درخواب دیدم:ناگاه صاعقه اى از آسمان بر آن افتاد و یك مرتبه تمام آن قصر و بستان آتش گرفت و از بین رفت مثل اینكه نبود....

مؤمن متقى ((ملا على كازرونى )) ساكن كویت كه یكى از نیكان بود و خوابهاى صحیح و مكاشفات درستى داشت و در سفر حج ملاقات و مصاحبت او نصیب بنده شده بود، نقل كرد كه شبى در عالم رؤ یا بستان وسیعى كه چشم ، آخرش را نمى دید مشاهده كردم و در وسط آن قصر باشكوه و عظمتى دیدم و در حیرت بودم كه از آن كیست ، از یكى از دربانان پرسیدم گفت این قصر متعلق به ((حبیب نجار شیرازى )) است .
من او را مى شناختم و با او رفاقت داشتم و در آن حال ، غبطه مقام او را مى خوردم پس ناگاه صاعقه اى از آسمان بر آن افتاد و یك مرتبه تمام آن قصر و بستان آتش گرفت و از بین رفت مثل اینكه نبود. از وحشت و شدت هول آن منظره ، بیدار شدم دانستم كه گناهى از او سر زده كه موجب محو مقام او شده است .
فردا به ملاقاتش رفتم و گفتم شب گذشته چه عملى از تو سر زده گفت هیچ ، او را قسم دادم و گفتم رازى است كه باید كشف شود، گفت شب گذشته در فلان ساعت با مادرم گفتگویم شد و بالاخره كار به زدنش كشید، پس خواب خود را برایش نقل كردم و گفتم به مادرت اذیت كردى و چنین مقامى را از دست دادى .
مستفاد از روایات و آیات آن است كه بعضى از گناهان كبیره حبط كننده و از بین برنده اعمال صالحه و كردارهاى نیك است چنانچه در ((عدة الداعى )) است كه رسول خدا فرمود:((هركس یك مرتبه بگوید: لااِلهَ اِلا اللَّهُ درختى در بهشت برایش غرس مى شود
شخصى گفت یا رسول اللّه ! پس ما در بهشت درخت بسیارى داریم .
حضرت فرمود:((بترس از اینكه آتشى بفرستى و آنها را آتش بزنى )).
از این قسم گناه كبیره است حقوق والدین یعنى اذیت كردن و آزار رسانیدن به پدر یا مادر و در رساله گناهان كبیره این مطلب مفصلا یادآورى شده به آنجا مراجعه شود.

داستانهاى شگفت
نویسنده : آيت اللّه سيّد عبدالحسين دستغيب