرت آدم و شيث و نيز مقدارى از كتاب حضرت نوح و ابراهيم عليهم السلام را تلاوت مى فرمايد و مواردى كه از آن ها را تحريف و دگرگون شده است مطرح مى نمايد؛ و پس ‍ از آن نيز آياتى از قرآن را - طبق آنچه بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله نازل شده و امام علىّ عليه السلام تاءليف و جمع آورى نموده - تلاوت مى فرمايد.
و تمام مسلمان ها گويند: قرآنى كه بر محمّد رسول اللّه صلى الله عليه و آله نازل شده است ، اين است كه حضرت تلاوت مى نمايد.
پس از آن ، امام علىّ عليه السلام رجعت و ظهور مى نمايد و علائم ايمان و كفر بر چهره هركس آشكار مى گردد.
(32)


هفده نوع اطّلاعات


مرحوم كلينى - صاحب كتاب شريف كافى - به نقل از برادرش ، اسحاق بن يعقوب حكايت نمايد:
سؤال هاى مختلفى را نوشتم و خدمت وكيل خاصّ امام زمان عجّل اللّه تعال فرجه الشّريف ، به نام ابوجعفر محمّد بن عثمان عَمرى رفتم و از او تقاضا كردم تا جواب سؤال هاى مرا از حضرت حجّت عليه السلام دريافت نمايد.
پس از گذشت مدّتى كوتاه ، جواب كلّيه آن سؤ ال ها را به عنوان توقيع آن حضرت - به اين شرح - دريافت كردم :
آنچه پيرامون منكرين و مخالفين من از خويشان من و پسر عمويم سؤ ال كردى ، پس بدان كه بين خداوند متعال و هيچ يك از بندگانش خويشاوندى وجود ندارد؛ و هر كه منكر من باشد، من نيز از او بيزار هستم و بايد بداند كه راه او همچون راه پسر حضرت نوح عليه السلام مى باشد.
و امّا نسبت به عمويم جعفر و فرزندانش ، همانند راه و روش برادران يوسف عليه السلام است .
و امّا نسبت به فقّاع ، حرام مى باشد؛ ولى آب جو - كه در منازل گرفته مى شود - مانعى ندارد.
و آنچه از اموال - به عنوان خمس ، زكات و ديگر وجوهات شرعيّه را كه از شما - دريافت مى كنيم ، جهت تطهير و تزكيه - نفوس و ثروت خود - شما است ، هر كه مايل بود بپردازد و هر كه مايل نبود نيازى به آن نيست .
و نسبت به زمان ظهور و فرج ، مربوط به خداوند متعال است و هر كه تعيين وقت نمايد، دروغ گفته است .
و كسانى كه معتقد باشند كه امام حسين عليه السلام زنده است و كشته نشده ، كافر و گمراه خواهند بود.
و حوادث و مسائلى كه رخ مى دهد به علماء و فقهاء - راويان احاديث ما مراجعه كنيد، چون كه آن ها حجّت من بر شما و من حجّت خدا بر آن ها هستم .
امّا محمّد بن عثمان عَمرى ، خداوند از او و از پدرش راضى و خوشنود باشد؛ او مورد وثوق من و نوشته هاى او همانند نوشته من مى باشد.
و امّا محمّد بن علىّ بن مهزيار اهوازى ، خداوند دل او را نورانى و روشن نمايد و شكّهاى او را زايل گرداند.
و آن مقدار پولى را - كه طبق وصيّت اسحاق با فروش كنيزانِ آوازه خوانش ‍ - براى ما فرستاده ، مورد قبول نيست ؛ مگر آن كه طاهر گردد، چون اُجرت و قيمت غنا و آوازه خوانى حرام است .
امّا محمّد بن شاذان ، مردى از شيعيان و دوستان ما مى باشد.
و ابوالخطّاب محمّد بن ابو زينب ، ملعون - و خبيث است و نيز اصحاب و ياران او ملعون هستند، با آن ها هم نشين و هم سخن مباش ، چون كه من و پدران من از آن ها بيزار مى باشيم .
و آن هائى كه اموال ما را - و آنچه مربوط به ما باشد - بى جهت حلال و مباح بدانند و مصرف كنند - آن اموال برايشان - همچون آتش دوزخ خواهد بود.
و امّا خمس - يعنى سهم امام و سهم سادات - را براى شيعيان و دوستان خود حلال و مباح كرده ايم و تا هنگام ظهور، مى توانند مورد استفاده قرار دهند.
و آن هائى كه در دين و شريعت خداوند متعال و يا نسبت به ما - اهل بيت عصمت و طهارت - شكّ دارند، اگر توبه كنند پذيرفته است و نيازى نداريم كه براى ما چيزى ارسال نمايند.
و نسبت به علّت وقوع غيبت : اوّلا كه خداوند متعال در قرآن فرموده است : وَ لا تَسْئَلُوا عَنْ اءشْياءَ إنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ.
(33) يعنى ؛ از بعضى مسائل سؤال نكنيد، چون كه موجب ناراحتى شما خواهد شد.
و ثانيا هر يك از ائمّه اطهار و پدرانم در حكومتِ يكى از ظالمان قرار گرفته بودند؛ ولى من هنگامى ظهور مى نمايم كه هيچ ظالمى قدرت و اراده اى ندارد.
امّا اين كه چگونه از وجود من در زمان غيبت استفاده و بهره گيرى شود؟
همانا جريان و موضوع غيبت من همانند خورشيد است كه ابر جلوى آن را پوشانيده باشد، بدانيد كه من براى موجودات زمينى وسيله امنيّت و آسايش هستم ، همان طورى كه ستارگان براى اهل آسمان امان هستند.
و از آنچه برايتان مفيد نيست و سودى ندارد، سؤ ال نكنيد و خود را به زحمت نيندازيد، و سعى نمائيد براى تعجيل ظهور و فرج من بسيار دعا كنيد.
و در خاتمه ، اى اسحاق ! سلام بر تو و بر كسانى باد كه از نور هدايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پيروى كنند.
(34)


خصوصيّات حضرت از زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله


حضرت جواد الا ئمّه به نقل از پدران بزرگوارش از امام حسين صلوات اللّه عليهم اجمعين در حديثى بسيار طولانى حكايت فرمايد:
روزى بر جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم ، شخصى به نام اءبىِّ بن كعب حضور داشت و سؤال و جواب هائى پيرامون ائمّه اطهار عليهم السلام مطرح شد تا جائى كه جدّم رسول اللّه صلى الله عليه و آله اظهار داشت :
خداوند متعال در صُلب يازدهمين خليفه ام ، نطفه اى پاك و منزّه قرار داده است كه تمام انسان هاى مؤمن به وسيله آن شادمان و راضى خواهند شد.
خداوند تبارك و تعالى در عالم ذرّ عهد و ميثاق ولايت او را گرفته است و كسانى نسبت به او كافر خواهند شد كه منكر خداوند باشند.
او امامى است پرهيزكار و پاك ، مسرور كننده و رضايت بخش ، هدايت گر و هدايت بخش ، حكم به عدل مى نمايد و بر اجراى عدالت دستور مى دهد.
در تمام امور، خداوند حكيم را تصديق مى كند و خداوند هم او را تصديق و تاءييد خواهد كرد، او از ديد افراد، مخفى و پنهان مى گردد تا زمانى كه آمادگى ظهور و بيان احكامش در جامعه آشكار شود.
در طالقان گنج هاى ارزشمندى در انتظار اوست كه نه طلا است و نه نقره ، بلكه مردانى قوى و پايدار خواهند بود.
خداوند متعال هنگام فزرندم ، از تمام شهرها و دورترين نقاط اصحاب او را گرد يكديگر جمع مى نمايد كه به تعداد اصحاب جنگ بدر - يعنى ؛ سيصد و سيزده نفر - خواهند بود.
و طومارى در دست دارد كه در آن نام تمام اصحاب و يارانش با معرّفى كامل از جهت نسب ، شهر، شغل و فاميل خانوادگى ثبت و ظبط گرديده است .
امام حسين عليه السلام افزود: اءُبىّ بن كعب سؤ ال كرد: علائم و نشانه هاى ظهور او چگونه و چيست ؟
جدّم رسول اللّه صلى الله عليه و آله در جواب او، فرمود: بيرقى مخصوص ‍ او قرار گرفته است كه هر موقع زمان ظهورش فرا رسد؛ بيرق ، باز و گسترده خواهد شد و خداوند متعال آن را به سخن درخواهد آورد، پس صاحبش را صدا مى زند و مى گويد:
اى ولىّ اللّه ! ظاهر شو و دشمنان خدا را به هلاكت برسان .
همچنين شمشيرى مخصوص او، در قلاف قرار داده شده است ، كه هنگام خروج حضرتش شمشير از قلاف بيرون آيد و با قدرت خداوند به سخن آيد و گويد:
اى ولىّ اللّه ! خارج و ظاهر شو، چون كه ديگر بر تو جائز نيست كه نسبت به دشمنان خدا ساكت و آرام بنشينى .
پس در همان حال ، ظاهر و خارج مى گردد و دشمنان خداوند متعال را در هر كجاى عالَم و در هر حالتى بيابد پس از إتمام حجّت به قتل خواهد رساند.
و او تمام حدود و احكام الهى را به اجراء در خواهد آورد، در حالتى كه جبرئيل سمت راست و ميكائيل سمت چپ و شعيب فرزند صالح جلوى او قرار دارد.
و به همين زودى قبل از قيام قيامت ، او را خواهيد يافت و من تمام امور خود را به خداوند واگذار مى كنم .
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله در ادامه فرمايش خود افزود: اى اءُبىّ! خوشا به حال كسى كه در آن زمان حجّت خدا را درك كند و خوشا به سعادت كسى كه دوستدار او، و معتقد و مؤمن به ولايت و امامت او باشد، همانا كه خداوند متعال آن افراد مؤمن را از شدائد و هلاكت ها نجات مى بخشد.


ده هزار نيرو در مقابل ميلياردها


حضرت عبدالعظيم حسنى رحمة اللّه عليه حكايت كند:


روزى خدمت حضرت جواد الا ئمّه عليهم السلام عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! اميدوارم كه شما قائم از اهل بيت محمّد صلى الله عليه و آله باشيد.

امام جواد عليه السلام فرمود: اى ابوالقاسم ! هر يك از ما ائمّه ، در زمان و موقعيّت خود، قائم و مجرى احكام الهى و هدايت گر مردم به سوى دين خدا مى باشيم .


وليكن آن قائمى كه خداوند به وسيله او زمين را از شرك و فساد پاك مى گرداند و عدل و داد را مى گستراند، ولادتش مخفى و پنهان مى باشد و از ديد انسان ها غايب و نامعلوم خواهد بود، بردن نام او در زمان غيبتش حرام است .


او هم نام و هم كُنيه با حضرت رسول ، محمّد صلى الله عليه و آله مى باشد؛ طىّ الا رض مى نمايد و زمين برايش مى چرخد، تمام مشكلات برايش آسان مى گردد و سختى ها و ناملايمات در مقابل حضرتش ذليل و متواضع مى باشند.


به تعداد اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ بدر يعنى سيصد و سيزده نفر از دورترين سرزمين ها برايش احضار و اجتماع مى نمايند كه خداوند متعال در قرآن ، نيز به آن اشاره نموده : اءيْنَ ما تَكُونُوا يَاْتِ بِكُمُ اللّهُ جَميعا إنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىٍّْءٍ قَديرٌ

يعنى ؛ هر كجا باشيد، خداوند شما را حاضر مى گرداند، زيرا كه او بر هر كارى قادر و توانا است .


و چون اين تعداد نفرات تكميل گردد، با حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف عهد و پيمان ببندند، ده هزار نيروى كمكى ديگر برايش ‍ مى رسد و با اذن خداوند متعال قيام و خروج مى نمايد؛ و دشمنان و مخالفان خداوند را به قدرى به هلاكت مى رساند تا خدا از او راضى گردد.


حضرت عبدالعظيم حسنى گويد: اظهار داشتم : اى مولا و سرورم ! چگونه به رضايت و خوشنودى پروردگار، علم پيدا مى كند؟


فرمود: خداوندِ توانا، در قلب و درونش رحمت و راءفت ايجاد مى گرداند.
و چون امام زمان عليه السلام داخل مدينه منوّره شود، دو بُت لات و عُزّى را خارج نمايد و آن ها را در حضور افراد به آتش مى كشد.


خصايص حضرت حجّت عليه السلام


محمّد بن مسلم ثقفى گويد:


محضر مبارك حضرت باقرالعلوم عليه السلام رفتم ، تا درباره قائم آل محمّد عجّل اللّه تعال فرجه الشّريف سؤالى نمايم ، هنگامى كه خدمت حضرت رسيدم ، پيش از آن كه سخنى بگويم ، مرا مخاطب قرار داد و فرمود: اى محمّد بن مسلم ! قائم آل محمّد (عجّ) داراى پنج امتياز از پيامبران الهى مى باشد كه آن حضرت در اين پنج امتياز و خصوصيّت با آن پيامبران شبيه است :


شبيه حضرت يونس عليه السلام مى باشد، از اين جهت كه او پس از سال ها غيبت در شكم ماهى ، هنگام ظهور و خروجش جوانى شاداب و نيرومند بود.


شبيه حضرت يوسف عليه السلام است ، از جهت اين كه از ديد و از چشمِ غريب و آشنا مخفى و پنهان بود، به طورى كه حتّى برادرانش هم او را نمى شناختند.


شبيه حضرت موسى عليه السلام است ، چون مرتّب طاغوتيان از ظهورش ‍ وحشت داشتند و ولادتش مخفى انجام گرفت .

و نيز غيبتى طولانى داشت و دوستان و پيروانش صدمات و سختى هاى بسيارى را - در زمان غيبت حضرت موسى بن عمران - متحمّل شدند؛ و مرتّب در انتظار ظهورش چشم به راه بودند تا آن كه خداوند متعال او را ظاهر گردانيد و بر دشمنش پيروز آمد و مؤمنين در آسايش قرار گرفتند.


شبيه حضرت عيسى عليه السلام است ، همچنان كه امتّش درباره او اختلاف كردند و عدّه اى گفتند: اصلا عيسى متولّد نشده ، گروهى ادّعا كردند كه تولّد يافته ، ولى مرده است ؛ بعضى هم گفتند: او را به دار آويختند و كشته اند و برخى هم بر واقعيّت و حقيقت امر آگاه و پابرجا ماندند.


و نيز شبيه جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله مى باشد، از اين جهت كه با شمشير خروج و قيام مى نمايد و دشمنان خدا و رسولش را به قتل مى رساند، همچنين ستمگران و تجاوزگران را سركوب و نابود مى نمايد.


پس او مانند جدّش با نصرت هاى الهى بر همگان مسلّط و پيروز خواهد شد؛ و هيچ پرچمى از او بدون پيروزى باز نمى گردد.


سپس امام باقر عليه السلام افزود: بعضى از نشانه هاى ظهور آن حضرت عبارتند از: خروج سفيانى از شام ، صيجه آسمانى در ماه مبارك رمضان خواندن نام مبارك آن حضرت با نام پدر بزرگوارش است.


مردى كهن سال با شكل جوانى


مرحوم شيخ صدوق ، طبرسى و برخى ديگر از بزرگان به نقل از ريّان بن صلت - كه يكى از ياران و خدمت گزاران امام علىّ بن موسى الرّضا عليهماالسلام است - حكايت نمايند:


روزى خدمت آن حضرت شرف حضور يافته و اظهار داشتم : ياابن رسول اللّه ! آيا شما صاحب الزّمان و ولىّ امر هستى ؟


فرمود: بلى ، من ولىّ امر هستم ؛ وليكن نه آن كسى كه دنيا را پر از عدل و داد مى كند، و چگونه اين كار از من ساخته باشد با اين وضعيّتى كه در آن هستم !؟


آن كسى كه منظور تو است ، او قائم آل محمّد (عجّ) مى باشد كه تمام ظلم ها و بى عدالتى ها را برطرف و عدالت را جايگزين مى نمايد.


او هنگامى كه ظهور و خروج مى نمايد، با اين كه كهن سال و عمرى طولانى از او گذشته است ، امّا شكل و قيافه اش همچون جوانى شاداب ، بسيار نيرومند و قوى است ، كه چنانچه بخواهد بزرگ ترين درخت را ريشه كن كند، با يك دست چنين نمايد.


امام زمان عليه السلام اگر فريادى بلند كند، تمام صخره ها متزلزل و دگرگون شوند، عصاى حضرت موسى عليه السلام - با همان خصوصيّت و حالت - و نيز انگشتر حضرت سليمان عليه السلام همراه و در دست حضرت قائم آل محمّد عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف مى باشد.

سپس امام رضا عليه السلام افزود: او چهارمين فرزند من مى باشد كه خداوند متعال او را پنهان و مخفى نگه مى دارد، تا به موقع ظاهر گردد و دنيا را پر از عدل و داد نمايد.(40)
شهرسازى و تخريب و كُندى حركت أفلاك


مرحوم شيخ طوسى ، صدوق ، طبرسى و بعضى ديگر از بزرگان ، به نقل از ابو بصير حكايت كنند:
روزى حضرت ابوجعفر، امام محمّد باقر عليه السلام در جمع برخى از اصحاب فرمود:هنگامى كه قائم آل محمّد عليه السلام ظهور نمايد و به شهر كوفه وارد شود،

دستور مى دهد تا چهار مسجد از مساجد كوفه را تخريب نمايند، و ديوار و ساختمان ساير مساجد را كوتاه نمايند، تا برسد به آن مقدار ارتفاعى كه در عهد پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله بوده است ، به طورى كه بر هيچ ساختمانى از منازل و خانه ها إشراف نداشته باشد.


همچنين دستور مى دهد تا خيابان هاى اصلى شهرها از شصت ذرع - يعنى ؛ سى متر - كمتر نباشد و آنچه مسجد و عبادت گاه در مسير توسعه خيابان ها باشد تخريب مى گردد.


و نيز تمامى پيش آمد ساختمان ها و بالكن هائى كه مقدارى از فضاى جادّه ها را گرفته باشد؛ و نيز سكّو و پلّه هائى كه قدرى از راهروها را اشغال كرده ، دستور مى دهد تا همه آن ها تخريب و اصلاح شود.


كلّيه بدعت ها و سنّت هاى نامشروع را باطل و نابود مى نمايد و سنتّهاى حسنه سعادت بخش را جايگزين آن ها خواهد نمود.


تمامى شهرهاى قسطنطنيه و چين و ديلم را فتح و در قلمرو حكومت اسلامى درخواهد آورد.

و مدّت حكومت امام زمان (عجّ)، هفت سال به طول خواهد انجاميد و پس از آن خداوند متعال آنچه را مقدّر نموده باشد واقع خواهد شد.

ابوبصير كه راوى اين حكايت است ، گويد: از حضرت باقرالعلوم عليه السلام سؤ ال كردم : چگونه ممكن است اين همه برنامه ها و فعّاليّت ها در مدّت هفت سال إجراء شود؟!


حضرت فرمود: خداوند متعال تمامى أفلاك و كُرات را دستور مى دهد كه از سرعت حركت خود بكاهند تا زمان ، طولانى گردد؛ بنابر اين روزگار و سال ها - در آن زمان ظهور حضرت صاحب الزّمان (عجّ) طولانى تر از الا ن خواهد بود.


سؤال كردم : منجّمين و ستاره شناسان گويند: اگر تغييرى در حركت أفلاك و ستارگان به وجود آيد، فساد بر پا مى شود، آيا گفته آنان صحيح است ؟


امام عليه السلام فرمود: خير صحّت ندارد، اين گفتار زنديق ها و بى دين ها است ؛ وليكن مسلمين چنين اعتقادى را ندارند، مگر نه اين است كه خداوند متعال ماه را براى پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله دو نيم كرد.


و حتّى قبل از پيغمبر اسلام ، خورشيد براى حضرت يوشع عليه السلام از مسير خود برگردانيده شد
و هيچ فساد و خللى در نظام زمين و آسمان واقع نگرديد.


سپس امام باقر عليه السلام اشاره نمود: به طولانى شدن زمان در قيامت براى محاسبه و بررسى اعمال بندگان -، كه قرآن نيز به آن تصريح كرده است .

ظهور نور و انتقام از ظالم


مرحوم شيخ صدوق رحمة اللّه عليه به نقل از عبدالسّلام هروى حكايت كند:


روزى محضر شريف حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون حديثى از امام صادق عليه السلام سؤال كردم.

كه فرمود: هنگامى كه امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف خروج نمايد تمام ذرّيه قاتلين امام حسين عليه السلام را بجهت كردار پدرانشان نابود مى نمايد و انتقام خون جدّ مظلومش را مى گيرد؛ آيا صحيح مى باشد؟


امام رضا عليه السلام فرمود: بلى ، صحيح است .

گفتم : آيه قرآن كه مى فرمايد: نمى توان گناه شخصى را بر ديگرى تحميل كرد، چه مى شود؟


فرمود: خداوند متعال در تمام گفتارش صادق و راست گو است ، وليكن ذرّيه قاتلين حضرت أباعبداللّه الحسين عليه السلام چون راضى به كردار پدرانشان بودند و به اعمال و حركات زشت آن ها فخر و مباهات مى كردند، پس شريك جرم هستند.


چون هركس راضى به كردار ديگرى - چه خوب و چه بد - باشد در ثواب و عقاب او شريك است ، گرچه شخصى در مغرب ظلم كند و ديگرى در مشرق نسبت به كار او راضى و خوشحال باشد، پس در اين صورت شريك جرم محسوب مى شود.


سپس افزود: امام زمان عليه السلام چنين افرادى را خواهد كشت .


بعد از آن عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! بعد از آن كه امام زمان عليه السلام خروج نمايد، ابتداء از كجا و نسبت به چه امورى اقدام مى فرمايد؟


امام رضا عليه السلام در جواب فرمود: وقتى قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم خروج نمايد، ابتداء به مجازات بنى شيبه در مكّه مى پردازد، چون آن ها دزدان اوّليه اى هستند كه تمام اموال بيت اللّه الحرام را دزديده اند و بدين جهت دست آن ها را طبق دستور اسلام جدا خواهد كرد.

قاتل شيطان كيست ؟


اسحاق بن عمّار گويد:


روزى محضر شريف امام جعفر صادق عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون آيه شريفه قرآن : رَبّ فَأنْظِرْنى إلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ إلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
(45) سؤال كردم كه آخرين روز مهلت حيات شيطان چه زمانى است ؟


حضرت فرمود: آيا فكر مى كنى تا قيامت و صحراى محشر باشد؟!


خير چنين نيست ، بلكه منظور روز ظهور و قيام قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم مى باشد؛ چون امام زمان (عجّ) را ظاهر گردد و قيام كند، وارد مسجد كوفه خواهد شد و شيطان در مقابل حضرت دو زانو مى نشيند و مى گويد: واى از اين روز كه چه روز سختى است .


پس از آن امام زمان عليه السلام او را به قتل مى رساند.


بنابراين مهلت شيطان تا آن روزى خواهد بود كه به دست پُر توان حضرت صاحب الزّمان (عجّ) به هلاكت اءبدى خواهد رسيد.


آشنائى به درون و استجابت دعا

قاسم بن العلاء حكايت كند:

روزى مشكلات خود را در نامه اى نوشتم و اظهار داشتم كه مدّتى از عمر من سپرى گشته و فرزندى ندارم ، سپس آن نامه را براى حضرت صاحب الزّمان عليه السلام فرستادم .


پس از مدّتى كوتاه جواب نامه آمد ولى اشاره اى نسبت به فرزند نفرموده بود؛ پس نامه اى ديگر براى حضرت نوشتم و تقاضا كردم تا دعائى نمايد كه خداوند، فرزندى پسر به من عنايت فرمايد و نامه را ارسال كردم ؛ در حالى كه هيچ خبرى از وضعيّت همسرم نداشتم .


و چون جواب نامه آمد، نوشته بود: خداوندا! فرزندى پسر، عطايش فرما كه چشمش به آن روشن گردد و وارث او باشد.


پس به منزل رفته و از همسرم جويا شدم كه آيا آبستن مى باشد؟
پاسخ داد: بلى ، ناراحتى و مانعى كه وجود داشت برطرف شد و در حال حاضر آبستن مى باشم ؛ و خداوند متعال به بركت دعاى حضرت ، فرزندى پسر به من عنايت فرمود.


درخواست مطالبات سفارشى


مرحوم شيخ طوسى ، مفيد، كلينى و ديگر بزرگان به نقل از بدر خادم - غلام احمد بن الحسن - حكايت كرده اند:


من اعتقاد به امامت ائمّه إثنى عشر عليهم السلام نداشتم ، وليكن دوستدار و علاقه مند به آن ها بودم .

روزى وارد جبل عامل شدم و چون اربابم خواست از دنيا برود سفارش ‍ كرد: اسب و شمشير و ديگر لوازم شخصى او را تحويل مولايش امام زمان عليه السلام بدهم .


همين كه اربابم رحلت كرد، با خود گفتم : والى و استاندار حكومت از فوت ارباب اطّلاع يافته و اگر اين اموال را تحويل او ندهم ، ممكن است مرا تحت تعقيب و اذيّت قرار دهد.


به همين جهت قيمت آن ها را در نظر گرفتم و بدون آن كه كسى متوجّه نيّت و افكار من شود، مبلغ هفتصد دينار بر ذمّه خود گرفتم و اموال را تحويل والى حكومت دادم .

پس از گذشت مدّتى كوتاه ، نامه اى از طرف امام زمان (عجّ) به دستم رسيد، وقتى نامه را گشودم در آن ، چنين مرقوم شده بود:


مبلغ هفتصد دينارى را كه بر عهده گرفته اى بابت قيمت اسب و شمشير و ديگر اشياء، براى ما بفرست .


پس من تعجّب كرده و متحيّر شدم كه حضرت چگونه از نيّت و افكار آگاه گشته ، لذا ايمان آوردم و بر حقانيّت امام دوازدهم و ساير ائمّه عليهم السلام اعتقاد و معرفت پيدا كردم و تمامى آنچه را كه بر ذمّه گرفته بودم تحويل مأمور حضرت دادم .
(48)


قابل ذكر است : در رابطه با اين حكايت ، حكاياتى مشابه آن از ديگر اشخاص وارد شده است كه در پاورقى كتاب ها به طور مفصّل آن ها را مطرح كرده اند.

دريافت وجوهات و تعيين نماينده


مرحوم كلينى ، طوسى ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از محمّد بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى حكايت كنند:
پس از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام اءموال بسيارى - از وجوهات توسط مؤمنين - نزد پدرم جمع شده بود، او متحيّر شد كه پس از آن حضرت به چه كسى رجوع كنيم .
پدرم تمام اموال را برداشت و با يكديگر حركت كرديم و راه دريا را به وسيله كشتى پيموديم و چون مسافتى را طىّ كرديم از كشتى پياده شديم ؛ پدرم سخت مريض شد و پيش از آن كه رحلت نمايد، اظهار داشت : نسبت به حفظ اين اموال سعى و تلاش كن و آن ها را به دست صاحبش برسان .
من با خود گفتم : پدرم بدون جهت و بدون اطّلاع حرفى نمى زند و بيهوده وصيت نمى كند، بايد اين اموال را به عراق برسانم .
بر همين اساس آن ها را برداشتم و در بغداد، كنار رود دجله خانه اى كرايه كردم و در حالى كه هيچكس از افكار و موقعيّت من خبرى نداشت ، تصميم بر اين داشتم كه اگر كسى همانند حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى عليه السلام پيدا شود و نشانى و خصوصيّات اموال را بگويد، تحويل او بدهم وگرنه مصرف زندگى خود نمايم .
پس از آن كه منزل را كرايه كردم ، چند روزى را با همين سرگردانى سپرى كردم ، بعد از گذشت چند روز، ناگهان نامه اى توسّط شخصى به دستم رسيد.
وقتى نامه را گشودم ، در آن با اشاره به تمام خصوصيّات اموال و صاحبان آن ها، به من خطاب نموده بود: اى محمّد ابراهيم ! آن اموال و اشياء را تحويل حامل نامه بده .
چون تمام نشانى ها و خصوصيّات ، حقيقت و واقعيّت داشت فهميدم كه فرزند امام عسكرى عليه السلام ، حضرت مهدى امام زمان صلوات اللّه عليه نامه را فرستاده است ، لذا آن ها را تحويل آورنده نامه دادم و چند روزى ديگر را در همان منزل ماندم تا آن كه نامه اى ديگر از همان حضرت به اين مضمون به دستم رسيد:
ما تو را به جاى پدرت قرار داديم و بايد در هر حالى كه هستى شكرگزار خداوند متعال باشى .
(49)


اوّلين برنامه عملى پس از ظهور و قيام


حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم عليه السلام درباره اوّلين مرحله ظهور حضرت حجّت امام زمان (روحى له الفداء و عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) چنين مطرح فرموده است :
مثل اين كه در حال مشاهده ظهور قائم آل محمّد (عجّ) هستم كه از مكّه به همراه پنج هزار ملائكه به سوى كوفه حركت مى كند، و جبرئيل سمت راست و ميكائيل سمت چپ و مؤمنين در جلو حضرت حركت مى كنند و در حال فرستادن نماينده و لشكر به سوى شهرها مى باشد.


هنگامى كه وارد شهر كوفه گردد، سه پرچم برافراشته شده و به يكديگر ملحق شوند.


سپس حضرت داخل مسجد كوفه مى شود و بالاى منبر مى رود و مشغول صحبت و سخنرانى خواهد شد؛ ولى در اءثر تراكم جمعيّت و گريه افراد، كسى متوجّه محتواى فرمايشات آن حضرت نمى شود.


تا آن كه جمعه دوّم فرا مى رسد و مردم درخواست مى كنند تا حضرت نمازجمعه را اقامه نمايد.


به همين جهت ، حضرت دستور مى فرمايد تا بيرون مسجد شهر كوفه - بين نجف و كوفه - محلّى را جهت إقامه نمازجمعه تهيّه كنند و در همان مكان ، نمازجمعه را اقامه مى نمايد.


بعد از آن دستور مى دهد تا آن كه نهر و كانالى از (شطّ فرات ) كربلاء تا نجف اشرف حفر نمايند و در همان زمان بدون فاصله ، چندين پُل بر سر هر گذرگاهى نصب خواهد شد؛ و در كنار هر پُلى يك آسياب ساخته شود.


امام محمّد باقر عليه السلام در پايان افزود: مثل اين كه مى بينم پيرزنى را كه مقدارى گندم بر سر نهاده و جهت آرد كردن به سمت يكى از آن آسياب ها مى آورد و آسيابان ، گندم هاى او را بدون مُزد و بدون اُجرت آرد نموده و تحويلش مى دهند.


امام صادق عليه السلام پيرامون مسجدى كه بيرون شهر كوفه به دستور حضرت حجّت (عجّ) ساخته مى شود فرمود: داراى يك هزار درب ورودى و خروجى خواهد بود؛ و خانه هاى شهر كوفه را به نهر فرات در كربلاء متّصل مى گرداند.


جبرئيل اوّلين بيعت كننده در كعبه الهى


مرحوم شيخ مفيد رضوان اللّه تعالى عليه به نقل از مفضّل بن عمر حكايت كند:
روزى در محضر مبارك امام جعفر صادق عليه السلام بودم ، از آن حضرت ضمن فرمايشاتى شنيدم كه درباره جريان ظهور و خروج قائم آل محمّد صلوات اللّه عليه چنين فرمود:


موقعى كه خداوند متعال حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف را جهت ظهور و خروج اجازه دهد.


حضرت در مكّه معظّمه بالاى منبر مى رود و مردم را به سوى خود دعوت مى نمايد و آن ها را به خداپرستى و معنويّت راهنمائى مى كند.


و دستور مى دهد بر اين كه جامعه بايد در مسير اجراء احكام و روش زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله حركت نمايد.
در همين بين خداوند متعال جبرئيل عليه السلام را مى فرستد و در محلّى به نام حطيم نزد امام عصر صلوات اللّه عليه حضور مى يابد و اظهار مى دارد: برنامه ات چيست ؟


و مردم را به چه چيزى دعوت مى كنى ؟


حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف برنامه و مسير حركت خود را با جبرئيل در ميان مى گذارد.

پس از آن جبرئيل مى گويد: من اوّل كسى هستم كه با تو بيعت مى كنم ؛ و سپس دست خود را در دست حضرت قرار مى دهد.


و سپس تعداد سيصد و سيزده نفر كه از شهرهاى مختلف جمع شده اند، با حضرت بيعت مى كنند.


بعد از آن ، حضرت در شهر مكّه باقى خواهد ماند تا تعداد اصحاب و يارانش به دَه هزار نفر برسد و پس از آن كه تكميل شد به سوى مدينه حركت مى نمايد.

سيره و روش تشكيل حكومت جهانى

پنجمين اختر ولايت حضرت باقرالعلوم عليه السلام ضمن يك سخن طولانى چنين اظهار فرمود:
مهدى موعود عليه السلام همچون حضرت موسى عليه السلام با حالتى بين خوف و رجاء ظهور و خروج مى نمايد و چون وارد مكّه معظّمه گردد، لشكر سفيانى در بيابانى به نام بيداء در زمين فرو مى رود و اثرى از آن ها باقى نمى ماند.

امام زمان بين ركن و مقام ، نماز به جا مى آورد و قيام خود را با اين كلمات شروع مى نمايد:
اى مردمان ! ما بر عليه كسانى كه بر ما ظلم و تجاوز كردند و حقّ ما را غصب و چپاول كردند، طلب كمك مى كنيم و يارى مى جوئيم ، من نسبت به آدم ، نوح ، ابراهيم و همه پيامبران اولويّت دارم ، من از تمامى افراد نسبت به كتاب خدا آشناتر هستم .

امروز همه افراد را شاهد و گواه مى گيرم كه ما - اهل بيت رسالت - مظلوم و مطرود شده ايم ، حقّ ما و شيعيان ما را غارت كرده اند و ماها را از ديار خود رانده اند؛ پس ، از همه مسلمان ها يارى و كمك مى خواهيم تا بر حقّ خود نائل آئيم .

سپس امام باقر عليه السلام افزود: سيصد و چند نفر مرد و پنجاه نفر زن از نقاط مختلف ، در مكّه معظّمه تجمّع مى كنند كه هر كدام نسبت به ديگرى تابع و متواضع خواهد بود.


عهدنامه و سلاح و پرچم جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله همراه امام زمان سلام اللّه عليه است و منادى بين زمين و آسمان با نام آن حضرت ، فرياد مى زند و تمامى اهل زمين خواهند شنيد، كه حجّت خدا و قائم آل محمّد ظهور و قيام كرده است .


پس از آن به سوى مدينه و از آن جا به سمت كوفه حركت مى نمايد و در كوفه مدّتى طولانى را سپرى خواهد نمود.
و چون حكومتش در كوفه مستقرّ گردد، تمامى انسان ها طبق احكام اسلام آزاد خواهند بود، و مشكلات اقتصادى تمام تهى دستان و درماندگان را حلّ خواهد نمود، و هركس كه به هر نوعى حقّش غصب شده باشد، جبران مى گردد.
هركس محكوم به اعدام گردد، خون بهاى او را به خانواده اش مى پردازند؛ و عدالت از هر جهت در جامعه حكم فرما خواهد شد.


حضرت با خانواده اش در محلّى به نام رحبه - كه محلّ سكونت حضرت نوح عليه السلام بوده است - سكونت و منزل مى گزيند.

ادامه دارد......

برای خواندن بقیه روایت روی ادامه مطلب پایین کلیک کنید!

ادامه نوشته

علائم واتفاقات بعدازظهورامام زمان علیه السلام به روایت امام صادق علیه السلام

 



جملات قصار و اس ام اس های فلسفی عرفانی جدید

امام علی(علیه السلام) می فرماید:

بی گمان، «ری» شهری است که به وسیلۀ ساکنان خود به

آشوب کشیده می شود و فتنۀ ناشنوا در آن ماندگار است...


«فتنۀ ناشنوا» آشوبی است که در آن، افراد فتنه گر و فتنه زده به سخن خیرخواهان گوش فرا نمی دهند و کسی به داد کسی نمی رسد، و چنان که امیر مؤمنان(علیه السلام) پیش بینی کرده است، این فتنه، مدّت زمانی طولانی در این شهر ماندگار شده و به فتنه های دیگری، مانند جنگ شروسی و سفیانی با اهل ری و مخالفت اهل ری با حسینی خراسانی و حسنی گیلانی، کشیده می شود و خرابی ری را در پی خواهد داشت.

امام صادق(علیه السلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین فرمود:

 فتنه‏ها آن شهر را ویران و چون بیابانی رهایش می‏کنند..


اختلاف دو گروه از عجم (ایرانیان) و خونریزیِ بسیار میان آنان..


1. الفتوح، ج 2، ص 80 .

2. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.
 

نقل کرده مفصل بن عمر از حضرت صادق (ع) که فرمود:

ای مفصل ، آیا می دانی کجا واقع می شود دارالزورا؟ عرض کردم ، خدا و حجت خدا بهتر می داند ، فرمود:

ای مفصل، بدان که در حوالی منطقه ری کوهی است سیاه که بنا می شود در ذیل آن کوه ،

شهری بنام طهران که دارای قصرهای است مانند قصرهای بهشت و زن های آن شهر مانند حور

العین می باشند، بدان ای مفصل آن زنها ملبس به لباس کفار و مزین بزینت جبارین می شوند و

سوار زین می شوند و تمکین از شوهر نکنند و وفا نکند کسب شوهران بر مخارج آنها تا منجر

بطلاق گردد و اکتفا می کنند مردها به مردها و شبیه می شوند مردها بزنها و زنها بمردها ، پس

اگر خواستی دینت را حفظ بنمائی ، در آن شهر سکنی مکن زیرا محل فتنه است(1)

1- از کتاب سفینه انجاۀ و کتاب علائم الظهور آقای ناظم الاسلام کرمانی در کتاب منتخب

التواریخ



 

بعدازاینکه خداونداجازه ظهوربه ایشان دادند،درچهره ی جوانی موفق ظاهرواردبیت الله الحرام می شوند،آنگاه دربین رکن ومقام می ایستدوفریادبرمی آورد:ای گروه نقباء وای یاوران مخصوص من،وای کسانی که خداوندقبل ازظهورم شمارابرای یاری من ذخیره کرده است،بامیل ورغبت به سوی من آیید.

صدای امام(ع)به آنهادرشرق وغرب عالم می رسددرحالی که بعضی ازآنهادرمحراب عبادتندوعده ای دربسترآرمیده اندهمین که این صدارامی شنوندهمه دریک چشم بهم زدن بطرف امام روی اورده وخودرابه حضورامام (ع)می رسانند.که تعدادآنهاسیصدوسیزده نفربه تعدادلشکریان رسول خدا(ص)درجنگ بدرهستند.

درآن هنگام خداوندتبارک و تعالی به نوردستورمی دهدتابه سورت عمودی اززمین تاآسمان درخشندگی کند،هرمومنی که روی زمین زندگی می کندازآن بهره مندمی گرددواین نوردرداخل خانه اش به اوروشنایی می بخشد.

مفضل ازامام صادق(ع)روایت می کندآن هفتادودونفرکه باامام حسین(ع)به شهادت رسیدندباامام حسین(ع)ظهورمی کنندبه همراه ۱۲هزارنفرازشیعیان امیرالمومنین علی (ع)وامام حسین (ع)عمامه سیاه رنگی برسرخواهدگذاشت.مفضل گوید:پرسیدم ای سرورمن آیاقائم(ع)بیعت کسانی راکه قبل ازظهوروقیام اوبادیگران نموده اندتغییرمی دهد؟امام فرمود:هربیعتی قبل ازظهورقائم(ع)بیعت کفرونفاق ونیرنگ است خداوندبیعت کننده وکسی راکه برایش بیعت شده هردورالعنت می کند{بیعت کردن باکسی،عهدوپیمان بستن بااواست،که بیعت کننده تمام توان خودرادرخدمت به اوبه کارگیردودرراه یاری اوازبذل جان ومال خودهیچ گونه دریغ نورزد}ای مفضل وقتی قائم(ع)تکیه به بیت الله الحرام دهددست مبارک خودرادرازکند،نورسفیدوروشنی ازآن خارج شودکه مردم می بینند.اول کسی که دست آنحضرت رامی بوسدوبااوبیعت می کندجبرئیل است،بعدازاوفرشتگان وسپس نجباء جن وآنگاه نقباء بیعت می کنند.

وقتی خورشیدطلوع کردوهمه جاروشن شدفریادکننده ای ازآسمان وازبلندای آفتاب به زبان عربی فصیح بانگ برآوردکه صدای اوراهمه ی اهل آسمان وزمین می شنوندومیگوید:ای اهل عالم،این مهدی آل محمد(ص)است وبعدازآنکه نام وکنیه ونسب اورابطورکامل بیان کردمی گوید:اکنون ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدومخالفت بادستورات اونکنیدکه گمراه می گردید.وهیچ دارنده گوشی باقی نماندجزاینکه آن صدارابشنودوهریک به دیگری آن رابازگوکند.

نزدیک غروب فریادزننده ای ازمغرب بانگ برآورد:ای مردم پروردگارشمادربیابان خشکی ازسرزمین فلسطین ظهورکرده واوعثمان بن عنبسه ازاولادیزیدبن معاویه است ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدوبااومخالفت نکنیدکه گمراه می گردید.فرشتگان وپریان ونقباءگفتاراوراردمی کنندواوراتکذیب می کنندولی اهل شک وتردیدونفاق وکافران باشنیدن این صدادچارگمراهی می شوند.

آنگاه دابه ت الارض (طبق روایات حضرت علی(ع)است)بین رکن ومقام ظاهرمی شودوبرچهره مردم باایمان علامت مومن وبرچهره کافران علامت کفرمی زند،سپس امام صادق(ع)قصه خروج لشگرسفیانی وفرورفتن آنهادرزمین بیداءرابیان می کند.

مفضل عرض کرد:ای سرورمن مهدی(ع)کجامی رود؟

امام فرمود:به مدینه جدش رسول خدا(ص)وماموریت عجیبی اجراخواهدکردکه باعث خشنودی مومنان ورسوایی کافران میشود...................

 

اتفاقات بعدازظهورامام زمان(ع)

هنگامی که حضرت مهدی(ارواحنافداه)قیام کنددراطراف زمین درهرطرف شخصی راروانه می سازدوبه اومی فرماید:دستورکارتودرکف دستت می باشد،هرزمان دچارمشکلی شدی وقضیه ای برایت رخ دادکه آن رانفهمیدی به کف دست خودنگاه کن وبه آنچه درآن می بینی عمل کن.

ولشکری به سوی قسطنطنیه (استانبول)می فرستند،آنهاهنگامی که کنارخلیج میرسندبرقدمهای خودچیزی می نویسندوبرروی آب راه میروند،رومیان(اروپائیان)که راه رفتن آنهارابرروی آب مشاهده کنندباخودگویند:اینهااصحاب اوهستندوچنین قدرتی دارند،پس خوداوچگونه خواهدبود،دراین هنگام دروازه شهررابه روی آنهامی گشایندوآنهاباپیروزی واردمی شوندوآنگونه که می خواهنددرباره آنهافرمان میدهند.

امام صادق(ع)فرمودند:هنگامی که قائم ماقیام کندزمین به نورپروردگارش روشن گرددومردم ازنورخورشیدبی نیازشوندوشب وروزیکسان وتاریکی ازبین برود،چه بساشخصی درزمان آنحضرت هزارسال عمرکندوهرسال پسری برایش متولدشودوجامه ای بپوشدکه باطولانی شدن قداوبلندشودوبه هررنگی که بخواهددرمی آید.

امام رضا(ع)فرمودند:هماناقائم (ع)کسی است که درهنگام ظهوردرسنین پیری است ولی به شکل جوانان ظاهرمی گردد.اوازنظرجسمانی بقدری قوی است که اگربه بزرگترین درختی که برروی زمین است دست خودرادرازکندآنراازریشه می کندواگرمیان کوههافریادی برآوردسنگ هاازهم می پاشندوفرومی ریزند.

اوبه همراه خودعصای موسی وخاتم سلیمان دارد،چهارمین فرزندمن است!

امام صادق(ع)فرمودند:وقتی مهدی(ع)قیام نمایدمسجدالحرام راخراب نموده وازنومانندساخت نخستش می سازدومقام ابراهیم(ع)رابه موضع اصلی آن برمی گرداند،ودست فرزندان شیبه را-که خودرامتولی حرم میدانند-قطع نموده وازدرب کعبه آویزان می کنند وبرآن می نویسد:اینان دزدان کعبه بودند.

یاران قائم ۳۱۳تن ازفرزندان عجم هستند.آنان بانام ونام پدرونژادوخصوصیاتشان شناخته می شوند.

ظهور نور در مدينه و اعدام دو جنايت كار
يكى از اصحاب و شاگردان امام صادق عليه السلام ضمن پرسش هاى متعدّدى از آن حضرت سؤال كرد:
وقتى امام زمان عليه السلام در شهر كوفه برنامه خود را اجراء نمايد، به كدام شهر رهسپار خواهد شد؟
فرمود: به مدينه جدّم رسول اللّه صلى الله عليه و آله مراجعت مى نمايد؛ و چون حضرت - ولىّ عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - وارد مدينه منوّره گردد حوادثى عجيب رخ مى دهد؛ مؤمنين در شادكامى و سرور قرار خواهند گرفت و كافران در ذلّت و بدبختى خواهند بود.
سپس حضرت وارد مسجدالنّبى مى شود و كنار قبر جدّش رسول اللّه صلى الله عليه و آله مى آيد و با صداى بلند مى گويد: اى جمع خلايق ! آيا اين قبر جدّم رسول اللّه است ؟
خواهند گفت : آرى ، اى مهدى آل محمّد!
پس از آن اظهار مى فرمايد: چه كسانى كنار قبر او قرار گرفته اند؟ گويند: دو هم نشين او، ابوبكر و عمر كنار آن حضرت دفن شده اند.
امام زمان (عجّ) با اين كه از واقعيّت اءمر آگاه است ، مطرح مى نمايد: چرا از بين تمام امّت فقط اين دو نفر اينجا دفن شده اند؟
آيا احتمال نمى دهيد كه كسانى ديگر دفن شده باشند؟
در جواب گويند: غير از آن دو نفر كسى ديگر كنار حضرت رسول دفن نشده است ، چون كه آن دو خليفه آن حضرت بوده اند.
بعد از آن مى فرمايد: آيا كسى از شماها در اين موضوع - و دفن آن دو نفر - شكّ و شبهه اى ندارد؟
همه خواهند گفت : خير.
و چون مدّت سه روز از اين جريان بگذرد، دستور دهد تا نبش قبر كنند و جسد آن دو نفر را از قبر درآورند، بدون آن كه تغييرى در شكل و قيافه آن ها پديد آمده باشد؛ و سپس دستور مى دهد: جسد هر دو نفرشان را بر درختى خشك آويزان كنند؛ و آن درخت سبز و داراى ميوه گردد و كسانى كه ولايت و حكومت آن ها را قبول داشته اند، گويند: اين دو نفر، چه افراد شريفى بوده اند؛ اكنون حقّ بر همگان آشكار شد و ما پيروز گشتيم .
بعد از آن ندائى از طرف حضرت مهدى (عجّ) به گوش همگان مى رسد: دوستداران اين دو نفر هر كه هست ، سر جاى خود بايستد و آن هائى كه مخالف اين دو مى باشند، در سمتى ديگر قرار گيرند.
چون جمعيّت از يكديگر جدا شوند، به دستور آن حضرت ، باد سياه و وحشتناكى مى وزد و آن دو جسد را با تمام علاقه مندانشان به همراه درخت مى سوزاند.
سپس حضرت دستور مى دهد تا آن دو جسد سوخته شده را فرود آورند و به اذن و اراده خداوند زنده مى شوند و اجتماعى عظيم از اقشار مختلف گرد هم آيند.
بعد از آن ، حضرت ضمن خطبه اى مفصّل تمام جنايت ها و ظلم هائى كه از حضرت آدم به بعد شده ، براى جمعيّت بازگو مى فرمايد تا آن موقعى كه به خانه حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها و اميرالمؤمنين امام علىّ عليه السلام حمله كردند و در خانه را آتش زدند و محسن آن حضرت را بين در و ديوار سقط كردند.
و جريان كربلاء و شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش و نيز اسارت اهل بيت ش را، همچنين به شهادت رسيدن تمامى ائمّه و ذرارى آن ها و تمام ظلم و جناياتى كه بر عليه مؤمنين انجام گرفته است و نيز عمل هاى زنا كه در جامعه واقع شده - تا زمان ظهور امام زمان عليه السلام - به تمامى آن ها اشاره مى نمايد.
و چون همه ظلم ها و جنايت ها را برشمارد، با دليل و برهان بر عليه آن دو نفر اثبات مى نمايد و آنها نيز مى پذيرند و اعتراف مى كنند.
پس از آن كه اعتراف كردند، هر دو نفرشان را مؤاخذه و قصاص مى كند و دستور مى دهد: آن ها را دار بزنند و در آن هنگام آتشى از درون زمين خارج مى گردد و آن ها را مى سوزاند، سپس باد شديدى مى وزد و خاكستر آن ها را متلاشى و پراكنده مى كند.


تهيّه آذوقه لشكر امام زمان (عجّ)


مرحوم شيخ صدوق ، كلينى و برخى ديگر از بزرگان آورده اند:
حضرت صادق آل محمّد از قول پدرش ، حضرت باقرالعلوم عليهماالسلام حكايت فرمايد: هنگامى كه امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجّه الشّريف ظهور نمايد و بخواهد قيام نمايد، قيام خود را از مكّه معظّمه شروع نموده و ابتداء به سمت شهر كوفه حركت مى كند.
و قبل از آن كه به همراه لشكر و ياران خويش حركت نمايد، منادى حضرت در بين جمعيّت ، نداء دهد: كسى حقّ ندارد به همراه خود غذا و آب حمل كند، سپس حضرت دستور مى دهد تا سنگ حضرت موسى بن عمران عليه السلام - كه به مقدار بار شترى است - برداشته شود و همراه نيروها آورده شود، پس در هر منزلى كه فرود آيند، از آن سنگ چشمه اى از آب گوارا جارى گردد كه هر گرسنه اى از آن ميل كند، سير گردد؛ و نيز هر تشنه اى از آن آب بياشامد، سيراب شود و نيازى به طعام و مايعات نخواهند داشت .
و اين آذوقه خوراكى و آشاميدنى براى تمامى افراد لشكر امام زمان عليه السلام مى باشد، تا هنگامى كه در نجف اشرف و كوفه وارد شوند.


پيراهن يوسف و ابراهيم كجاست ؟


مرحوم شيخ صدوق ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:
روزى در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين نشسته بودم ، آن حضرت فرمود: آيا مى دانى پيراهن حضرت يوسف عليه السلام چه بود و كجاست ؟
عرض كردم : خير، نمى دانم ؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم .
امام عليه السلام فرمود: چون حضرت ابراهيم عليه السلام را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين عليه السلام پيراهنى از لباس هاى بهشتى برايش آورد و بر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بى اءثر شد.
و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق عليه السلام داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب عليه السلام پوشانيد كه اندازه قامت او بود.
و هنگامى كه حضرت يوسف عليه السلام به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائى كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براى پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتى بود.
عرض كردم : اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟
فرمود: الا ن نزد اهلش مى باشد و در نهايت ، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللّه عليه خواهد شد.
و هنگامى كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مى نمايد و تمام مؤ منين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوى خوش ‍ آن را استشمام خواهند كرد.
و او - يعنى ؛ امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامى پيغمبران الهى مى باشد.
(29)


سرزنش در برگرداندان هدايا

مرحوم شيخ صدوق ، كلينى ، طبرسى و برخى ديگر از بزرگان ، به نقل از حسن بن فضل حكايت كنند:
روزى وارد عراق شدم و بر اين تصميم بودم كه خار نشوم و حركت نكنم ، مگر آن كه شواهد و نشانه هاى كافى از حضرت ولىّ عصر، امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف دريابم و در ضمن با خود گفتم : آن قدر اينجا مى مانم تا به خواسته خود برسم ، گرچه فقير شوم و با گدائى امرار معاش ‍ كنم .
پس از گذشت چند روزى ، نزد يكى از سفيران و نمايندگان حضرت به نام محمّد بن احمد آمدم و از او در رسيدن به مقصود خود تقاضاى كمك كردم .
او در جواب اظهار داشت : داخل فلان مسجد برو، آن جا شخصى را ملاقات مى كنى كه تو را راهنمائى مى نمايد.
به همين جهت حركت كردم و هنگامى كه وارد آن مسجد شدم ، شخصى نزد من آمد و چون نگاهش بر من افتاد خنديد و گفت : غمگين و ناراحت مباش ، در همين سال به سفر حجّ خواهى رفت و سپس سالم به سوى خانواده و فرزندانت برمى گردى .
با شنيدن اين پيش بينى ها، دلم آرام گرفت و مطمئن شدم ، ولى با خود گفتم : بايد حتما نشانه و دليل آن را ببينم ، إنشاءاللّه .
موقعى كه به منزل بازگشتم ، شخصى كيسه اى را كه در آن چندين دينار و تعدادى لباس بود، درب منزل آورد و تحويل من داد؛ و پس از خا حافظى رفت .
در آن حال بسيار افسرده خاطر شدم و با خود گفتم : نصيب و سهم من همين بوده است ؛ و از روى نادانى آن ها را به ضميمه نامه اى گلايه آميز پس ‍ دادم .
پس از گذشت مدّتى از اين كار جاهلانه خود پشيمان شده و گفتم : نسبت به مولايم حضرت صاحب الا مر عليه السلام كافر و بى اعتبار شده ام ، لذا نامه اى ديگر نوشتم و از كردار ناشايست خود، عذرخواهى كرده و اظهار پشيمانى و توبه نمودم .
و چون نامه را فرستادم ، حركت كردم تا براى انجام و اقامه نماز آماده شوم .
در اين بين فكرهاى گوناگونى مرا احاطه كرده بود؛ و در افكار خويش ‍ غوطه ور بودم كه ناگهان همان شخصى كه كيسه پول ولباس ها را آورده بود، دو مرتبه وارد شد و مرا مخاطب قرار داد و اظهار نمود: اى حسن بن فضل ! رفتار بدى را انجام دادى ، چون كه هنوز امام و مولايت را نشناخته اى .
سپس در ادامه سخن خويش افزود: ما در بعضى موارد جهت تبرّك مقدار اندكى پول و غيره براى دوستانمان مى فرستيم ، بدون آن كه از ما سؤ ال و تقاضائى كرده باشند؛ و سپس آن شخص نامه اى را به دستم داد و رفت .
هنگامى كه نامه را گشودم ، در آن چنين مرقوم شده بود:
اى حسن بن فضل ! در رابطه با اين كه هديه ما را برگرداندى اشتباه كرده اى ، پس اگر چنانچه به درگاه خداوند متعال توبه نمائى ، خداوند توبه ات را پذيرا مى باشد.
امّا نسبت به مقدار دينارى كه برايت فرستاده بوديم و آن ها را برگرداندى ، در موردى ديگر مصرف كرديم ؛ وليكن لباس را قبول بكن كه براى انجام مراسم و مناسك حجّ، در اين لباس احرام ببندى .


ريگ طلا در طواف كعبه


مرحوم شيخ طوسى رحمة اللّه عليه در كتاب خود به طور مستند حكايت نموده است :
شخصى به نام اءزُدى - آودى - گفت : سالى از سال ها به مكّه معظّمه مشرّف شده بودم و مشغول طواف كعبه الهى در دور ششم بودم ، كه ناگهان اجتماع عدّه اى از حاجيان - در سمت راست كعبه - توجّه مرا جلب كرد، مخصوصا جوانى خوش سيما و خوشبو، با هيبت و وقار عجيبى كه در ميان آن جمع حضور داشت ، توجّه همگان جلب او گشته بود.
پس نزديك رفتم و آن جوان را در حال صحبت ديدم كه چه زيبا و شيرين ، سخن مطرح مى فرمود، خواستم جلوتر بروم و چند جمله اى با او سخن گويم ، ولى افرادى مانع من شدند.
پرسيدم : او كيست ؟
گفتند: او فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه هر سال در كنگره عظيم حجّ، در جمع حاجيان شركت مى فرمايد و با آن ها صحبت و مذاكره مى نمايد.
با صداى بلند گفتم : من دنبال هادى مى گردم ، اى مولايم ! مرا نجات بده و هدايت و ياريم فرما.
پس با دست مبارك خود مُشتى از ريگ هاى كنار كعبه الهى را برداشت و به من فرمود: اين ها را تحويل بگير.
يكى از افراد حاضر جلو آمد و گفت : ببينم چه چيزى تقديم نمود؟
اظهار داشتم : چند ريگى بيش نيست ، وقتى دست خود را باز كردم ، در كمال حيرت چشمم به قطعه اى طلا افتاد.
در همين لحظه آن جوان خوش سيما نزديك من آمد و اظهار داشت : حجّت برايت ثابت گرديد و حقّ روشن شد، از سرگردانى نجات يافتى ، اكنون مرا مى شناسى ؟
عرضه داشتم : خير، شما را نمى شناسم !
فرمود: من مهدى موعود هستم ، من صاحب الزّمان هستم ، من تمام دنيا را عدالت مى گسترانم ، بدان كه در هيچ زمانى زمين از حجّت و خليفه خدا خالى نخواهد بود.
و سپس در ادامه فرمايش خود افزود: توجّه كن كه موضوع و جريان امروز امانتى است بر عهده تو، كه بايد براى اشخاص مورد وثوق و اطمينان بازگو و تعريف نمائى .
(31)


خليفه تمام انبياء و ائمّه در شهر كوفه


امام صادق عليه السلام در ادامه سخنان مفصّلى كه براى يكى از اصحابش ‍ به نام مفضّل مطرح فرموده است ، چنين حكايت نمايد:
در آن هنگامى كه قائم آل محمّد (عجّل اللّه تعال فرجه الشّريف ) ظهور نمايد، پايگاه و مركز حكومتش شهر كوفه خواهد بود.
و چون از مكّه معظّمه و مدينه منوّره حركت نمايد و داخل شهر كوفه گردد، اوّلين سخن آن حضرت با مردم چنين است :
اى جمع خلايق ! آگاه و هوشيار باشيد، هر كه مايل است حضرت آدم و شيث را بنگرد، نزد من آيد؛ همانا كه من خليفه آن ها هستم .
هركس بخواهد كه حضرت نوح و سام را ببيند، سوى من بيايد كه من خليفه آن ها مى باشم .
هر كه تصميم دارد حضرت ابراهيم و اسماعيل را مشاهده نمايد، نزد من آيد كه من خليفه آن ها مى باشم .
هركس علاقه دارد حضرت موسى و يوشع را بشناسد، نزد من آيد كه من خليفه آن ها هستم .
هر كه دوست دارد حضرت عيسى و شمعون را بنگرد، سوى من آيد كه من خليفه آن ها مى باشم .
هر كه شيفته ديدار حضرت محمّد مصطفى و اميرالمؤمنين است ، نزد من آيد كه من خليفه آن ها هستم .
هر كه ميل دارد بر حسن و حسين نگاه كند، نزد من آيد كه من جانشين آن ها هستم .
هر كه علاقه مند ديدار اهل بيت و ائمّه اطهار است ، نزد من آيد كه من خليفه آن ها مى باشم .
اى مؤمنين ! بشتابيد به سوى من تا شما را به تمام آنچه آگاهيد و آنچه ناآگاه هستيد آشنا سازم ؛ هركس آشنا به كتاب هاى آسمانى است ، توجّه كند و گوش فرا دهد.
سپس امام زمان عليه السلام مقدارى از كتاب حضرت آدم و شيث و نيز مقدارى از كتاب حضرت نوح و ابراهيم عليهم السلام را تلاوت مى فرمايد و مواردى كه از آن ها را تحريف و دگرگون شده است مطرح مى نمايد؛ و پس ‍ از آن نيز آياتى از قرآن را - طبق آنچه بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله نازل شده و امام علىّ عليه السلام تاءليف و جمع آورى نموده - تلاوت مى فرمايد.
و تمام مسلمان ها گويند: قرآنى كه بر محمّد رسول اللّه صلى الله عليه و آله نازل شده است ، اين است كه حضرت تلاوت مى نمايد.
پس از آن ، امام علىّ عليه السلام رجعت و ظهور مى نمايد و علائم ايمان و كفر بر چهره هركس آشكار مى گردد.
(32)


هفده نوع اطّلاعات


مرحوم كلينى - صاحب كتاب شريف كافى - به نقل از برادرش ، اسحاق بن يعقوب حكايت نمايد:
سؤال هاى مختلفى را نوشتم و خدمت وكيل خاصّ امام زمان عجّل اللّه تعال فرجه الشّريف ، به نام ابوجعفر محمّد بن عثمان عَمرى رفتم و از او تقاضا كردم تا جواب سؤال هاى مرا از حضرت حجّت عليه السلام دريافت نمايد.
پس از گذشت مدّتى كوتاه ، جواب كلّيه آن سؤ ال ها را به عنوان توقيع آن حضرت - به اين شرح - دريافت كردم :
آنچه پيرامون منكرين و مخالفين من از خويشان من و پسر عمويم سؤ ال كردى ، پس بدان كه بين خداوند متعال و هيچ يك از بندگانش خويشاوندى وجود ندارد؛ و هر كه منكر من باشد، من نيز از او بيزار هستم و بايد بداند كه راه او همچون راه پسر حضرت نوح عليه السلام مى باشد.
و امّا نسبت به عمويم جعفر و فرزندانش ، همانند راه و روش برادران يوسف عليه السلام است .
و امّا نسبت به فقّاع ، حرام مى باشد؛ ولى آب جو - كه در منازل گرفته مى شود - مانعى ندارد.
و آنچه از اموال - به عنوان خمس ، زكات و ديگر وجوهات شرعيّه را كه از شما - دريافت مى كنيم ، جهت تطهير و تزكيه - نفوس و ثروت خود - شما است ، هر كه مايل بود بپردازد و هر كه مايل نبود نيازى به آن نيست .
و نسبت به زمان ظهور و فرج ، مربوط به خداوند متعال است و هر كه تعيين وقت نمايد، دروغ گفته است .
و كسانى كه معتقد باشند كه امام حسين عليه السلام زنده است و كشته نشده ، كافر و گمراه خواهند بود.
و حوادث و مسائلى كه رخ مى دهد به علماء و فقهاء - راويان احاديث ما مراجعه كنيد، چون كه آن ها حجّت من بر شما و من حجّت خدا بر آن ها هستم .
امّا محمّد بن عثمان عَمرى ، خداوند از او و از پدرش راضى و خوشنود باشد؛ او مورد وثوق من و نوشته هاى او همانند نوشته من مى باشد.
و امّا محمّد بن علىّ بن مهزيار اهوازى ، خداوند دل او را نورانى و روشن نمايد و شكّهاى او را زايل گرداند.
و آن مقدار پولى را - كه طبق وصيّت اسحاق با فروش كنيزانِ آوازه خوانش ‍ - براى ما فرستاده ، مورد قبول نيست ؛ مگر آن كه طاهر گردد، چون اُجرت و قيمت غنا و آوازه خوانى حرام است .
امّا محمّد بن شاذان ، مردى از شيعيان و دوستان ما مى باشد.
و ابوالخطّاب محمّد بن ابو زينب ، ملعون - و خبيث است و نيز اصحاب و ياران او ملعون هستند، با آن ها هم نشين و هم سخن مباش ، چون كه من و پدران من از آن ها بيزار مى باشيم .
و آن هائى كه اموال ما را - و آنچه مربوط به ما باشد - بى جهت حلال و مباح بدانند و مصرف كنند - آن اموال برايشان - همچون آتش دوزخ خواهد بود.
و امّا خمس - يعنى سهم امام و سهم سادات - را براى شيعيان و دوستان خود حلال و مباح كرده ايم و تا هنگام ظهور، مى توانند مورد استفاده قرار دهند.
و آن هائى كه در دين و شريعت خداوند متعال و يا نسبت به ما - اهل بيت عصمت و طهارت - شكّ دارند، اگر توبه كنند پذيرفته است و نيازى نداريم كه براى ما چيزى ارسال نمايند.
و نسبت به علّت وقوع غيبت : اوّلا كه خداوند متعال در قرآن فرموده است : وَ لا تَسْئَلُوا عَنْ اءشْياءَ إنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ.
(33) يعنى ؛ از بعضى مسائل سؤال نكنيد، چون كه موجب ناراحتى شما خواهد شد.
و ثانيا هر يك از ائمّه اطهار و پدرانم در حكومتِ يكى از ظالمان قرار گرفته بودند؛ ولى من هنگامى ظهور مى نمايم كه هيچ ظالمى قدرت و اراده اى ندارد.
امّا اين كه چگونه از وجود من در زمان غيبت استفاده و بهره گيرى شود؟
همانا جريان و موضوع غيبت من همانند خورشيد است كه ابر جلوى آن را پوشانيده باشد، بدانيد كه من براى موجودات زمينى وسيله امنيّت و آسايش هستم ، همان طورى كه ستارگان براى اهل آسمان امان هستند.
و از آنچه برايتان مفيد نيست و سودى ندارد، سؤ ال نكنيد و خود را به زحمت نيندازيد، و سعى نمائيد براى تعجيل ظهور و فرج من بسيار دعا كنيد.
و در خاتمه ، اى اسحاق ! سلام بر تو و بر كسانى باد كه از نور هدايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پيروى كنند.
(34)


خصوصيّات حضرت از زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله


حضرت جواد الا ئمّه به نقل از پدران بزرگوارش از امام حسين صلوات اللّه عليهم اجمعين در حديثى بسيار طولانى حكايت فرمايد:
روزى بر جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم ، شخصى به نام اءبىِّ بن كعب حضور داشت و سؤال و جواب هائى پيرامون ائمّه اطهار عليهم السلام مطرح شد تا جائى كه جدّم رسول اللّه صلى الله عليه و آله اظهار داشت :
خداوند متعال در صُلب يازدهمين خليفه ام ، نطفه اى پاك و منزّه قرار داده است كه تمام انسان هاى مؤمن به وسيله آن شادمان و راضى خواهند شد.
خداوند تبارك و تعالى در عالم ذرّ عهد و ميثاق ولايت او را گرفته است و كسانى نسبت به او كافر خواهند شد كه منكر خداوند باشند.
او امامى است پرهيزكار و پاك ، مسرور كننده و رضايت بخش ، هدايت گر و هدايت بخش ، حكم به عدل مى نمايد و بر اجراى عدالت دستور مى دهد.
در تمام امور، خداوند حكيم را تصديق مى كند و خداوند هم او را تصديق و تاءييد خواهد كرد، او از ديد افراد، مخفى و پنهان مى گردد تا زمانى كه آمادگى ظهور و بيان احكامش در جامعه آشكار شود.
در طالقان گنج هاى ارزشمندى در انتظار اوست كه نه طلا است و نه نقره ، بلكه مردانى قوى و پايدار خواهند بود.
خداوند متعال هنگام فزرندم ، از تمام شهرها و دورترين نقاط اصحاب او را گرد يكديگر جمع مى نمايد كه به تعداد اصحاب جنگ بدر - يعنى ؛ سيصد و سيزده نفر - خواهند بود.
و طومارى در دست دارد كه در آن نام تمام اصحاب و يارانش با معرّفى كامل از جهت نسب ، شهر، شغل و فاميل خانوادگى ثبت و ظبط گرديده است .
امام حسين عليه السلام افزود: اءُبىّ بن كعب سؤ ال كرد: علائم و نشانه هاى ظهور او چگونه و چيست ؟
جدّم رسول اللّه صلى الله عليه و آله در جواب او، فرمود: بيرقى مخصوص ‍ او قرار گرفته است كه هر موقع زمان ظهورش فرا رسد؛ بيرق ، باز و گسترده خواهد شد و خداوند متعال آن را به سخن درخواهد آورد، پس صاحبش را صدا مى زند و مى گويد:
اى ولىّ اللّه ! ظاهر شو و دشمنان خدا را به هلاكت برسان .
همچنين شمشيرى مخصوص او، در قلاف قرار داده شده است ، كه هنگام خروج حضرتش شمشير از قلاف بيرون آيد و با قدرت خداوند به سخن آيد و گويد:
اى ولىّ اللّه ! خارج و ظاهر شو، چون كه ديگر بر تو جائز نيست كه نسبت به دشمنان خدا ساكت و آرام بنشينى .
پس در همان حال ، ظاهر و خارج مى گردد و دشمنان خداوند متعال را در هر كجاى عالَم و در هر حالتى بيابد پس از إتمام حجّت به قتل خواهد رساند.
و او تمام حدود و احكام الهى را به اجراء در خواهد آورد، در حالتى كه جبرئيل سمت راست و ميكائيل سمت چپ و شعيب فرزند صالح جلوى او قرار دارد.
و به همين زودى قبل از قيام قيامت ، او را خواهيد يافت و من تمام امور خود را به خداوند واگذار مى كنم .
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله در ادامه فرمايش خود افزود: اى اءُبىّ! خوشا به حال كسى كه در آن زمان حجّت خدا را درك كند و خوشا به سعادت كسى كه دوستدار او، و معتقد و مؤمن به ولايت و امامت او باشد، همانا كه خداوند متعال آن افراد مؤمن را از شدائد و هلاكت ها نجات مى بخشد.
(35)
ده هزار نيرو در مقابل ميلياردها
حضرت عبدالعظيم حسنى رحمة اللّه عليه حكايت كند:
روزى خدمت حضرت جواد الا ئمّه عليهم السلام عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! اميدوارم كه شما قائم از اهل بيت محمّد صلى الله عليه و آله باشيد.
امام جواد عليه السلام فرمود: اى ابوالقاسم ! هر يك از ما ائمّه ، در زمان و موقعيّت خود، قائم و مجرى احكام الهى و هدايت گر مردم به سوى دين خدا مى باشيم .
وليكن آن قائمى كه خداوند به وسيله او زمين را از شرك و فساد پاك مى گرداند و عدل و داد را مى گستراند، ولادتش مخفى و پنهان مى باشد و از ديد انسان ها غايب و نامعلوم خواهد بود، بردن نام او در زمان غيبتش حرام است .
او هم نام و هم كُنيه با حضرت رسول ، محمّد صلى الله عليه و آله مى باشد؛ طىّ الا رض مى نمايد و زمين برايش مى چرخد، تمام مشكلات برايش آسان مى گردد و سختى ها و ناملايمات در مقابل حضرتش ذليل و متواضع مى باشند.
به تعداد اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ بدر يعنى سيصد و سيزده نفر از دورترين سرزمين ها برايش احضار و اجتماع مى نمايند كه خداوند متعال در قرآن ، نيز به آن اشاره نموده : اءيْنَ ما تَكُونُوا يَاْتِ بِكُمُ اللّهُ جَميعا إنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىٍّْءٍ قَديرٌ .
(36)
يعنى ؛ هر كجا باشيد، خداوند شما را حاضر مى گرداند، زيرا كه او بر هر كارى قادر و توانا است .
و چون اين تعداد نفرات تكميل گردد، با حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف عهد و پيمان ببندند، ده هزار نيروى كمكى ديگر برايش ‍ مى رسد و با اذن خداوند متعال قيام و خروج مى نمايد؛ و دشمنان و مخالفان خداوند را به قدرى به هلاكت مى رساند تا خدا از او راضى گردد.
حضرت عبدالعظيم حسنى گويد: اظهار داشتم : اى مولا و سرورم ! چگونه به رضايت و خوشنودى پروردگار، علم پيدا مى كند؟
فرمود: خداوندِ توانا، در قلب و درونش رحمت و راءفت ايجاد مى گرداند.
و چون امام زمان عليه السلام داخل مدينه منوّره شود، دو بُت لات و عُزّى را خارج نمايد و آن ها را در حضور افراد به آتش مى كشد.
(37)
خصايص حضرت حجّت عليه السلام
محمّد بن مسلم ثقفى گويد:
محضر مبارك حضرت باقرالعلوم عليه السلام رفتم ، تا درباره قائم آل محمّد عجّل اللّه تعال فرجه الشّريف سؤالى نمايم ، هنگامى كه خدمت حضرت رسيدم ، پيش از آن كه سخنى بگويم ، مرا مخاطب قرار داد و فرمود: اى محمّد بن مسلم ! قائم آل محمّد (عجّ) داراى پنج امتياز از پيامبران الهى مى باشد كه آن حضرت در اين پنج امتياز و خصوصيّت با آن پيامبران شبيه است :
شبيه حضرت يونس عليه السلام مى باشد، از اين جهت كه او پس از سال ها غيبت در شكم ماهى ، هنگام ظهور و خروجش جوانى شاداب و نيرومند بود.
شبيه حضرت يوسف عليه السلام است ، از جهت اين كه از ديد و از چشمِ غريب و آشنا مخفى و پنهان بود، به طورى كه حتّى برادرانش هم او را نمى شناختند.
شبيه حضرت موسى عليه السلام است ، چون مرتّب طاغوتيان از ظهورش ‍ وحشت داشتند و ولادتش مخفى انجام گرفت .
و نيز غيبتى طولانى داشت و دوستان و پيروانش صدمات و سختى هاى بسيارى را - در زمان غيبت حضرت موسى بن عمران - متحمّل شدند؛ و مرتّب در انتظار ظهورش چشم به راه بودند تا آن كه خداوند متعال او را ظاهر گردانيد و بر دشمنش پيروز آمد و مؤمنين در آسايش قرار گرفتند.
شبيه حضرت عيسى عليه السلام است ، همچنان كه امتّش درباره او اختلاف كردند و عدّه اى گفتند: اصلا عيسى متولّد نشده ، گروهى ادّعا كردند كه تولّد يافته ، ولى مرده است ؛ بعضى هم گفتند: او را به دار آويختند و كشته اند و برخى هم بر واقعيّت و حقيقت امر آگاه و پابرجا ماندند.
و نيز شبيه جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله مى باشد، از اين جهت كه با شمشير خروج و قيام مى نمايد و دشمنان خدا و رسولش را به قتل مى رساند، همچنين ستمگران و تجاوزگران را سركوب و نابود مى نمايد.
پس او مانند جدّش با نصرت هاى الهى بر همگان مسلّط و پيروز خواهد شد؛ و هيچ پرچمى از او بدون پيروزى باز نمى گردد.
سپس امام باقر عليه السلام افزود: بعضى از نشانه هاى ظهور آن حضرت عبارتند از: خروج سفيانى از شام ، صيجه آسمانى در ماه مبارك رمضان خواندن نام مبارك آن حضرت با نام پدر بزرگوارش .
(38)
مردى كهن سال با شكل جوانى
مرحوم شيخ صدوق ، طبرسى و برخى ديگر از بزرگان به نقل از ريّان بن صلت - كه يكى از ياران و خدمت گزاران امام علىّ بن موسى الرّضا عليهماالسلام است - حكايت نمايند:
روزى خدمت آن حضرت شرف حضور يافته و اظهار داشتم : ياابن رسول اللّه ! آيا شما صاحب الزّمان و ولىّ امر هستى ؟
فرمود: بلى ، من ولىّ امر هستم ؛ وليكن نه آن كسى كه دنيا را پر از عدل و داد مى كند، و چگونه اين كار از من ساخته باشد با اين وضعيّتى كه در آن هستم !؟
آن كسى كه منظور تو است ، او قائم آل محمّد (عجّ) مى باشد كه تمام ظلم ها و بى عدالتى ها را برطرف و عدالت را جايگزين مى نمايد.
او هنگامى كه ظهور و خروج مى نمايد، با اين كه كهن سال و عمرى طولانى از او گذشته است ، امّا شكل و قيافه اش همچون جوانى شاداب ، بسيار نيرومند و قوى است ، كه چنانچه بخواهد بزرگ ترين درخت را ريشه كن كند، با يك دست چنين نمايد.
(39)
امام زمان عليه السلام اگر فريادى بلند كند، تمام صخره ها متزلزل و دگرگون شوند، عصاى حضرت موسى عليه السلام - با همان خصوصيّت و حالت - و نيز انگشتر حضرت سليمان عليه السلام همراه و در دست حضرت قائم آل محمّد عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف مى باشد.
سپس امام رضا عليه السلام افزود: او چهارمين فرزند من مى باشد كه خداوند متعال او را پنهان و مخفى نگه مى دارد، تا به موقع ظاهر گردد و دنيا را پر از عدل و داد نمايد.
(40)
شهرسازى و تخريب و كُندى حركت اءفلاك
مرحوم شيخ طوسى ، صدوق ، طبرسى و بعضى ديگر از بزرگان ، به نقل از ابو بصير حكايت كنند:
رزوى حضرت ابوجعفر، امام محمّد باقر عليه السلام در جمع برخى از اصحاب فرمود:
هنگامى كه قائم آل محمّد عليه السلام ظهور نمايد و به شهر كوفه وارد شود، دستور مى دهد تا چهار مسجد از مساجد كوفه را تخريب نمايند، و ديوار و ساختمان ساير مساجد را كوتاه نمايند، تا برسد به آن مقدار ارتفاعى كه در عهد پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله بوده است ، به طورى كه بر هيچ ساختمانى از منازل و خانه ها إشراف نداشته باشد.
همچنين دستور مى دهد تا خيابان هاى اصلى شهرها از شصت ذرع - يعنى ؛ سى متر - كمتر نباشد و آنچه مسجد و عبادت گاه در مسير توسعه خيابان ها باشد تخريب مى گردد.
و نيز تمامى پيش آمد ساختمان ها و بالكن هائى كه مقدارى از فضاى جادّه ها را گرفته باشد؛ و نيز سكّو و پلّه هائى كه قدرى از راهروها را اشغال كرده ، دستور مى دهد تا همه آن ها تخريب و اصلاح شود.
كلّيه بدعت ها و سنّت هاى نامشروع را باطل و نابود مى نمايد و سنتّهاى حسنه سعادت بخش را جايگزين آن ها خواهد نمود.
تمامى شهرهاى قسطنطنيه و چين و ديلم را فتح و در قلمرو حكومت اسلامى درخواهد آورد.
و مدّت حكومت امام زمان (عجّ)، هفت سال به طول خواهد انجاميد
(41) و پس از آن خداوند متعال آنچه را مقدّر نموده باشد واقع خواهد شد.
ابوبصير كه راوى اين حكايت است ، گويد: از حضرت باقرالعلوم عليه السلام سؤ ال كردم : چگونه ممكن است اين همه برنامه ها و فعّاليّت ها در مدّت هفت سال إجراء شود؟!
حضرت فرمود: خداوند متعال تمامى اءفلاك و كُرات را دستور مى دهد كه از سرعت حركت خود بكاهند تا زمان ، طولانى گردد؛ بنابر اين روزگار و سال ها - در آن زمان ظهور حضرت صاحب الزّمان (عجّ) طولانى تر از الا ن خواهد بود.
سؤال كردم : منجّمين و ستاره شناسان گويند: اگر تغييرى در حركت اءفلاك و ستارگان به وجود آيد، فساد بر پا مى شود، آيا گفته آنان صحيح است ؟
امام عليه السلام فرمود: خير صحّت ندارد، اين گفتار زنديق ها و بى دين ها است ؛ وليكن مسلمين چنين اعتقادى را ندارند، مگر نه اين است كه خداوند متعال ماه را براى پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله دو نيم كرد.
و حتّى قبل از پيغمبر اسلام ، خورشيد براى حضرت يوشع عليه السلام از مسير خود برگردانيده شد
(42) و هيچ فساد و خللى در نظام زمين و آسمان واقع نگرديد.
سپس امام باقر عليه السلام اشاره نمود: به طولانى شدن زمان در قيامت براى محاسبه و بررسى اعمال بندگان -، كه قرآن نيز به آن تصريح كرده است .
(43)
ظهور نور و انتقام از ظالم
مرحوم شيخ صدوق رحمة اللّه عليه به نقل از عبدالسّلام هروى حكايت كند:
روزى محضر شريف حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون حديثى از امام صادق عليه السلام سؤال كردم كه فرمود: هنگامى كه امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف خروج نمايد تمام ذرّيه قاتلين امام حسين عليه السلام را بجهت كردار پدرانشان نابود مى نمايد و انتقام خون جدّ مظلومش را مى گيرد؛ آيا صحيح مى باشد؟
امام رضا عليه السلام فرمود: بلى ، صحيح است .
گفتم : آيه قرآن كه مى فرمايد: نمى توان گناه شخصى را بر ديگرى تحميل كرد، چه مى شود؟
فرمود: خداوند متعال در تمام گفتارش صادق و راست گو است ، وليكن ذرّيه قاتلين حضرت اءباعبداللّه الحسين عليه السلام چون راضى به كردار پدرانشان بودند و به اعمال و حركات زشت آن ها فخر و مباهات مى كردند، پس شريك جرم هستند.
چون هركس راضى به كردار ديگرى - چه خوب و چه بد - باشد در ثواب و عقاب او شريك است ، گرچه شخصى در مغرب ظلم كند و ديگرى در مشرق نسبت به كار او راضى و خوشحال باشد، پس در اين صورت شريك جرم محسوب مى شود.
سپس افزود: امام زمان عليه السلام چنين افرادى را خواهد كشت .
بعد از آن عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! بعد از آن كه امام زمان عليه السلام خروج نمايد، ابتداء از كجا و نسبت به چه امورى اقدام مى فرمايد؟
امام رضا عليه السلام در جواب فرمود: وقتى قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم خروج نمايد، ابتداء به مجازات بنى شيبه در مكّه مى پردازد، چون آن ها دزدان اوّليه اى هستند كه تمام اموال بيت اللّه الحرام را دزديده اند و بدين جهت دست آن ها را طبق دستور اسلام جدا خواهد كرد.
(44)
قاتل شيطان كيست ؟
اسحاق بن عمّار گويد:
روزى محضر شريف امام جعفر صادق عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون آيه شريفه قرآن : رَبّ فَأنْظِرْنى إلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ إلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
(45) سؤال كردم كه آخرين روز مهلت حيات شيطان چه زمانى است ؟
حضرت فرمود: آيا فكر مى كنى تا قيامت و صحراى محشر باشد؟!
خير چنين نيست ، بلكه منظور روز ظهور و قيام قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم مى باشد؛ چون امام زمان (عجّ) را ظاهر گردد و قيام كند، وارد مسجد كوفه خواهد شد و شيطان در مقابل حضرت دو زانو مى نشيند و مى گويد: واى از اين روز كه چه روز سختى است .
پس از آن امام زمان عليه السلام او را به قتل مى رساند.
بنابراين مهلت شيطان تا آن روزى خواهد بود كه به دست پُر توان حضرت صاحب الزّمان (عجّ) به هلاكت اءبدى خواهد رسيد.
(46)
آشنائى به درون و استجابت دعا
قاسم بن العلاء حكايت كند:
روزى مشكلات خود را در نامه اى نوشتم و اظهار داشتم كه مدّتى از عمر من سپرى گشته و فرزندى ندارم ، سپس آن نامه را براى حضرت صاحب الزّمان عليه السلام فرستادم .
پس از مدّتى كوتاه جواب نامه آمد ولى اشاره اى نسبت به فرزند نفرموده بود؛ پس نامه اى ديگر براى حضرت نوشتم و تقاضا كردم تا دعائى نمايد كه خداوند، فرزندى پسر به من عنايت فرمايد و نامه را ارسال كردم ؛ در حالى كه هيچ خبرى از وضعيّت همسرم نداشتم .
و چون جواب نامه آمد، نوشته بود: خداوندا! فرزندى پسر، عطايش فرما كه چشمش به آن روشن گردد و وارث او باشد.
پس به منزل رفته و از همسرم جويا شدم كه آيا آبستن مى باشد؟
پاسخ داد: بلى ، ناراحتى و مانعى كه وجود داشت برطرف شد و در حال حاضر آبستن مى باشم ؛ و خداوند متعال به بركت دعاى حضرت ، فرزندى پسر به من عنايت فرمود.
(47)
درخواست مطالبات سفارشى
مرحوم شيخ طوسى ، مفيد، كلينى و ديگر بزرگان به نقل از بدر خادم - غلام احمد بن الحسن - حكايت كرده اند:
من اعتقاد به امامت ائمّه إثنى عشر عليهم السلام نداشتم ، وليكن دوستدار و علاقه مند به آن ها بودم .
روزى وارد جبل عامل شدم و چون اربابم خواست از دنيا برود سفارش ‍ كرد: اسب و شمشير و ديگر لوازم شخصى او را تحويل مولايش امام زمان عليه السلام بدهم .
همين كه اربابم رحلت كرد، با خود گفتم : والى و استاندار حكومت از فوت ارباب اطّلاع يافته و اگر اين اموال را تحويل او ندهم ، ممكن است مرا تحت تعقيب و اذيّت قرار دهد.
به همين جهت قيمت آن ها را در نظر گرفتم و بدون آن كه كسى متوجّه نيّت و افكار من شود، مبلغ هفتصد دينار بر ذمّه خود گرفتم و اموال را تحويل والى حكومت دادم .
پس از گذشت مدّتى كوتاه ، نامه اى از طرف امام زمان (عجّ) به دستم رسيد، وقتى نامه را گشودم در آن ، چنين مرقوم شده بود:
مبلغ هفتصد دينارى را كه بر عهده گرفته اى بابت قيمت اسب و شمشير و ديگر اشياء، براى ما بفرست .
پس من تعجّب كرده و متحيّر شدم كه حضرت چگونه از نيّت و افكار آگاه گشته ، لذا ايمان آوردم و بر حقانيّت امام دوازدهم و ساير ائمّه عليهم السلام اعتقاد و معرفت پيدا كردم و تمامى آنچه را كه بر ذمّه گرفته بودم تحويل مأمور حضرت دادم .
(48)
قابل ذكر است : در رابطه با اين حكايت ، حكاياتى مشابه آن از ديگر اشخاص وارد شده است كه در پاورقى كتاب ها به طور مفصّل آن ها را مطرح كرده اند.

دريافت وجوهات و تعيين نماينده

مرحوم كلينى ، طوسى ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از محمّد بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى حكايت كنند:
پس از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام اءموال بسيارى - از وجوهات توسط مؤمنين - نزد پدرم جمع شده بود، او متحيّر شد كه پس از آن حضرت به چه كسى رجوع كنيم .
پدرم تمام اموال را برداشت و با يكديگر حركت كرديم و راه دريا را به وسيله كشتى پيموديم و چون مسافتى را طىّ كرديم از كشتى پياده شديم ؛ پدرم سخت مريض شد و پيش از آن كه رحلت نمايد، اظهار داشت : نسبت به حفظ اين اموال سعى و تلاش كن و آن ها را به دست صاحبش برسان .
من با خود گفتم : پدرم بدون جهت و بدون اطّلاع حرفى نمى زند و بيهوده وصيت نمى كند، بايد اين اموال را به عراق برسانم .
بر همين اساس آن ها را برداشتم و در بغداد، كنار رود دجله خانه اى كرايه كردم و در حالى كه هيچكس از افكار و موقعيّت من خبرى نداشت ، تصميم بر اين داشتم كه اگر كسى همانند حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى عليه السلام پيدا شود و نشانى و خصوصيّات اموال را بگويد، تحويل او بدهم وگرنه مصرف زندگى خود نمايم .
پس از آن كه منزل را كرايه كردم ، چند روزى را با همين سرگردانى سپرى كردم ، بعد از گذشت چند روز، ناگهان نامه اى توسّط شخصى به دستم رسيد.
وقتى نامه را گشودم ، در آن با اشاره به تمام خصوصيّات اموال و صاحبان آن ها، به من خطاب نموده بود: اى محمّد ابراهيم ! آن اموال و اشياء را تحويل حامل نامه بده .
چون تمام نشانى ها و خصوصيّات ، حقيقت و واقعيّت داشت فهميدم كه فرزند امام عسكرى عليه السلام ، حضرت مهدى امام زمان صلوات اللّه عليه نامه را فرستاده است ، لذا آن ها را تحويل آورنده نامه دادم و چند روزى ديگر را در همان منزل ماندم تا آن كه نامه اى ديگر از همان حضرت به اين مضمون به دستم رسيد:
ما تو را به جاى پدرت قرار داديم و بايد در هر حالى كه هستى شكرگزار خداوند متعال باشى .
(49)
اوّلين برنامه عملى پس از ظهور و قيام
حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم عليه السلام درباره اوّلين مرحله ظهور حضرت حجّت امام زمان (روحى له الفداء و عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) چنين مطرح فرموده است :
مثل اين كه در حال مشاهده ظهور قائم آل محمّد (عجّ) هستم كه از مكّه به همراه پنج هزار ملائكه به سوى كوفه حركت مى كند، و جبرئيل سمت راست و ميكائيل سمت چپ و مؤمنين در جلو حضرت حركت مى كنند و در حال فرستادن نماينده و لشكر به سوى شهرها مى باشد.
هنگامى كه وارد شهر كوفه گردد، سه پرچم برافراشته شده و به يكديگر ملحق شوند.
سپس حضرت داخل مسجد كوفه مى شود و بالاى منبر مى رود و مشغول صحبت و سخنرانى خواهد شد؛ ولى در اءثر تراكم جمعيّت و گريه افراد، كسى متوجّه محتواى فرمايشات آن حضرت نمى شود.
تا آن كه جمعه دوّم فرا مى رسد و مردم درخواست مى كنند تا حضرت نمازجمعه را اقامه نمايد.
به همين جهت ، حضرت دستور مى فرمايد تا بيرون مسجد شهر كوفه - بين نجف و كوفه - محلّى را جهت إقامه نمازجمعه تهيّه كنند و در همان مكان ، نمازجمعه را اقامه مى نمايد.
بعد از آن دستور مى دهد تا آن كه نهر و كانالى از (شطّ فرات ) كربلاء تا نجف اشرف حفر نمايند و در همان زمان بدون فاصله ، چندين پُل بر سر هر گذرگاهى نصب خواهد شد؛ و در كنار هر پُلى يك آسياب ساخته شود.
امام محمّد باقر عليه السلام در پايان افزود: مثل اين كه مى بينم پيرزنى را كه مقدارى گندم بر سر نهاده و جهت آرد كردن به سمت يكى از آن آسياب ها مى آورد و آسيابان ، گندم هاى او را بدون مُزد و بدون اُجرت آرد نموده و تحويلش مى دهند.
(50)
امام صادق عليه السلام پيرامون مسجدى كه بيرون شهر كوفه به دستور حضرت حجّت (عجّ) ساخته مى شود فرمود: داراى يك هزار درب ورودى و خروجى خواهد بود؛ و خانه هاى شهر كوفه را به نهر فرات در كربلاء متّصل مى گرداند.(51)
جبرئيل اوّلين بيعت كننده در كعبه الهى
مرحوم شيخ مفيد رضوان اللّه تعالى عليه به نقل از مفضّل بن عمر حكايت كند:
روزى در محضر مبارك امام جعفر صادق عليه السلام بودم ، از آن حضرت ضمن فرمايشاتى شنيدم كه درباره جريان ظهور و خروج قائم آل محمّد صلوات اللّه عليه چنين فرمود:
موقعى كه خداوند متعال حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف را جهت ظهور و خروج اجازه دهد.
حضرت در مكّه معظّمه بالاى منبر مى رود و مردم را به سوى خود دعوت مى نمايد و آن ها را به خداپرستى و معنويّت راهنمائى مى كند.
و دستور مى دهد بر اين كه جامعه بايد در مسير اجراء احكام و روش زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله حركت نمايد.
در همين بين خداوند متعال جبرئيل عليه السلام را مى فرستد و در محلّى به نام حطيم نزد امام عصر صلوات اللّه عليه حضور مى يابد و اظهار مى دارد: برنامه ات چيست ؟
و مردم را به چه چيزى دعوت مى كنى ؟
حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف برنامه و مسير حركت خود را با جبرئيل در ميان مى گذارد.
پس از آن جبرئيل مى گويد: من اوّل كسى هستم كه با تو بيعت مى كنم ؛ و سپس دست خود را در دست حضرت قرار مى دهد.
و سپس تعداد سيصد و سيزده نفر كه از شهرهاى مختلف جمع شده اند، با حضرت بيعت مى كنند.
بعد از آن ، حضرت در شهر مكّه باقى خواهد ماند تا تعداد اصحاب و يارانش به دَه هزار نفر برسد و پس از آن كه تكميل شد به سوى مدينه حركت مى نمايد.
(52)
سيره و روش تشكيل حكومت جهانى
پنجمين اختر ولايت حضرت باقرالعلوم عليه السلام ضمن يك سخن طولانى چنين اظهار فرمود:
مهدى موعود عليه السلام همچون حضرت موسى عليه السلام با حالتى بين خوف و رجاء ظهور و خروج مى نمايد و چون وارد مكّه معظّمه گردد، لشكر سفيانى در بيابانى به نام بيداء در زمين فرو مى رود و اثرى از آن ها باقى نمى ماند.
امام زمان بين ركن و مقام ، نماز به جا مى آورد و قيام خود را با اين كلمات شروع مى نمايد:
اى مردمان ! ما بر عليه كسانى كه بر ما ظلم و تجاوز كردند و حقّ ما را غصب و چپاول كردند، طلب كمك مى كنيم و يارى مى جوئيم ، من نسبت به آدم ، نوح ، ابراهيم و همه پيامبران اولويّت دارم ، من از تمامى افراد نسبت به كتاب خدا آشناتر هستم .
امروز همه افراد را شاهد و گواه مى گيرم كه ما - اهل بيت رسالت - مظلوم و مطرود شده ايم ، حقّ ما و شيعيان ما را غارت كرده اند و ماها را از ديار خود رانده اند؛ پس ، از همه مسلمان ها يارى و كمك مى خواهيم تا بر حقّ خود نائل آئيم .
سپس امام باقر عليه السلام افزود: سيصد و چند نفر مرد و پنجاه نفر زن از نقاط مختلف ، در مكّه معظّمه تجمّع مى كنند كه هر كدام نسبت به ديگرى تابع و متواضع خواهد بود.
عهدنامه و سلاح و پرچم جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله همراه امام زمان سلام اللّه عليه است و منادى بين زمين و آسمان با نام آن حضرت ، فرياد مى زند و تمامى اهل زمين خواهند شنيد، كه حجّت خدا و قائم آل محمّد ظهور و قيام كرده است .
پس از آن به سوى مدينه و از آن جا به سمت كوفه حركت مى نمايد و در كوفه مدّتى طولانى را سپرى خواهد نمود.
و چون حكومتش در كوفه مستقرّ گردد، تمامى انسان ها طبق احكام اسلام آزاد خواهند بود، و مشكلات اقتصادى تمام تهى دستان و درماندگان را حلّ خواهد نمود، و هركس كه به هر نوعى حقّش غصب شده باشد، جبران مى گردد.
هركس محكوم به اعدام گردد، خون بهاى او را به خانواده اش مى پردازند؛ و عدالت از هر جهت در جامعه حكم فرما خواهد شد.
حضرت با خانواده اش در محلّى به نام رحبه - كه محلّ سكونت حضرت نوح عليه السلام بوده است - سكونت و منزل مى گزيند.

 

برای خواندن بقیه روایت روی ادامه مطلب پایین کلیک کنید!

 

 

 

ادامه نوشته

علائم ونشانه های ظهورامام زمان(ع)به روایت پیامبر(ص)وامامان(ع)

علائم ونشانه های ظهورامام زمان(ع)به روایت پیامبر(ص)وامامان(ع)

ابن عباس مى گويد: در شب معراج مطالبى به رسول اكرم (ص ) وحى شد كه بايد به وجود مقدس حضرت امير المؤ منين (ع ) خبر داده شود و نيز به ائمه بعد از آن حضرت . بعد فرمودند كه خداوند براى آخرين آنها نشانه هايى بيان فرمودند:
- عيسى بن مريم پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند .
- زمين را پر از عدل و داد مى كند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد .
- بندگان را به وسيله او (امام عصر) از هلاكت نجات مى دهم .
- گمراهان را به وسيله او هدايت مى كنم .

- نابينايان و بيماران را به وسيله او شفا مى دهم .
عرض كردم خداوندا! آن كى خواهد شد؟ خطاب رسيد:
1 - هرگاه علم از ميان برداشته شود و جهل و نادانى به جاى آن نشيند و قرائت قرآن زياد اماعمل به آن كم شود.
2 - قتل و كشتار زياد شود .
3 - فقها و هدايت كنندگان واقعى كم شوند (اشاره است به وجود علماى ربانى ) .
4 - علماى فاسق (بى عمل ) و خيانتكار زياد شوند (آنان كه دين را به فكر خود معنى مى كنند) .
5 - شعرا زياد شوند .

و يا در تعبير ديگري از امير المونين است كه فرمودند: و علت اصوات الفساق و استمع منهم... يعني در آن زمان صداي خوانندگاني فاسد، همه جا را فرا خواهد گرفت و مردم مدام به صداي اين خوانندگان گوش فرا مي دهند.
6 - امت شما قبرستانها را مساجد قرار دهند. (مرده دوستي بيش از حد و يا به عبارتي مرده پرستي)
7 - قرآنها را زينت كنند .
7 - مساجد را مجلل بسازند .
8 - جور و فساد زياد شود .
9 - منكرات ظاهر شود .
10 - امت شما امر به منكر كنند .
11 - پيروان شما نهى از معروف كنند .
12 - مردها به مردها اكتفا كنند (لواط) .
13 - زنان به زنان قناعت كنند (مساحقه ) .( در اين دو مورد مي توان به مشروعيت ازدواج هم جنسي در اكثر كشور ها مخصوصا غربي و نيز شروع توده هاي فمنيستي اشاره كرد).
14 - زمامداران كافر شوند .
15 - دوستان حكمرانان گنهكار باشند .
16 - ياوران آنها ستمگران باشند .
17 - صاحبان راءى و نظر از آنان فاسقان باشند .
18 - سه خسف ( يعني فرو رفتگي زمين) در دنيا واقع شود: يكى خسف در مشرق ، خسف ديگر در مغرب و خسف سوم در جزيره العرب .
19 - خراب شدن بصره به دست يكى از ذرارى تو (سيد) كه زنگيها دنبالش را بگيرند.
20 - قيام مردى از اولاد امام حسين (ع ) .
21 - ظهور دجال و قيامش از سجستان .
22 - خروج سفيانى .

اثباه الهداه ، ج 7 ص 390 و 391 .

 

حديث دوم:

 اى حذيفه ! دنيا از بين رفته يا مثل اينكه تو در اين دنيا نبودى . عرض كردم پدر و مادرم به قربانت باد! آيا علائمى هست كه دال بر وقوع چنين وضعى در دنيا باشد؟ فرمودند: آرى - اى حذيفه ! - مطالبى كه مى گويم به قلبت بسپار و با چشمت ببين و با انگشتانت شماره كن :

_ وقتى كه امت من نماز را ضايع كنند.

حضرت امير المونين در عبارتي مشابه مي فرمايند:

مردم نماز را ترك مى كنند ونماز در ميان مردم مى ميرد (كنايه از اعراض مردم و بى تفاوت بودن در مقابل اين دستور حياتى است ).

_ از شهوات پيروى كنند.
_ خيانت در ميان مردم زياد شود.

_ امانت و امانتدارى كم شود.

_ به واسطه خشكسالى ، آب قناتها و چاهها كم مى شود ( كما اينكه الان شده است )

_ امنيت از راههاى زمينى و هوايى برداشته شود ( اشاره به بمب افكن هاي زميني و هوايي ).

نوائب الدهور، ص 291

البته در اين باب مي توان به اين حديث نبوي هم اشاره كرد كه آقاي عماد زاده در كتاب « زندگاني ولي عصر(ع)» از پيامبر آورده است كه حضرت فرمودند: در بيابان شما آتشي پيدا مي شود بي شعله و سرد ... اين آتش سرد، اموال و جان مردم را مي خورد و در تمام دنيا دور مي زند ... اين آتش درون چيزي است كه مانند مرغ پرواز مي كند. پرواز آن مانند گردش باد و ابر است ... اين بالاي سر مردم بين زمين و آسمان ... طيران خواهد كرد. غرش و ناله اين طياره مانند غرش و ناله رعد است.

موعود امم ص115

و مردم همديگر را سب و لعن كنند.

خانواده ها در دامن فساد سقوط كنند (مانند بى حجابى ، رقاصى ، قمار و غيره ).

و اين موضوع تا آنجا پيش مي رود كه امام صادق (ع) مي فرمايند:

در آخر الزمان سازها در كوچه ها و معابر مسلمانان زده مي شود و كسي قدرت نهي آن راندارد.

مهدي موعود ص986 به نقل از غيبت شيخ طوسي

مردم در زندگى گرفتار تجملات و مدپرستى شوند و سرانجام قناعت و ميانه روى متروك گردد( مي توانيد با يك نگاه به اطراف عين اين كلام را متوجه شويد)

افراد جامعه نسبت به يكديگر بدبين شوند و سوءظن و عدم اعتماد بر جامعه سايه افكند.

 سالهاى دنيا پست و خوار شود.(يعني دنيا و زندگي در دنيا بي ارزش و خوار مي شود)
درختكارى زياد شود و محصولها اندك شود.

در اين باب حديثي هست از امام صادق(ع) كه مي فرمايند:

شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه فرمودند: پيش از قيام قائم مردم دست به گريبان يك امتحان بزرگ خواهند بود. عرض كردم آن امتحان چيست ؟ حضرت آيه بالا را تلاوت فرمودند: ((هر آئينه امتحان مى كنيم شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كم شدن مال و ثروت و از بين رفتن جانها و ميوه ها، و مژده بده به صبر كنندگان (به اينكه مهدى ما قيام مى كند) )).

بقره آيه 155. به نقل از ارشاد مفيد، ص 353.

و اين ممكن است كه از خراب شدن درختان از شدت باران يا طوفان باشد چنانچه در حديثي است كه امام صادق(ع) فرمودند: پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) در آن‌ سال‌ باران‌ فراواني‌ مي‌بارد كه‌ محصولات‌ و خرماهاي‌ مختلف‌ نخلستانها از بين‌ مي‌رود ولي‌ شما از اين‌ حادثه‌ شكايت‌ نكنيد.

اعلام‌ الوري‌، ص‌428؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شيخ‌ مفيد ج‌2، ص‌377.

 قيمتها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آورى بالا برود تا جايى كه زندگى را تبديل به جهنم سوزان كند).
 پرده از روى باطن مردم برداشته شود (و جنايتكاران و دنياپرستان و جاه طلبان شناخته شوند، يا بدان آشكار شوند يا علائم ظاهر شوند).
 تجارت و كاسبى دچار سختى و تنگى شود و اشياء مورد درخواست كم شود.

تمام برنامه ها را با كمال گستاخى و خودسرى بر مبناى هواى نفس (دلم مى خواهد) پياده كنند.

در همين باب پيامبر(ص) مي فرمايند:

زمانى بر امت من بيايد كه مردم داراى آراء مختلف خواهند شد و از هواها و خواهشهاى نفسانى پيروى مى كنند. (و خواسته ي خود را اهم از خواسته ي دين مي دانند)

نوائب الدهور، ص 170.

و يا به تعبير حديثي ديگر كه پيامبر(ص) مي فرمايند:

مردم در آن زمان از شهوات پيروى مى كنند و به سوى هواها و هوسها مي روند، دينشان را به دنيا مي فروشند، و در آن زمان است كه دل افراد با ايمان در ناراحتي است ، براى منكرات بسيارى كه مى بينند و نمى توانند آن را تغيير دهند، آب مى شوند آنچنانكه نمك در آب حل مى گردد.

ناسزا و فحش دادن به پدر و مادران را وسيله سرگرمى و مزاح قرار دهند.

پيامبر(ص) در عبارتي ديگر مي فرمايند:

زماني بر امت من فرا خواهد رسيد كه مردم عاق مادرانشان مي شوند( و از آن ابايي ندارند) و پدران را از خودشان دور كنند.

 كنز العمال ج6ص44

بى عصمتى و زنا در ميان مردم رواج پيدا كند (مراكز خودفروشى و زنا در دنيا با ابعاد گسترده اى كه دارد خود شاهد ماجراست).

خشنودى و راضى بودن از زندگى و برنامه آن بسيار كم شود

مردم خانه هاى خود را بيارايند و ديوارهاى آن را زينت دهند.

قصرها و خانه ها بلند ساخته شود (مانند ساختمانهاى چندين طبقه اى كه آسايش و امنيت را از همسايه ها سلب مى كند.)

باطل را به لباس حق جلوه دهند.

 زشتى دروغ از بين برود بحدى كه لباس راستى بر آن بپوشانند.

و اين تا آنجا پيش مي رود كه حضرت امير المومنين در خطبه 107 نهج البلاغه مي فرمايند:

پس در آن هنگام، باطل بر جاي خود استوار شود، و جهل و ناداني بر مرکبها سوار، و طاغوت زمان عظمت يافته، و دعوت کنندگان به حق اندک و بي‏مشتري خواهند شد، روزگار چونان درنده خطرناکي حمله‏ورشده، و باطل پس از مدتها سکوت، نعره مي‏کشد، مردم در شکستن قوانين خدا دست در دست هم مي‏گذارند، و در جدا شدن از دين متحد مي‏گردند، و در دروغ‏پردازي با هم دوست و در راستگويي دشمن يکديگرند و چون چنين روزگاري مي‏رسد، فرزند با پدر دشمني ورزد، و باران خنک کننده، گرمي و سوزش آورد، پست فطرتان همه جا را پر مي‏کنند، نيکان و بزرگواران کمياب مي‏شوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهيدستان طعمه آنان، و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستي از ميانشان رخت برمي‏بندد، و دروغ فراوان مي‏شود، با زبان تظاهر به دوستي دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار مي‏کنند، و از پاکدامني به شگفت مي‏آيند، و اسلام را چون پوستيني واژگونه مي‏پوشند

اگر كسى در كارش صحت عمل داشته باشد او را ضعيف بدانند.

پستى و لئامت و سرزنش يكديگر را به حساب عقل بگذارند (صاحبش را عاقل بدانند)

 بيان را كورى بدانند (اگر به وسيله بيان ، حقايقى گفته شود كه به نظر آنها خوش نيايد بگويند اين شخص كور است و واقعيت دنيا را نمى بيند و يا به تعبيري « امل» مي نامند ). و خموشى را بى خردى بدانند.

 دانشمند اگر بخواهد از علم خويش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانى بدانند.

 تحقيق نكرده سخنان دور از حقيقت بگويند (مردم را متهم كنند و بدون دليل آبروى بندگان خدا را بريزند).

آسياى مرگ بر سر جامعه بچرخد (جنگهاى خانمانسوز به راه بيندازند و افراد بيگناه را قتل عام كنند، مانند بمباران مناطق مسكونى و غير نظامى و..).

البته در اين باب روايت شده است از امام صادق(ع) كه فرمودند: پيش‌ از آمدن‌ قائم‌ دو مرگ‌ مشاهده‌ خواهد شد، مرگ‌ قرمز( مرگ به واسطه ي جنگ) و مرگ‌ سفيد(در روايات مرگ به واسطه ي بيماري طاعون- احتمالا بيماري ناشي از جنگ-) به‌ طوريكه‌ از هر هفت‌ نفر 5 نفر بميرند.»

كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.

مردم از نظر بينش و ديد قلبى كور شوند و حقايق را نبينند (مانند جناياتى كه از زمامداران خود مى بينند و در عين حال مى گويند خوب است ).

محبت نسبت به يكديگر وصله رحم از دلهاى مردم برداشته شود.

در اين باب باز از پيامبر روايت شده است كه فرمودند:

لذا قطعوا الارحام و منوا بالطعام و اذا ذهبت رحمه الاكابر و قل حياء الاصاغر. الزام الناصب ص 181
هنگامي كه پيوند خويشاوندي قطع شود و براي غذا دادن منت مي گذارند و رحمت از دلهاي بزرگان رخت بربندد وحياي كوچك ترها كم مي شود .

و در حديثي ديگر است كه امير المومنين مي فرمايند: (اگر آنها صله رحم انجام دهند) آن را با منت انجام مي دهند. بحار الانوارج52 ص265

تجارت و بازرگانى زياد شود و مردم كارهاى باطل و ناچيز را نيكو بدانند.

 كارهاى بزرگ را آسان شمارند (نظير جنگ با دولتهاى بزرگ ).

از پوشيدن پوستهاى حيوانات حرام گوشت (يا ذبح شرعى نشده ) باكى نداشته باشند.

جامه هاى نرم و زيبا و نازك بپوشند (و بدن آنها از روى لباس پيدا باشد).

در اين موضوع حديثي است زيبا كه اصبغ بن نباته مي گويد:

شنيدم كه اميرالمؤمنين‏عليه السلام فرمودند: در آخر الزمان كه بدترين زمانهاست در موقعى كه روز قيامت نزديك شود زنانى ظاهر مى‏شوند بدون حجاب، در حالى كه زينت‏هاى آن‏ها پيداست در انظار عمومى رفت و آمد مى‏كنند، آن‏ها از دين خارج مى‏گردند (به احكام دينى پايبند نمى‏باشند) و به امور فتنه‏انگيز وارد مى‏شوند و به سوى شهوات و لذت‏جويى‏ها روى مى‏آورند، حرام‏هاى خدا را حلال مى‏شمارند. اينگونه از زنان در جهنم خواهندماند.منتخب‏الاثرص426

رغبت به دنيا پيدا كنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند (اعمال بد مردم گواه اين مطلب است ).

و اين امر تا آنجا پيش مي رود كه پيامبر مي فرمايند: زنان در آن زمان (به خاطر حرص و طمع به دنيا) با همسرانشان به تجارت مي پردازند. منتخب الاثرج3 ص30

 رحم از دلهاى همه مردم برود (اعم از زمامدار، تاجر، كاسب ، زن ، شوهر و غير آنها).

و شدت اين امر تا به آنجا به پيش مي انجامد كه پيامبر(ص) مي فرمايند:

يكون هلاك الرجل علي يدي ابويه فان لم يكن له ابوان فعلي يدي زوجته و ولده فان لم يكن زوجه و ولد فعلي يدي قرابته و جيرانه منتخب الاثر ص 437 كشكول شيخ بهايي ص 508
روزي بر مردم مي آيد كه هلاكت مرد بدست پدرومادرش تحقق مي يابد اگر پدر ومادر نداشته باشد هلاكت او بدست همسر و فرزندانش مي باشد و اگر همسر و فرزند نداشته باشد هلاكت او بدست فاميل و همسايگانش مي باشد .

و يا يحسد الرجل افاه و يسب اباه و يتعامل الشركاء و بالخيانه بشاره الاسالم ص 32

مرد به برادرش حسادت مي ورزند و به پدرش دشنام و ناسزا مي گويد و با شريكان از راه خيانت وارد مي شود. _ فساد جنبه عمومى پيدا كند (خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو).

البته بايد عرض كنيم ظلم و فساد در آن زمان طبق حديث امير المونين(ع) نه تنها جنبه ي عمومي پيدا مي كند بلكه مايه ي فخر هم مي شود يعني انسان فاسد در ميان مردم عزيز است و اين فساد او مايه ي عزت اوست. بحار ج52 ص193

اموال بيت المال (وجوه شرعيه ) را مال شخصى خود بدانند يا حقوق شرعيه مال خود را ندهند و بگويند مال خودمان است .

مسكرات را با تغيير نام حلال بدانند.

در وقت دادن زكات مال خود خيانت كنند (كم بدهند يا جنس نامرغوب عرضه كنند).

در اين باب حضرت علي(ع) مي فرمايند: زكات را براي خود زيان و غرامت مي دانند و عبادت را بار سنگيني بر دوش خود مي دانند. بحار الانوار ج52 ص265

ربا را به نام خريد و فروش و اجاره دادن محلى از مقروض بگيرند.

و يا در عبارت ديگري است كه امير المومنين مي فرمايند: به نام هديه ، رشوه مي گيرند. مهجه البيضاءج 3ص343

و نيز پيامبر در حديثي ديگر در همين باب مي فرمايند:
لياتين علي الناس زمان لايبقي احد الا اكل الربا فان لم ياكله اصابه غباره نهج الفصاحه ج 2 ص 500
زماني ميآيد كه كسي يافت نمي شود جز اينكه ربا مي خورد اگر هم نخورد گرد و غبار ربا به او مي رسد .
استاد ما ايت الله مجتهدي درباره اين روايت مي فرمود : يعني اگر كسي ربا هم نخورد اگر با ربا خوران درارتباط باشد و غذاي آنها را بخورد اثر ربا بر او هم مي نشيند . يكي از دلائل عقلي حرام بودن ربا و رشوه آن است كه اوضاع اقتصادي جامعه را دگرگون ميسازد و اختلاف طبقاتي زياد مي شود و....
امام عسكري فرمودند : زماني مي آيد كه ...... اگر به مقام و منصبي برسند از رشوه اشباع و سير نمي شوند. مهجه البيضاء ج 3 ص 343

_ عمل شنيع لواط زياد مي شود

و نيز در اين باب باز پيامبر(ص) مي فرمايند:

اذا ركب الذكور الذكور و الاناث الاناث منتخب الاثر ص 435

هنگامي كه مردها با مردها ازدواج كنند و زنان با زنان ازدواج كنند.
آري در اين زمان در بعضي از كشورها مانند انگلستان و دانمارك مرد با مرد ازدواج مي كند و جالب اينكه سند ازدواج هم صادر مي شود .
در فسق و فجور مردها با مردها و زنها با زنها برابرى كنند.

به نافرمانى از خداوند (گناه كردن ) مباهات كنند.

و تا آنجا كه حضرت علي(ع) مي فرمايند: و يعير الرجل علي صون النساء الزام الناسب ص 183
يعني مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي كنند . 
دلهاى مردم پر از تكبر و نخوت شود و ظلم و جور در پادشاهان و نادانى در مردم (زير بار ظلم رفتن ) ظاهر شود.

 از اسلام باقى نماند جز اسمى و از قرآن باقى نماند جز رسمى (قرآن در دلها كهنه شود و فقط اسم و رسمى از آن باقى بماند).

 قرآن بخوانند در حالى كه از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده هاى خداوندى و وعيدهاى آن عملا در ميان مردم خبرى نباشد و از خداوند نترسند و به ياد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بى خبر باشند.

و در حديثي ديگر آمده مردم فقط به فكر زيبا خواندن آن ميروند نه به فكر عمل كردن به آن و اين زيبا خواندن تا آن حد است كه امير المومنين مي فرمايند: مردم آن زمان قرآن را با تغني( به غنا) مي خوانند.

 در اين حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهاشان از تقوا و ايمان تهى .

حضرت علي (ع) در اين باب مي فرمايند:

مردم آن زمان قرآنها را با چاپهاى زرين و جلدهاى زركوب در اختيار مردم قرار مى دهند (در صورتى كه از عمل كردن به احكام و قوانين قرآن در ميان آن مردم خبرى نيست.) و مساجد را از لحاظ ساختمان مزين مى سازند (در صورتى كه از محتواى آن يعنى تقوا خبرى نيست ) و مناره هاى مساجد را بسيار مرتفع مى سازند (كه از راه دور توجه بينندگان را جلب مى كند) اما از دورن - يعنى تقوا - خالى است . بحار الانوار ج52 ص193

و پيامبر هم در توصيف مردم آن زمان به سلمان فرمودند:

اى سلمان ! در اين موقع اغنياى امت من صرفا به منظور گردش و تفريح به حج مى روند و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمايى و ريا حج مى روند، در اين هنگام است كه اقوامى قرآن را براى غير خدا مى آموزند و آن را نوعى مزمار و آلت موسيقى اتخاذ مى كنند، اقوامى ديگر به تعلم فقه اسلامى مى پردازند، اما براى غير خدا. در آن روزگار، زنازادگان ، زياد مى شوند، با قرآن آوازه خوانى مى كنند و بر سر دنيا، سر و دست مى شكنند. منتخب الاثر ج3ص30، تفسير قمي ج2ص307، تفسيرصافيج5ص24در ذيل تفسير سوره ي محمد آيه18.

 مردم خيّر و نيكوكار و مراكز خير از بين برود اما اهل شر و فساد بمانند.

 مردم به خداوند عالم در كارهايشان بى اعتنا باشند و اعمالشان از روى تحقيق نباشد.

تنها محبوب مردم دينار و درهم باشد (ثروت دنيا از هر راهى كه بيايد، حلال يا حرام ، مانعى نداشته باشد و هيچ چيز را مثل آن دوست ندارند).

و يا پيامبر(ص) در حديثي ديگر مي فرمايند:

ياتي علي الناس زمان همهم بطونهم و شرفهم متاعهم ... منتخب الاثر ص438
براي مردم روزگاري فرا مي رسد كه تنها هم و غمشان شكم آنها، شرف و عزت آنها تجملات زندگي شان ، قبله آنها همسران شان ، دين و آئين آنها پول و ثروت شان ميباشد آنها بدترين انسانها هستند و نزد خداوند ارج و مقامي ندارند .
هر قدر ثروتشان زياد شود باز بگويند فقيريم .

پیامبر(ص)فرمودند:

شما را اگاه نمایم سلمان گفت اری پیامبر فرمود ند ازنشانه های قیامت تضییع نماز پیروی از شهوات تمایل به هواپرستی گرامی داشتن ثروتمندان فروختن دین به دنیا ست دراین هنگام که قلب مومن دردرونش اب میشود نظیر نمک دراب ازاین همه زشتی ها که میبیند و توانائی تغییر ان را ندارد انچه مهم است وبا دنیای فعلی ما بیشتر همخوانی دارد این سخنان پیامبر عظیم الشان است:سوگند به کسی که جانم دردست اوست ای سلمان .زمانی زن با شوهرش در تجارت شریک میشودو هردو همه تلاش خویش را در بیرون خانه برای ثروت اندوزی بکار میبرند باران کم و صاحبان کرم خسیس و تهی دستان حقیر شمرده میشوند دران هنگام بازارها به یکدیگر نزدیک میگردند یکی گوید چیزی نفروختم و دیگری گوید سودی نبردم و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگارمیگشایند!! دران زمان چیزی از شرق و غرب می اورند و امت متابع میگردند وای دران روز بر ضعفای امت از انان . و وای برانها از عذاب الهی . نه برضعیف رحم میکنند و نه به کسی احترام میگذارند ونه گناهکاری را میبخشند بدنهایشان چون ادمیان است اما قلوبشان قلوب شیطان درانزمان مردان به مردان و زنان به زنان قناعت میکنند و برسرپسران و دختران در خانواده هایشان به رقابت برمی خیزند .مردان خودرا شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان میکنند و زنان برزین سوار میشوند برانان لعنت خدا باد دران هنگام پسران امت مرا به طلا تزیین میکنند و لباسهای ابریشمین حریر و دیباح میپوشنداغنیای من برای تفریح به حج میروند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا برای رهائی و تظاهر!!


اهل مصر حاکم خودرا میکشند و شام ویران میشود سه لشکر با پرچمهای مشخص در انجا بجان هم می افتند پرچمهای قیس و عرب به مصر درایند و پرچم کنده به حران میرود و لشکری از جانب عرب میاید و در خرابه های حیره منزل میکند پرچمهای سیاه از مشرق به طرف حیره میایند و شکافی در نهر فرات پدید می اید و اب ان کوچه های کوفه را فرا میگیرد شصت نفر دروغگو که همه مدعی پیغمبری هستند خواهند امد و قیام دوازده نفر از نسل ابوطالب که همه مدعی امامت دارند و سوزاندن مردی از بزرگان بنی عباس در بین جلولا و خانقین و بستن پلی در بغداد محله کرخ و بر خاستن باد سیاهی در اول روز در بغداد وهم زلزله ای در انجا می اید که بسیاری از مردم را در زمین فرو میبرد و ترسی براهل عراق و بغداد مستولی میشود و مرگهای سریع انها را از پا در می اورد و افت بجان و مال و محصول انها می افتد و ملخهای بموقع و بیموقع می اید و غله و کشت و زرع انها را میخورد و زراعت انها را تقلیل میدهد  دو دسته از مردم عجم بجان هم افتاده خون بسیاری در میان انها ریخته میشود بردگان از فرمانبرداری اقایان خود سر باز  زنند و ارباب خود را به قتل برسانند و بعضی از بدعت گزاران در دین از صورت ادمی بیرون می ایند و بصورت خوک و میمون میشوند و بردگان بر شهرهای بزرگ غلبه یابند و صدایی از اسمان می اید بطوریکه همه ساکنان زمین هر کس به زبان خود انرا میشنود و یک صورت و سینه در نور افتاب اشکار میگردد و مردگانی از قبر بیرون امده بدنیا برمیگردند و با مردم معاشرت نموده  بملاقات همدیگر میروند انگاه این علائم با امدن ۲۴ باران ختم میشود سپس زمینهای مرده زنده و سرسبز شده برکات ان اشکار میشود و تمام بدبختیها از پیروان حق یعنی شیعیان مهدی ع برداشته میشود درانهنگام متوجه میشوند که او از مکه ظهور میکند و برای یاری او به مکه میروند چنانکه دراخبار امده است سپس شیخ مفید میگوید پاره ای ازاین وقایع حتمی است که باید واقع شود و پاره ای مشروط به شرایطی است خدا بهتر میداند چه خواهد شد !!


سخن امام صادق (ع) درباره نشانه های ظهور:

آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبتبه هیچكس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از كشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحارالانوار )


 

سخن امام صادق(ع) درباره علائم ظهوربه یكی از یاران خود فرمودند:

هر گاه دیدی :كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعت‌هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن بوجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند!

و همچنین هر گاه دیدی :كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفته‌اند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود، و بد كاران باز خواست نمی‌شوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا می‌كنند.

 هنگامی كه دیدی :‌افراد باایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمی‌پذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند؛ و دیدی كه بچه‌ها به بزرگان احترام نمی‌گذارند؛ و قطع رحم می شود.

و وقتی دیدی: كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [یعنی به مانند آنان خود را زینت می كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.

و هنگامی كه دیدی: انسانها اموال خود را در غیراطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع آنها نمی‌شود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب می كنند] و به خدا پناه می‌برند.

و دیدی :كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلو گیری نشود؛ و دیدی كه : كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می ‌آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند؛ و‌ كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است.

و همچنین هنگامی كه دیدی :آدم بدكار در چیزی مورد ستایش ست كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان می‌گویند، ولی عمل نمی‌كنند.

و وقتی دیدی: خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند.

و دیدی :كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد.

و آنگاه كه دیدی :مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛ و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی.

و آن زمان كه دیدی :مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و دیدی كه مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. و هنگامی كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد.

و همچنین آنگاه كه دیدی :سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی ‌شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود.

و وقتی دیدی :كه مردم محترم توسط حاكمان قلدر خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما، خانواده عصمت(ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمی‌كنند.

و آنگاه كه دیدی: مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام می‌كند.

و وقتی دیدی :حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوی و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه‌ راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است.

هنگامی كه دیدی :بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش می‌شود؛ و‌ ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.

وقتی دیدی :حج و جهاد برای خدا نیست؛ و‌ سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست می‌آید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند.

و هنگامی كه دیدی :مردم نماز را سبك شمارند؛ و‌ انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و‌ قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و‌ مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می كند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد.

آنگاه كه :با حیوانات آمیزش ‌شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) می‌رود و وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند].

هنگامی كه دیدی :حیوانات هم دیگر را بدرند؛ و دلهای مردم سخت، و دیدگانشان خشك، و یاد خدا برایشان گران است؛ و بر سر كسبهای حرام آشكارا رقابت می‌كنند؛ و دیدی كه نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند؛ و فقیه برای دین خدا فقه نمی‌آموزد، و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد؛ و‌ مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود، و طالب حرام ، ستایش و احترام می‌گردد.

آنگاه كه :در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد، و كسی از آن جلو گیری نمی‌كند، و هیچ كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود؛ و آلات موسیقی و لهو و لعب در مدینه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند.

هنگامی كه دیدی :مردم به همدیگر نگاه می‌كنند [یعنی چشم همچشمی می كنند، یا معیارشان بر خوب و بد اعمال خدا نیست] ، و از مردم بدكار پیروی نمایند؛ و راه نیك پیرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندوهگین نشود؛ و دیدی كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود؛ و مردم جز از سرمایه داران پیروی نكنند؛ و‌ به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیرخدا ترحم می كنند.

وقتی كه دیدی: علائم آسمانی آشكار شود، و كسی از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی انجام می دهند و كسی از ترس مردم از آن جلو گیری نمی‌كند؛ و انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.

و آنگاه كه دیدی :عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

هنگامی كه دیدی :زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود، و دیدی پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرین كند و از مرگشان شاد شود؛ و دیدی كه اگر روزی بر مردی بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگی مانند بدكاری‌ ، كم فروشی، و زشتی انجام نداده ناراحت است.

و وقتی دیدی: قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتكار می كنند؛ و‌ اموال خمس در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شراب خواری شود، و به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز كنند؛ و دیدی كه مردم در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی تفاوت و یكسانند؛ و دیدی كه سر و صدای منافقان برپا، اما صدای حق طلبان خاموش است؛ و دیدی كه برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.

هنگامی كه دیدی :خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند؛ و قاضیان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند؛ و فرمانروایان میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی خبر قرار دهند؛ و دیدی كه بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

و بالاخره هنگامی كه دیدی :صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و دیدی وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنیا به آنها روی كرده است؛ و دیدی نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛ [این آخرالزمان است] در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندك در متن)

این بود روایت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشه‌ای از مفاسد جهان در آستانه قیام وانقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) فرا گیر خواهد شد.

 


امام علی(علیه السلام) می فرماید:
بی گمان، «ری» شهری است که به وسیلۀ ساکنان خود به

آشوب کشیده می شود و فتنۀ ناشنوا در آن ماندگار است...


«فتنۀ ناشنوا» آشوبی است که در آن، افراد فتنه گر و فتنه زده به سخن خیرخواهان گوش فرا نمی دهند و کسی به داد کسی نمی رسد، و چنان که امیر مؤمنان(علیه السلام) پیش بینی کرده است، این فتنه، مدّت زمانی طولانی در این شهر ماندگار شده و به فتنه های دیگری، مانند جنگ شروسی و سفیانی با اهل ری و مخالفت اهل ری با حسینی خراسانی و حسنی گیلانی، کشیده می شود و خرابی ری را در پی خواهد داشت.

امام صادق(علیه السلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین فرمود:

فتنه‏ها آن شهر را ویران و چون بیابانی رهایش می‏کنند..


اختلاف دو گروه از عجم (ایرانیان) و خونریزیِ بسیار میان آنان..


1. الفتوح، ج 2، ص 80 .

2. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

نقل کرده مفصل بن عمر از حضرت صادق (ع) که فرمود:

ای مفصل ، آیا می دانی کجا واقع می شود دارالزورا؟ عرض کردم ، خدا و حجت خدا بهتر می داند ، فرمود:

ای مفصل، بدان که در حوالی منطقه ری کوهی است سیاه که بنا می شود در ذیل آن کوه ، شهری بنام طهران که دارای قصرهای است مانند قصرهای بهشت و زن های آن شهر مانند حور العین می باشند، بدان ای مفصل آن زنها ملبس به لباس کفار و مزین بزینت جبارین می شوند و سوار زین می شوند و تمکین از شوهر نکنند و وفا نکند کسب شوهران بر مخارج آنها تا منجر بطلاق گردد و اکتفا می کنند مردها به مردها و شبیه می شوند مردها بزنها و زنها بمردها ، پس اگر خواستی دینت را حفظ بنمائی ، در آن شهر سکنی مکن زیرا محل فتنه است(1)

1- از کتاب سفینه انجاۀ و کتاب علائم الظهور آقای ناظم الاسلام کرمانی در کتاب منتخب التواریخ



بعدازاینکه خداونداجازه ظهوربه ایشان دادند،درچهره ی جوانی موفق ظاهرواردبیت الله الحرام می شوند،آنگاه دربین رکن ومقام می ایستدوفریادبرمی آورد:ای گروه نقباء وای یاوران مخصوص من،وای کسانی که خداوندقبل ازظهورم شمارابرای یاری من ذخیره کرده است،بامیل ورغبت به سوی من آیید.

صدای امام(ع)به آنهادرشرق وغرب عالم می رسددرحالی که بعضی ازآنهادرمحراب عبادتندوعده ای دربسترآرمیده اندهمین که این صدارامی شنوندهمه دریک چشم بهم زدن بطرف امام روی اورده وخودرابه حضورامام (ع)می رسانند.که تعدادآنهاسیصدوسیزده نفربه تعدادلشکریان رسول خدا(ص)درجنگ بدرهستند.

درآن هنگام خداوندتبارک و تعالی به نوردستورمی دهدتابه سورت عمودی اززمین تاآسمان درخشندگی کند،هرمومنی که روی زمین زندگی می کندازآن بهره مندمی گرددواین نوردرداخل خانه اش به اوروشنایی می بخشد.

مفضل ازامام صادق(ع)روایت می کندآن هفتادودونفرکه باامام حسین(ع)به شهادت رسیدندباامام حسین(ع)ظهورمی کنندبه همراه ۱۲هزارنفرازشیعیان امیرالمومنین علی (ع)وامام حسین (ع)عمامه سیاه رنگی برسرخواهدگذاشت.مفضل گوید:پرسیدم ای سرورمن آیاقائم(ع)بیعت کسانی راکه قبل ازظهوروقیام اوبادیگران نموده اندتغییرمی دهد؟امام فرمود:هربیعتی قبل ازظهورقائم(ع)بیعت کفرونفاق ونیرنگ است خداوندبیعت کننده وکسی راکه برایش بیعت شده هردورالعنت می کند{بیعت کردن باکسی،عهدوپیمان بستن بااواست،که بیعت کننده تمام توان خودرادرخدمت به اوبه کارگیردودرراه یاری اوازبذل جان ومال خودهیچ گونه دریغ نورزد}ای مفضل وقتی قائم(ع)تکیه به بیت الله الحرام دهددست مبارک خودرادرازکند،نورسفیدوروشنی ازآن خارج شودکه مردم می بینند.اول کسی که دست آنحضرت رامی بوسدوبااوبیعت می کندجبرئیل است،بعدازاوفرشتگان وسپس نجباء جن وآنگاه نقباء بیعت می کنند.

وقتی خورشیدطلوع کردوهمه جاروشن شدفریادکننده ای ازآسمان وازبلندای آفتاب به زبان عربی فصیح بانگ برآوردکه صدای اوراهمه ی اهل آسمان وزمین می شنوندومیگوید:ای اهل عالم،این مهدی آل محمد(ص)است وبعدازآنکه نام وکنیه ونسب اورابطورکامل بیان کردمی گوید:اکنون ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدومخالفت بادستورات اونکنیدکه گمراه می گردید.وهیچ دارنده گوشی باقی نماندجزاینکه آن صدارابشنودوهریک به دیگری آن رابازگوکند.

نزدیک غروب فریادزننده ای ازمغرب بانگ برآورد:ای مردم پروردگارشمادربیابان خشکی ازسرزمین فلسطین ظهورکرده واوعثمان بن عنبسه ازاولادیزیدبن معاویه است ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدوبااومخالفت نکنیدکه گمراه می گردید.فرشتگان وپریان ونقباءگفتاراوراردمی کنندواوراتکذیب می کنندولی اهل شک وتردیدونفاق وکافران باشنیدن این صدادچارگمراهی می شوند.

آنگاه دابه ت الارض (طبق روایات حضرت علی(ع)است)بین رکن ومقام ظاهرمی شودوبرچهره مردم باایمان علامت مومن وبرچهره کافران علامت کفرمی زند،سپس امام صادق(ع)قصه خروج لشگرسفیانی وفرورفتن آنهادرزمین بیداءرابیان می کند.

مفضل عرض کرد:ای سرورمن مهدی(ع)کجامی رود؟

امام فرمود:به مدینه جدش رسول خدا(ص)وماموریت عجیبی اجراخواهدکردکه باعث خشنودی مومنان ورسوایی کافران میشود...................

اتفاقات بعدازظهورامام زمان(ع)

هنگامی که حضرت مهدی(ارواحنافداه)قیام کنددراطراف زمین درهرطرف شخصی راروانه می سازدوبه اومی فرماید:دستورکارتودرکف دستت می باشد،هرزمان دچارمشکلی شدی وقضیه ای برایت رخ دادکه آن رانفهمیدی به کف دست خودنگاه کن وبه آنچه درآن می بینی عمل کن.

ولشکری به سوی قسطنطنیه (استانبول)می فرستند،آنهاهنگامی که کنارخلیج میرسندبرقدمهای خودچیزی می نویسندوبرروی آب راه میروند،رومیان(اروپائیان)که راه رفتن آنهارابرروی آب مشاهده کنندباخودگویند:اینهااصحاب اوهستندوچنین قدرتی دارند،پس خوداوچگونه خواهدبود،دراین هنگام دروازه شهررابه روی آنهامی گشایندوآنهاباپیروزی واردمی شوندوآنگونه که می خواهنددرباره آنهافرمان میدهند.

امام صادق(ع)فرمودند:هنگامی که قائم ماقیام کندزمین به نورپروردگارش روشن گرددومردم ازنورخورشیدبی نیازشوندوشب وروزیکسان وتاریکی ازبین برود،چه بساشخصی درزمان آنحضرت هزارسال عمرکندوهرسال پسری برایش متولدشودوجامه ای بپوشدکه باطولانی شدن قداوبلندشودوبه هررنگی که بخواهددرمی آید.

امام رضا(ع)فرمودند:هماناقائم (ع)کسی است که درهنگام ظهوردرسنین پیری است ولی به شکل جوانان ظاهرمی گردد.اوازنظرجسمانی بقدری قوی است که اگربه بزرگترین درختی که برروی زمین است دست خودرادرازکندآنراازریشه می کندواگرمیان کوههافریادی برآوردسنگ هاازهم می پاشندوفرومی ریزند.

اوبه همراه خودعصای موسی وخاتم سلیمان دارد،چهارمین فرزندمن است!

امام صادق(ع)فرمودند:وقتی مهدی(ع)قیام نمایدمسجدالحرام راخراب نموده وازنومانندساخت نخستش می سازدومقام ابراهیم(ع)رابه موضع اصلی آن برمی گرداند،ودست فرزندان شیبه را-که خودرامتولی حرم میدانند-قطع نموده وازدرب کعبه آویزان می کنند وبرآن می نویسد:اینان دزدان کعبه بودند.

یاران قائم ۳۱۳تن ازفرزندان عجم هستند.آنان بانام ونام پدرونژادوخصوصیاتشان شناخته می شوند.

 


در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: «پیش از ظهور امام زمان(عج) پنج نشانه حتمی است: قیام یمانی، فتنه سفیانی، صیحه آسمانی،‌ قتل نفس زكیه و شكافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان» (كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ص650)

همچنین امام صادق فرموده است: «وقوع ندای آسمانی از امور حتمی است؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمی است و كف دستی كه از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافه فرمودند: «و نیز وحشتی در ماه رمضان است كه خفته را بیدار كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد.» (غیبت نعمانی،‌ با ترجمه غفاری، باب14، ص365)

امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) روایت نموده كه فرمودند: «ده چیز است كه پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست : فتنه سفیانی و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیرة العرب، و آتشی كه از مركز عدن شعله می‌كشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت می‌كند»(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص209 و غیبت شیخ طوسی، ص 267)

امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهای سیاهی كه از خراسان بیرون آمده است، فرود می‌آید و وقتی مهدی(ع) ظاهر شد، برای بیعت گرفتن به سوی آن می‌فرستد.» (غیبت شیخ طوسی، ص274)

برای اطلاع كامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصیه می كنیم به كتاب "نوائب الدهور فی علائم الظهور" نوشته مرحوم میرجهانی كه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنین كتاب عصر ظهور نوشته علی كورانی مراجعه كنید.

 

بقیه درادامه مطلب

ادامه نوشته