روش امام درباره خود و وضع خوراك و پوشاكش در زمان حكومتش
امـیـرالمؤ منین علیه السلام فرمود: خدا مرا پیشواى خلقش قرار داد، و بر من واجب ساخت كه دربـاره خـود و خـوراك و نـوشـابـه و پـوشـاكم، مانند مردم ضعیف و مستمند، بر خود تنگ گـیـرم، تـا فـقـیر از فقیر من پیروى كند و ثروتمند بوسیله ثروتش سركشى و طغیان ننماید.
شرح:
مـقـصـود از امور مربوط بخود، كارهاى شخصى و كسب و مملكت دارى امامست كه مانند متكبران خـود خـواه نباشد كه در همه كارها بنوكران و خدمتگزاران دستور میدهند بلكه مانند فقرا و نـاتوانان زندگى كند، تا فقرا از او پیروى كنند، یعنى بفقر و تنگدستى خود، راضى و خـرسـند شوند و ثروتمندان با خود بگویند: اگر ثروت مایه فضیلت بود، خدا آنرا بپیشواى ما عطا مى كرد.
اصول كافى جلد 2 صفحه 272 روایت 1
مـعـلى بـن خـنـیـس گـویـد: روزى بـامـام صـادق عـلیـه السـلام عـرضـكـردم: آل فـلان (بنى عباس ) و نعمتهائى را كه دارند بیاد آوردم و با خود گفتم: اگر این نعمت بـراى شـمـا مـى بـود، مـا هم با شما در عیش و خوشى بودیم، فرمود: هیهات، اى معلى ! اگـر چـنـین مى بود (و ما حكمفرما بودیم ) براى ما جز نگهبانى شبانه و تلاش روزانه و پـوشـاك زبـر و درشـت و خـوراك سـخـت و بـى خورش، چیزى نبود، از این رو آن امر از ما بـركـنار شد. آیا تو دیده ئى كه هرگز خدایتعالى بردن حقى را جز این نعمت قرار دهد؟ (یـعـنـى تعجب اینجاست كه بنى عباس حق ما را غصب كرده، بر مسند ما نشسته اند، ولى در حقیقت ظلم آنها نسبت بما نعمتى است براى ما، زیرا كه نگهبانى شبانه و تلاش روزانه را از گردن ما ساقط نموده است ).
اصول كافى جلد 2 صفحه 273 روایت 2
زمـانـى كـه عـاصـم بـن زیاد عبا پوشید و جامه نرم را بیرون كرد و برادرش ربیع بن زیـاد. شـكـایـت او را خـدمـت امـیـرالمؤ منین علیه السلام آورد كه او همسرش را غمگین نموده و فرزندانش را اندوهناك ساخته حضرت فرمود: عاصم را نزد من آورید، او را خدمتش آوردند، چـون حـضرت او را دید، چهره درهم كشید و فرمود: از همسرت خجالت نكشیدى ؟ بفرزندانت رحـم نـكـردى ؟ گـمـان مـیـكـنـى كـه خـدا چـیـزهـاى خـوب و پـاكـیـزه را بـراى تـو حـلال كـرده و نمى خواهد از آنها استفاده كنى، تو نزد خدا پست تر از آنى، مگر خدا نمى فـرمـایـد: ((خـدا زمـیـن را بـراى اسـتـفـاده مـردم نـهـاد كـه در آن مـیـوه و نـخل غلافدار است 11 سروه 55 ـ)) مگر خدا نمى فرماید: ((دو دریا را. گذاشت كه بهم بـرسـنـد، مـیانشان حائلى است كه بهم تجاوز نكنند تا آنجا كه فرماید: از آنها لؤ لؤ و مـرجـان بـیرون میشود 22 سوره 55 ـ)) بخدا سوگند كه بكار بردن نعمت هاى خدا را با عمل، نزد او محبوبتر است از بكار بردن آنها را با گفتار (یعنى شكر عملى بهتر از شكر قـولى اسـت و شـكـر قـولى آنـسـتـكـه نـعـمـت هـاى خدا را بیاد آورد و بزبان شكر كند) در صـورتـیـكـه خـداى عـزوجـل مـى فرماید: ((و اما نعمت پروردگارت را بازگو 11 سوره 93ـ)) (بنا براین شكر عملى لازم تر و محبوب تر است ).
عـاصـم گـفـت: یـاامـیـرالمـؤ منین ! پس چرا خود شما بخوراك سخت و پوشاك درشت، اكتفا نـمـوده ئى ؟ فـرمـود: واى بـر تـو!! هـمـانـا خـداى عزوجل بر پیشوایان عدالت واجب ساخته كه خود را در ردیف مردم ضعیف و ناتوان گیرند، تا فقر و تنگدستى، فقیر را از جا بدر نبرد. عاصم بن زیاد عبا را كنار گذاشت و جامه نرم در بر كرد.
اصول كافى جلد 2 صفحه 273 روایت 3
حـمـاد بـن عـثـمـان گـویـد: در مـحـضر امام صادق علیه السلام بودم كه مردى بآنحضرت عـرضـكـرد اصلحك الله، شما فرمودى كه على بن ابیطالب علیه السلام لباس زبر و خشن در بر میكرد و پیراهن چهار درهمى میپوشید و مانند اینها، در صورتى كه بر تن شما لبـاس نـو مـى بـیـنـیـم، حـضـرت بـاو فـرمود: همانا على ابن ابیطالب علیه السلام آن لباسها را در زمانى مى پوشید كه بد نما نبود، و اگر آن لباس را این زمان مى پوشید بـه بـدى انـگـشـت نـما مى شد، پس بهترین لباس هر زمان، لباس مردم آنزمانست، ولى قـائم مـا اهـلبیت علیهم السلام زمانیكه قیام كند، همان جامه على علیه السلام را پوشیده و بـروش عـلى عـلیـه السـلام رفـتـار كند. (زیرا آنحضرت هم حكمفرامائى و زمامدارى كند و وظیفه امام علیه السلام در زمان حكومتش اینستكه خود را در ردیف مردم فقیر آورد).
اصول كافى جلد 2 صفحه 274 روایت 4