پندهای امیرالمومنین علی(ع)به یکی ازیارانش....

حضرت علی (ع) وبهترين خواسته و بهترين پند

نوف بكائى كه يكى از اصحاب و علاقه مندان حضرت اميرالمؤ منين علىّ صلوات اللّه عليه است ، حكايت كند:

در آن هنگامى كه حضرت علىّ عليه السلام در حوالى كوفه در محلّى به نام رَحبه اقامت داشت ، به ديدارش رفتم و پس از احوالپرسى ؛ به ايشان گفتم : مرا پندى ده .

مولاى متّقيان ، علىّ عليه السلام فرمود: اى نوف ! به هم نوعان و دوستان خود محبّت و مهر ورزى كن ، تا آنان نيز به تو مهر ورزند. به حضرتش گفتم :اى سرورم ! بر نصايح خود بيفزاى .

فرمود: به همگان نيكى و احسان كن ، تا احسان ببينى .

گفتم : باز هم پندى ديگر بيفزاى تا بيشتر بهرمند گردم ؟

حضرت فرمود: از مذمّت و بدگوئى نسبت به ديگران دورى كن وگرنه طُعمه سگ هاى دوزخ خواهى گشت .

سپس اظهار داشت : اى نوف ! هر كه دشمن من و دشمن امام بعد از من باشد، اگر بگويد: حلال زاده ام دروغ گفته است .

نيز هركه زنا و فحشاء را دوست دارد و بگويد: حلال زاده ام ، باز دروغ گفته است .

همچنين كسى كه نسبت به گناه بى باك و بى اهمّيت باشد، اگر ادّعاى ايمان و خداشناسى كند، بدان كه او هم دروغ گفته است .

اى نوف ! رفت و آمد و ديدار با خويشان خود را قطع مكن تا خداوند بر عمرت بيفزايد.

خوش اخلاق و نيك خوى باش ، تا خداوند محاسبه ات را ساده و سبك گرداند.

اى نوف ! چنانچه بخواهى كه در روز قيامت همراه و هم نشين من باشى ، هيچ گاه يار و پشتيبان ستمگران مباش . و بدان كه هر كه ما را در گفتار و عمل دوست بدارد، روز قيامت با ما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام محشور خواهد شد، چه اين كه در روز قيامت ، خداوند هر كسى را با دوست مورد علاقه اش محشور مى نمايد.

اى نوف ! مبادا خود را براى مردم بيارائى ؛ و با معصيت و گناه ، با خداوند مبارزه كنى ، چون روز قيامت شرمسار و رسوا خواهى شد. سپس در پايان فرمود: اى نوف ! به آنچه برايت گفتم اهميّت ده و عمل نما، كه سبب سعادت و خير تو در دنيا و آخرت خواهد بود .

حضرت محمد(ص)فرمودند:ای ام اسلم! هر کس آن کاری که من انجام می دهم، او انجام دهد، پس همان او وصی من اس

حضرت محمد(ص)فرمودند:ای ام اسلم! هر کس آن کاری که من انجام می دهم، او انجام دهد، پس همان او وصی من است...

 

در روایت آمده است که روزی ام اسلم برای دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خانه ام سلمه آمد و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سئوال کرد. ام سلمه گفت: برای کاری بیرون رفته و چند لحظه دیگر می آید.

ام اسلم نزد ام سلمه منتظر ماند تا اینکه حضرت صلی الله علیه و آله و سلم آمد. ام اسلم گفت: پدر و مادرم به فدایت، ای رسول خدا! کتاب خوانده و فهمیدم که هر نبی ای وصی داشته است؛ حضرت موسی وصی ای در زمان حیات و وصی ای نیز بعد از مرگش داشت و همچنین حضرت عیسی علیه السلام ، ای رسول خدا! وصی شما کیست؟

حضرت صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود:

ای ام اسلم! وصی من در زمان حیات و بعد از مرگم یکی است. ای ام اسلم! هر کس آن کاری که من انجام می دهم، او انجام دهد، پس همان او وصی من است.

آنگاه سنگی را از روی زمین برداشتند، آن را نرم کردند و سپس با انگشتری بر آن مهر زدند و فرمودند: هر کس همچون من این کار را انجام دهد، او در زمان حیات و بعد از مرگم وصی من است.

از نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیرون آمده و نزد امیرالمومنین علیه السلام رفته و عرض کردم: پدر و مادرم فدایت باد! آیا تو وصی رسول خدا هستی؟

فرمود: بله، ای ام اسلم! آن گاه سنگی را از روی زمین برداشته ، آن را شکسته و نرم کرد و با انگشترش بر آن مهر زد. سپس فرمود:

ای ام اسلم! هر کس مانند من عمل کند، او جانشین من است.

پس نزد امام حسن علیه السلام که پسر بچه ای بود آمده و به او عرض کردم: ای آقای من! آیا شما جانشین پدرتان هستید؟

فرمود: بله، ای ام اسلم! آن گاه سنگی را از زمین برداشته و مانند پدرش عمل کرد و با انگشترش بر آن مهر زد. از نزد امام حسن علیه السلام بیرون آمده و نزد امام حسین علیه السلام رفتم که سنش کم بود، عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت! آیا شما جانشین برادرت هستید؟

فرمود: بله، ای ام اسلم! او نیز سنگی برداشت و مانند پدر و برادرش عمل کرد.

خداوند به من عمر داد تا اینکه بعد از شهادت امام حسین علیه السلام نزد امام سجاد علیه السلام رفته و عرض کردم: آیا شما جانشین پدرتان هستید؟

فرمود: بله و مانند پدرانش صلوات الله علیهم اجمعین عمل کرد و از نزد آن حضرت بیرون آمدم.

منبع:اصول کافی،ج1،ص355

برای خواندن بقیه معجزات درآرشیوموضوعی روی(بیست وسه معجزه از حضرت علی(ع):1-جنیان کافر)کلیک کنید