نام امام لایق کیست؟امام کیست؟ وچه خصوصیاتی دارد؟

 

امام باید از طرف خدا تایید شده باشد


امام حتما باید مؤید من عندالله باشد، یعنی علوم و ادراکات او بوسیله یقین و الهامات غیبیه در نفس او صورت گیرد، و خداوند متکفل امور او گردد، و این نیز از جمله و اوحینا الیهم فعل الخیرات " 2 " و از جمله لما صبروا و کانوا بآیاتنا یوقنون، و از جمله یهدون بامرنا، " 3 " استفاده شد، چون لازمه امامت دارا بودن مقام یقین است و مقام یقین همانطور که ذکر شد بدون انکشاف ملکوت و حقیقت اشیاء میسور نیست، بنابراین با انکشاف ملکوت و هدایت بامرالله خداوند هر لحظه او را تایید می‏کند.

علم احاطی امام بر اعمال امت‏


امام به تمام اعمال، و گفتار، و رویه و ملکات بندگان خدا علم دارد و هیچ علمی از نظر امام مخفی نیست.

علم امام به نیازهای بندگان‏


امام به جمیع اموریکه بندگان در امر معاش یا در امر معاد بدو محتاجند عالم است، چون بنا بفرض، امام نفوس را از ملکوت آنان هدایت بحق می‏کند، و آنانرا به کمال خود می‏رساند، بنابراین چگونه ممکن است که خود او نسبت به مایحتاج عباد در امور تکاملی آنها جاهل باشد، و این خاصه نیز از آیات قرآن که یهدون بامرنا، و افضلیت مقام امامت از نبوت طبق مفاد خطاب حضرت حق به ابراهیم خلیل روشن شد.
و علاوه چون فعل و قول امام منطبق بر حق به تمام معنی الکلمه است، و در مقام عبودیت و تقرب، امام پا به مرحله‏ای گذارده، که خود خدا در وجود او آمر و ناهی خواهد بود، و فعل امام عین وحی خداست، بنابراین همانطور که بر خدا مایحتاج عباد پوشیده نیست، بر امام که مجلای اتم و مجرای کامله افاضات حضرت احدیت به موجودات است، این امر مخفی نیست، بلکه علم امام عین علم خدا بوده و تفاوتی در اصل معنی وجود ندارد.

افضلیت امام از افراد بشر در کمالات نفسانیه‏


امام از تمام افراد بشر در فضائل نفسیه، و ملکات الهیه بالاتر بوده، و محالست که شخصی از امام در محاسن اخلاق و ملکات انسانی بهتر باشد، چون بنا بفرض، راه خدا از راه ملکات و صفات نفس است، و چون امام در این مرحله از سایر افراد بالاتر است، لذا آنها را از راه ملکوت بحق هدایت می‏کند، در این صورت اگر دو نفر پیدا شوند که در این معنی یکی از دیگری بالاتر باشد، حتما شخص برتر امام دیگری خواهد بود، چون آنکه افق ملکوت و نفسش روشنتر است، طبعا می‏تواند شخص دیگر یرا که در آن افق نیست به منزل و محل خود دعوت کند، و در این صورت امام اوست،
به خلاف عکس که شخص ضعیف نمی‏تواند قوی را حرکت دهد، و بار او را متحمل گردد. این هفت مسئله از اصول مسائل امامت است و سایر مسائل متفرع بر این مسائل است.

امام حتما باید معصوم باشد


امام حتما باید معصوم باشد به عصمت حضرت باری جل‏وعز، در این باب از آیات «لا ینال عهدی الظالمین» و جمله «یهدون بامرنا» و جمله «و اوحینا الیهم فعل الخیرات» استنتاجاتی نمودیم، و معلوم شد که امام چون از جمیع مراحل نفس عبور نموده است، و به هستی حضرت حق متحقق شده، و در وجود او اراده و مشیت حق بدون دخالت نفس اماره حکمفرماست، و فعل او نفس وحی خدا قرار گرفته است، لذا آن امام معصوم و منزه از هر گونه آلایشهای نفس است.

امامت قابل انتخاب نیست‏


امامت قابل انتخاب نیست بلکه مجعول است به جعل الهی که توسط پیغمبر، یا امام قبلی، یا خود آن امام به نصوص و معجزات بر مردم معلوم می‏شود، زیرا اولا چنانکه گفتیم این منصب را خداوند در قرآن مجید به عنوان جعل و انتصاب الهی معرفی می‏کند چنانکه گوید:
قال انی جاعلک للناس اماما " 1 " و گوید:
و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا " 2 " و گوید:
و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات " 3 " در تمام این آیاتی که منصب امامت را ذکر کرده است عنوان جعل الهی را آورده است.

ثانیا امامت قوه الهیه‏ای است در نفس امام که با آن بر ملکوت و نفوس اشیاء اطلاع حاصل نموده، و بر آنها سیطره پیدا می‏نماید، چنانکه از جمله «یهدون بامرنا» استفاده شد، و این قوه در هر که باشد امام است و در هر که نباشد امام نیست.
دست انتخاب را در آن بهره‏ای نیست، نه از جهت آنکه بگوئیم: چون مردم از ملکوت و مقام عصمت خبر ندارند، امام را نمی‏توانند بشناسند، و بنابراین انتخاب آنان صحیح نیست، بلکه اگر فرض کنیم تمام مردم بر ملکوت و روح اشیاء نیز اطلاع حاصل کنند و خدا به آنها نوری دهد که بتوانند با آن مقام عصمت را تشخیص دهند در عین حال نیز امامت قابل انتخاب نیست، چون همانطوریکه گفتیم امامت یک ملکه الهیه و یک قوه قدسیه است که در نفس امام در خارج موجود است، و معنی ندارد که بگوئیم انسان موجود خارجی را انتخاب کند، موجود خارجی هست، و با انتخاب انسان، هست نمی‏شود.
آیا صحیح است عالمی که دارای ملکه استنباط احکام گردیده است بگوئیم ما اجتهاد او را انتخاب می‏کنیم؟ یا به پهلوانی که گوی مسابقه را ربوده و قدرت در بدن او فعلیت یافته بگوئیم ما زور و قوت او را انتخاب می‏کنیم؟ یا به کسی که قرآن مجید را حفظ نموده است بگوئیم، ما حفظ او را انتخاب می‏کنیم؟ ابدا چنین سخنی درست نیست.
انتخاب در امور اعتباریه‏ای است که دورانش بدست اعتبار و انتخاب است، با انتخاب هست می‏شود و با عدم انتخاب نابود می‏گردد، و اما در امور تکوینیه و واقعیه ایکه قبل از مرحله انتخاب بود و هستی دارد، ابدا انتخاب را در آن مجالی نیست‏ .

هیچوقت زمین از حجت خالی نیست‏


زمین و تمام افرادی که در او هستند، در هر زمان دارای امام است، و هیچگاه زمین از حجت خدا خالی نیست، این موضوع نیز از آیه:
یوم ندعوا کل اناس بامامهم " 4 " استفاده شد، چون خداوند تمام افراد بنی آدم را بوسیله امامشان در روز بازپسین به حشر می‏خواند، بنابراین هیچ فردی از افراد بشر نیست مگر آنکه امام دارد، و هیچگاه فردی در روی زمین بدون امام یافت نمی‏شود، کما آنکه در روایات بسیار وارد است که چنانچه در روی زمین هیچگاه نباشد مگر دو نفر، حتما یکی از آنها امام دیگری خواهد بود و اگر یافت نشود مگر یکنفر همان کس امام خواهد بود.

 بطور کلی از آنچه در این مباحث از آیات قرآن استدلال کردیم هفت مسئله از امهات مسائل امامت که شیعه به آن قائل است و در آن اصرار دارد و حد تمایز است بین آنها و بین سنی‏ها (که هیچ یک از آنها را در امام شرط نمی‏دانند) استنتاج گردیده است.

هفت مسئله از امهات مسائل امامت‏.امام شناسی جلد1

نویسنده علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی(نفس الزکیه)