ارواح مومنان درشب جمعه درصخره بیت المقدس جمع میشوند،ازآنجاپیامبر(ص)به معراج رفت ودوباره درزمان ظهورا

نمای داخلی مسجد قبه الصخره-فلسطین اشغالی


عکس قبۀ الصخره ازبالا


در روایتی وارد است که: ارواح مؤمنین در شب های جمعه در صخره بیت المقدس مجتمع می شوند.روایت مفصلی را، راجع به نبرد امیرالمؤمنین (ع) با معاویه اطلاع ملک روم از این قضیه، بیان میکند و میگوید که: ملک روم نامه ای به حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام و نامه دیگری به معاویه نوشت که اعلم اهل بیت خود را بفرستید تا من از آنها سؤالاتی کنم، و سپس در إنجیل نظر کنم و پس از آن به شما خبر دهم که کدامیک از شما به امر خلافت سزاوارترید.

معاویه یزید را فرستاد، و امیرالمؤمنین(ع) امام حسن مجتبی (ع) را فرستادند.


و سپس قضیه را مفصلا شرح میدهد وازبی لیاقتی یزیدمیگویدتا میرسد به آنکه میگوید:

از جمله سؤالاتی که از امام حسن (ع) نمود این بود:

که ارواح مؤمنین پس از مرگ کجا جمع می شوند؟

حضرت فرمود: «اجتماع می کنند در نزد سنگ بیت المقدس در شب جمعه و بیت المقدس عرش نزدیک خداست. و از آنجا خداوند زمین را پهن کرد و بگستراند و به بیت المقدس زمین را در هم می پیچد، و از آنجا محشر به پا میگردد و از آنجا پروردگار ما بر فرشتگان و آسمان استیلا پیدا نموده و محیط شد».

سپس ملک روم از ارواح کفار و محل اجتماع آنان پرسش کرد.

حضرت فرمود: «اجتماع می کنند در وادی حضرموت در پشت شهر یمن و سپس خداوند بر می انگیزد آتشی را از طرف مشرق و آتشی را از طرف مغرب، و به دنبال آنها دو باد تند را بر می انگیزد، پس مردم محشور میگردند».

ومابقی ماجراکه طولانیست ونشانگرحقانیت شیعه....

منبع:آشنایی باقرآن،جلد9ص276-278مرتضی مطهری



صخره یا صخره مقدس به سنگی گفته می‌شود که در زیر قُبَّةُ الصّخره در شهر اورشلیم در اسرائیل واقع است. این صخره، سنگی است که برای سه دین اسلام، مسیحیت، و مخصوصایهودیت مورد احترام است.

این مکان، از بناهای با اهمیت مذهبی اورشلیم محسوب می‌شود.


اهمیت صخره دریهود:

  • صخره محلی است که زمین از آنجا گسترده شده‌است.(برعکس شیعه که عقیده دارندزمین اززیرخانه کعبه گسترده شده است)
  • صخره محلی است که بدن آدم از خاک آن خلق شده‌است.
  • صخره محلی است که آدم و هابیل قربانی خود را برروی آن به خدا تقدیم کردند.
  • صخره محلی است که ابراهیم فرزند خود اسماعیل را بر روی آن می‌خواست ذبح کند.
  • در زمان برپائی معبد سلیمان سال‌ها صخره قدس الاقداس یا مقدس‌ترین مقدسات بوده‌است و صندوق عهد بر روی آن قرار داشته‌است.

اهمیت صخره دراسلام:

در منابع اسلامی چنین آمده‌است:

  • صخره در دین اسلام نزدیکترین نقطه زمین به آسمان است.[۱]
  • صخره محلی است که محمد(ص)، پیامبر اسلام از روی آن سوار بر براق شده و به معراج رفت.
  • صخره محلی است که محمد(ص)، پیامبر اسلام در روز وقت معلوم[۲] یعنی روزی پس از ظهور مهدی و رجعت، ابلیس را بر روی آن به قتل می‌رساند.[۳]
  • صخره محلی است که اسرافیل بر روی آن خواهد ایستاد و در صور خود به عنوان آغاز روز قیامت خواهد دمید.[۴][۵]
  1. پرش به بالا البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏۴، ص: ۷۳۲
  2. پرش به بالا قرآن ۱۵:۳۸
  3. پرش به بالا تفسیر القمی، ج‏۲، ص: ۲۴۶
  4. پرش به بالا البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏۴، ص: ۷۳۲
  5. پرش به بالا قرآن

علت نام گذاری قبه الصخره

علت نام گذاری آن به این نام، سنگی است که درون آن وجود دارد. این سنگ بسیار عظیم همان سنگی است که در زمان معراج، پیامبر بر روی آن رفتند. آن سنگ از آن زمان با فاصله ای از زمین بصورت معجزه ای قرار گرفت و تا امروز هم به همان صورت معلق است.فاصله آن بازمین ازاین زاویه مشخص است.





عکس قبۀ الصخره اززیروفاصله سنگ اززمین ومقدارمعلق بودنش

این یکی از معجزات پیامبر(ص) است که تا کنون نیز پا بر جاست. آیا اگر کسی آن سنگ عظیم را ببیند شاهدی بر حقانیت اسلام نیست؟ چرا در هیچ کجا هیچ صحبتی از آن به میان نمی آید؟!



ارواح كفار و مشركان بعدازمرگ در كجا اجتماع مى كنند

ارواح كفار در برهوت

ارواح كفار و مشركان در كجا اجتماع مى كنند


حال كه دانستیم ارواح مؤمنان در وادى السلام نجف اجتماع مى كنند. لازم مى دانم این مطلب را هم تذكر دهم كه آیا ارواح كفار و مشركان در كجا اجتماع مى كنند؟
ارواح كفار و مشركان، معاندان و منافقان و گناهكارانى كه قابل عفو و بخشش نباشند در ((وادى برهوت)) یمن خواهند بود.**زیرنویس=برهوت نام چاهى در سرزمین حضرت موت كه در جنوب یمن است مى باشد.@.
در آن جا چاهى وجود دارد و در آن چاه، مارهاى سیاه، عقربها، افعى ها، جغدها و حیوانات وحشى آن قدر فراوان است كه كسى قدرت عبور از آن جا را ندارد.
آن چاه به قدرى عمیق است كه كسى قدرت پائین رفتن از آن را ندارد و گرماى سوزان و طاقت فرسایى دارد كه دقیقه اى از آن قابل تحمل نیست. در این باب هم روایاتى وارد شده است. از جمله:
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: بدترین آبهاى روى زمین، آب ((وادى برهوت)) مى باشد و آن سرزمینى است در ((حضر موت)) كه در اطراف یمن واقع شده است، تمامى ارواح كفار پس از مرگشان در آن سرزمین گرد هم جمع مى شوند.
نیز فرمود: بدترین چاهى كه در آتش واقع شده است، چاه ((برهوت)) است كه در آن، ارواح كفار و معاندین مى باشند.**زیرنویس=بحار، ج 6، ص 289.@.
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: در پشت یمن یك ((وادى)) است كه به آن ((برهوت)) گفته مى شود.
در آن جا هیچ كسى همسایه انسان نیست و هیچ فردى سكونت ندارد مگر مارهاى سیاه و جغد. در آن ((وادى)) چاهى است به نام ((بلهوت)) كه هر صبح و شام ارواح مشركان را به آنجا مى برند تا از آبى كه چون فلز گداخته، گرم و سوزان و با چرك مخلوط با خون است بیاشامند.**زیرنویس=بحار، ج 6، ص 291.@.
نیز فرمود: وقتى دشمنان ما اهل بیت از دنیا مى روند، روحشان را به سوى ((وادى برهوت)) مى برند و آنها را در آن جا تا روز قیامت شكنجه و عذاب مى كنند و از زقوم آن مى خورند و از آب كثیف و جوشان آن مى آشامند. (پناه بر خدا از عذاب سخت این وادى!)**زیرنویس=بحار، ج 6، ص 287.@.
محمد بن مسلم گفت: مرد عربى به محضر مبارك امام محمد باقر علیه السلام آمد. حضرت فرمود: اى اعرابى! از كجا آمده اى؟
عرض كرد: از احقاف عاد. بعد از آن گفت: ((وادى)) سیاه و تاریكى را دیدم كه پر از جغدها و بوم ها بود و به اندازه اى آن ((وادى)) بزرگ بود كه انتهاى آن دیده نمى شد.
حضرت فرمود: آیا مى دانى آن كدام ((وادى)) است؟ عرض كرد: سوگند به خدا نمى دانم. فرمود: آن، ((وادى برهوت)) است كه در آن، روح هر كافرى مى باشد. **زیرنویس=معادشناسى، ج 3، ص 276، نقل از بصائر.@.
در نامه اى كه پادشاه روم براى حضرت على علیه السلام فرستاد كه عالم اهل بیت خود را بفرست تا سئوالاتى از او بكنم، حضرت على علیه السلام هم امام حسن را فرستاد. پادشاه روم از ایشان پرسشهایى نمود. از جمله: پرسید ارواح كفار و محل اجتماع آنان در كجا است.
امام حسن علیه السلام فرمود: در وادى ((حضر موت)) در پشت شهر یمن. سپس فرمود: خداوند آتشى را از طرف مشرق و آتشى را از طرف مغرب بر مى انگیزد و به دنبال آن دو باد را بر مى انگیزد، پس از آن مردم محشور مى شوند.**زیرنویس=معادشناسى، ج 3، ص 278 نقل از على بن ابراهیم ص 595.@.
آرى، كفار و مشركان، بى دینان و از خدا بى خبران، دو رویان و منافقان، ملحدان و معاندان، ظالمان و ستم پیشگان و كسانى كه بویى از انسانیت نبرده اند و دستشان از علم و معرفت كوتاه و جان و قلبشان از جام سرشار آب زلال نبوت و ولایت معصومین علیهم السلام سیراب نگشته است، در میان مارهاى سیاه و جغدها و حیوانات و حتى گرماى سوزان ((وادى برهوت)) یمن اجتماع مى كنند.

ذره ذره كاندرین ارض و سماست
جنس خود را همچو كاه و كهریاست
نوریان مر نوریان را جاذبند
ناریان مر ناریان را طالبند

چقدر گذشت زمان، براى اهل ((وادى برهوت)) دلگیر كننده و سخت، پرماجرا و دراز و طولانى و كوبنده است گویى هر لحظه اى از گذشت آن، سالها بلكه قرنها طول مى كشد و آنها را در غل و زنجیر كشیده و در زندانهاى تنگ و تاریك، مخوف و پروحشت زندانى كرده اند و هر صبح و شام نمونه اى از عذاب و شكنجه روز قیامت را به آنان مى چشانند.
چقدر، همنشینى با افرادى ناباب و همه رنگ براى اهل آن وادى ناخوشایند و دلگیر كننده و غم انگیز و حسرت آور است.
چقدر، شنیدن صداى دل خراش آنان و فریاد و ناله جانسوز اهل آن وادى و تازیانه و گرزهاى آتشینى كه بر پیكر آنان فرود مى آید و غرش آتش و غل و زنجیرهایى كه به دست و پاى آنان بسته شده و در اثر این طرف و آن طرف كشیدن مجرمان صداى آنها بلند است، و كسى را تحمل شنیدن آن صداها نیست. (پناه مى بریم بر خدا از چنین وادى).
پس انسان باید در این دنیاى فانى و زودگذار به هوش باشد كه فریب آن را نخورد و زرق و برق آن، چشم او را خیره نكند، كارى انجام ندهد كه وقتى عمرش به پایان رسید و از دنیا رفت در عالم برزخ و قبر گرفتار عذاب و شكنجه باشد و در ((وادى)) پر خطر برهوت گرفتار نیش مارها و عقربها شود، غذاهاى تلخ و میوه هاى زقومى و حنظلى و آبهایى همچون فلز گداخته شده پر جوش و پر حرارت و آبهایى همچون چرك و خون مخلوط به هم، بد بو و بد طعم گرفتار شود و در قیامت شفاعت پیامبر صلى الله علیه و آله و آل او شامل حالش نشود.
شفاعت كنندگان شامل حال مجرمان نمى شود، حتى اگر مؤمنانى نیز كردارشان بد و ناپسند باشد از آنان شفاعت نمى كنند و ایشان را گوشمال مى دهند.
امام صادق علیه السلام فرمود: اما در قیامت همه شما به واسطه شفاعت پیامبر مطاع، یا وصى او، در بهشت هستید ولیكن من از برزخ شما نگران و در هراس مى باشم.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 6، ص 267، 116.

به واسطه سه گناه در برهوت


ممكن است مؤمنین هم، براى بعضى از گناهانى كه توجه به آن ندارند داخل ((وادى)) برهوت شوند و در آن جا عذاب گردند.
نقل شده است: یكى از نیكان به نام ((شیخ عبدالطاهر)) خراسانى در آخر عمرش به سمت مكه معظه حركت كرد و تصمیم گرفت در آن جا بماند تا بمیرد. در آخر عمرش یك نفر، كیسه جواهر و پول نقدى داشته و مى خواسته آنرا پیش شخص امینى به عنوان امانت بگذارد ((شیخ عبدالطاهر)) را به او معرفى مى كنند و مى گویند: ایشان در مكه معظمه مورد اعتماد مردم است. آن مرد هم پیش او مى رود و امانت خود را به دست او مى دهد تا موقعى كه لازم دارد از او پس بگیرد.
بعد از مدتى ((شیخ)) از دنیا مى رود، بعد از مرگش صاحب امانت براى مطالبه امانتش به درب خانه او مى رود و امانت خود را طلب مى كند.
به او مى گویند: ((شیخ)) از دنیا رفته است. پیش وارثان او مى رود و مطالبه امانت خود را مى كند. وارثین مى گویند: اطلاع نداریم و نمى دانیم امانت شما را كجا گذاشته است.
آن مرد حیران مى شود و نمى داند چه كند. ولى شنیده بود كه ارواح مؤمنان در ((وادى السلام)) آزاد هستند و با هم ماءنوس اند. متوسل مى شود و مى گوید: خدایا! وسیله اى فراهم كن كه من این میت را ببینم و سراغ امانتم را از او بگیرم، ولى به نتیجه نمى رسد. پس از مدتى به بعضى از اهل اطلاع داستان خود را نقل مى كند و مى گوید: چگونه است كه هر چه توسل پیدا مى كنم او را نمى بینم؟ به او گفتند: شاید روح او در ((وادى برهوت)) كه براى اشقیاء آماده شد است، جاى داشته باشد و آن وادى در یمن است (وادى مهیبى كه داراى چاه هاى وحشتناكى است و نقل شده: صداهاى ترسناكى از آن به گوش مى رسد و همه از شنیدن آن صداها وحشت مى كنند.)
او هم به سوى یمن و ((وادى برهوت)) حركت مى كند و در آنجا مشغول دعاء و توسل و نماز و روزه مى شود تا این كه روزى روح ((شیخ عبدالطاهر)) را مشاهده مى كند. سئوال مى نماید: آیا شما جناب ((شیخ)) هستید؟ مى گوید: آرى، گفت: مگر شما همان كسى نیستید كه مجاور مكه بودید؟ گفت: چرا؟
سئوال مى كند: امانت من چه شد؟ چرا در این جا هستى؟ تو باید در ((وادى السلام)) باشى. در جواب مى گوید: اما امانت تو را در فلان كوزه در فلان قسمت از خانه خود زیر زمین پنهان كرده ام. تو به سراغ آن نیامدى تا این كه من از دنیا رفتم. الان برو به وارثین من، آن جا را نشان بده و امانت خود را بگیر.
اما سئوال كردى چرا من اینجا هستم؟ باید بگویم: سه گناه باعث شد كه من را در این ((وادى)) بیاورند و مورد عذاب قرارم مى دهند.
1 - به من گفتند: تو در خراسان اقوام خود را ترك كردى و در مكه ماندى.
2 - گفتند: یك دینار به غیر مستحق پرداخته اى. 3 - گفتند: عالمى در كنار منزل تو منزل داشت به او اهانت مى كردى و از او احترام نمى نمودى. خداوند به واسطه این سه عمل مرا به اینجا آورد و عذاب كرد.**زیرنویس=برزخ دستغیب، ص 13، نقل از مصباح الحرمین.

ارتباط مستقیم با اهل دنیا


گاهى ارواح در عالم خواب با اهل دنیا تماس برقرار مى كنند و مطالبى در میانشان رد و بدل مى شود و حتى خبرهاى غیبى را به اهل دنیا مى دهند. گاهى در بیدارى مستقیما با اهل خود تماس برقرار مى كنند و با یكدیگر ملاقات مى نمایند. به چند نمونه از آنها توجه كنید.
1 - عبیدة بن عبدالله از موسى بن جعفر علیه السلام نقل كرده است: امام موسى علیه السلام فرمود: با پدرم (امام صادق) براى سركشى به بعضى از اموالش از مدینه خارج شدیم و به سوى عریض **زیرنویس=عریض یكى از ناحیه ها و محله هاى اطراف مدینه است.@ حركت كردیم، چون به بیابان رسیدیم، پیرمردى كه موهاى سر و صورتش سفید شده بود بر پدرم وارد شد و سلام كرد.
پدرم پیاده شد و به نزد او رفت و مشغول صحبت شدند. مى شنیدم كه به آن پیرمرد مى گفت: فدایت شوم و مدت طولانى با هم نشستند و از یكدیگر پرسشهایى كردند.
پس از مدتى، آن پیرمرد بلند شد و با پدرم وداع و خداحافظى كرد و رفت. پدرم ایستاد و پیوسته به پشت سرش نظر مى كرد تا او از نظرها پنهان شد.
عرض كردم: اى پدر جان! این پیرمرد چه كسى بود كه با او سخن گفتى و با گرمى و مهربانى برخورد نمودى. تا حال ندیده بودم با هیچكس دیگر چنین سخن گفته باشى؟ فرمود: اى فرزند! آن پدرم امام محمد باقر علیه السلام بود.**زیرنویس=معادشناسى، ج 3، ص 277 الى 239، نقل از بصائر، ص 77 الى 80.@.
اعمالى كه انسان در دنیا انجام مى دهد (خوب باشد باید در قبر تجسم پیدا مى كنند و) تا روز قیامت همنشین او خواهند بود. بعد از آن كه او را محاكمه كردند (و حساب خوب و بدش را رسیدند) او چه داخل بهشت شود یا داخل جهنم، باز از او جدا نمى شوند.
2 - قیس بن عاصم مى گوید: با جماعتى از بنى تمیم خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله رسیدیم، در حالى كه ((صلصال بن لهس)) در پیش آن حضرت بود.
عرض كردم: یا رسول الله! ما را موعظه كن، موعظه اى كه به واسطه آن نفع ببریم؛ زیرا ما مردمى هستیم در بیابان ها و صحراها زندگى مى كنیم و ممكن نیست كه هر روز به خدمت شما برسیم و از شما موعظه و پند بگیریم.


فرمود: اى قیس! با هر عزت ذلتى و بعد از زندگى، مرگ و با دنیا آخرت و براى هر چیز حسابى و بر هر چیز رقیب و نگهبانى و براى هر حسنة و كار نیك ثوابى، و براى هر كار زشت و گناه عقابى است.
بعد فرمود: اى قیس! حتما با تو ((قرین و همنشینى)) دفن مى شود و تو نیز با او دفن خواهى شد، در حالى كه او زنده است و تو مرده اى. اگر او داراى كرامت و بزرگوارى و نیك نفسى باشد ترا گرامى مى دارد، و اگر فرومایه و پست باشد به تو بدى مى كند و ناراحتى به وجود مى آورد و تو را تسلیم حوادث مى نماید و سرانجام فقط او با تو محشور مى شود و تو هم با او محشور مى شوى.
سئوالاتى كه از تو مى شود فقط درباره اوست نه كس دیگر. سعى كن آنرا به صورت نیك و شایسته اى اختیار كنى و همنشینى صالح برگزینى. اگر او ((صالح)) باشد با او انس مى گیرى و شاد مى شوى و اگر فاسد و بدبو باشد به جز وحشت و نگرانى براى تو چیز دیگرى نیست و آن فقط ((عمل)) تو است كه مجسم شده و در قبر و قیامت با تو همراه خواهد بود.
بعد از آن كه موعظه هاى حضرت پایان یافت: ((صلصال بن دلهس)) آنها را به شعر در آورد و براى حضرت رسول و قیس بن عاصم خواند. معنى فارسى اشعار چنین است.
((از اعمال و كردار خویشتن، دوستى براى خود برگزین؛ زیرا رفیق آدمى، در قبر و عالم برزخ همان اعمال او مى باشند كه تجسم یافته اند.)) ((اى انسان! بناچار باید همنشین خود را براى بعد از مرگ (عالم برزخ) و روز قیامت انتخاب كنى و آماده سازى.))
((پس اگر به چیزى سرگرم مى شوى مراقب باش كه جز به آنچه خدا مى پسندد مشغول چیز دیگرى نباشى.))
((آدمى پس از مرگ و در عالم برزخ جز با كردار و اعمال خویش قرین و رفیق نمى گردد.))
((همانا آدمى در خانواده خود میهمانى بیش نیست كه اندكى در میان ایشان درنگ مى كند و پس از آن كوچ مى كند و مى رود**زیرنویس=بحار، ج 71، ص 170، (این بحث در كتاب انسان و شاهدان صادق نیز به مناسبت آمده است.

انسان از مرگ تا برزخ
نویسنده : نعمت اله صالحى حاجى آبادى