76گناه کبیره و44گناه صغیره وراههای زدودن آثارگناهان...

76گناه کبیره و44گناه صغیره وراههای زدودن آثارگناهان...

گناهان در اسلام به دو بخش تقسیم می شوند.گناهان کبیره وگناهان صغیره

در متون اسلامی سه دیدگاه درباره گناهان کبیره وجود دارد که با توجه به این که در رسیدن به پاسخ مفید است به آنها اشاره می کنیم.

 

اول: مراد از گناهان کبیره، گناهانی است که وعده آتش در آنها داده شده است.

 

دوم: گناه کبیره عبارت از گناهی است که در حرمت آن دلیلی قطعی از روایات و آیات آمده است.

 

سوم: با توجه به تعدادی از روایات، همه گناهان در مقابل عظمت خداوند، کبیره است و علّت این که از بعضی گناهان به گناه کوچک تعبیر شده، تنها در مقایسه با گناهان دیگر است.

گناهان کبیره (گناهان بزرگ)

1-شرک و ریا

2-یاس از رحمت الهی

3-قنوط و بدگمانی از خدا

4-نترسیدن از قهر نهایی خداوند

5-آدم کشی

6-عقوق والدین

7-قطع رحم

8-خوردن مال یتیم

9-ربا خواری

10-زنا

11-لواط

12-قذف

13-شرابخواری

14-قمار

15-سرگرمی به آلات موسیقی

16-آوازه خوانی

17-دروغ

18-سوگند دروغ

19-گواهی دروغ

20-گواهی ندادن

21-پیمان شکنی

22-خیانت به امانت

23-دردی

24-کم فروشی

25-حرامخواری

26-بس حقوق

27-فرار از جهاد

28-تعرب بعد الهجره

29-کمک به ستمگران

30-یاری نکردن ستمدیدگان

31-سحر

32-اسراف

33-کبر ورزیدن

34-جنگ با مسلمانان

35-خوردن مردار و خوردن گوشت خوک

36-ترک نماز عمداٌ

37-زکات ندادن

38-استخفاف به حج

39-ترک یکی از واجبات

40-اصرار بر گناه و کوچک شمردن گناه

41-حیف در صیت

42-غیبت کردن

43-نمیمه(سخن چینی)

44-استهزاء به مومن

45-سبب و طعن

46-خوار کردن مومن

47-سرزنش و رسوا نمودن مومن

48-هجو مومن به شعر یا نثر

49-اذیت مومن

50-همسایه آزاری

51-مکر و نیرنگ

52-دوروئی

53-احتکار

54-حسد

55-دشمنی با مومن

56-مساحقه

57-قیادت و دنائت

58-استمناء

59-بدعت

60-حکم نا حق

61-جنگ در ماه حرام

62-بازداشتن از راه خدا

63-کفران نعمت

64-فتنه انگیزی

65-فروختن اسلحه به کفّار

66-بهتان و سوء ظن

67-هتک قرآن

68-هتک کعبه

69-هتک مساجد

70-هتک مشاهد و تربت حسینی

نکته:

بعضی اوقات گناهان صغیره نیز تبدیل به گناهان كبیره میشود. مانند مثال های ذیل ...

١- در صورتیكه شخص به انجام گناه صغیره اصرار ورزد.

٢- در صورتیكه شخص برانجام گناه صغیره خوشحال شود.

٣- در صورتیكه شخص پس از انجام گناه صغیره آنرا به مردم تعریف كند .

٤- در صورتیكه شخص گناه صغیره را كوچك و حقیر بشمارد.

٥- در صورتیكه گناه صغیره از روی تكبر در برابر دستورات الله «ج» باشد.

٦- در صورتیكه گناه صغیره از اشخاص متـقی و عالم سرزند.


گناهان صغیره (گناهان کوچک)


۱- نگاه كردن به نامحرم .

2- تنها نشستن با زن اجنبی .

3- لعنت گفتن بر انسان و یا حیوان .

4- گریه كردن به آواز بلند برمیت و مرده .

5- سخن گفتن در وقت خطبه جـمعـه و عیدین .

6- نشست و برخاست با افراد و اشخاص فاسق وفاجر .

7- خندیدن در نماز و یا گریه و انــدوه كردن به علت غــم .

8- شنیدن غیبت مسلمان وسكوت كردن دربرابرمنع غیبت كننده .

9- عبور كردن از روی شـانه های نماز گـذاران در مــسجـد .

10- در خنده وشوخی افراط نمودن واز حد تجاوز كردن .

11- داخل كردن نجاست و ناپــاكی در مــسجـد .

12- ایستاده بــول نمودن( بدون عذر شرعی ).

13- روزه گرفتن در ایـام مـمنـوعـه .

14- سفـركردن زن بدون مردمحرم .

15- فـحـش گـفتن و زبان درازی كردن .

16- طرفداری كردن از باطل و از انسان ظالم .

17- پوشیدن عیب مال وجنس در وقت فروختن آن .

18- اراده خلاف وعده ، در وقت وعده كردن به كسـی .

19- تلاوت قرآنكریم در حــالت جـنـابت ، حــیض و نــفاس .

20- در وقت قضایی حاجت روی ویا پشت به طرف قبله كردن .

21- تأخیر در پرداخت زكات و رفتن به حج فرضی بدون عذرشرعـی .

22- جلوی گیری از ورود اشیاء خوردنی و مورد نــیاز مردم ( گندم ... ) جهت گران فروختن .

23- بوسیدن دست مردم غیر از ( والدین، عالم دین، معلم و یا یك بزرگواری... ) .

24- ترك سخن گفتن با برادرمسلمان بیش از سه روز بدون عذرشرعی .

25- نمازخواندن درحالیكه روبروی و یا جانب راست عكسی باشــد .

26- بدون از تحقـیق از جانب كسی دعوا كردن و دفاع نمودن .

27- داخـل شـدن شخــص جـُنب و ناپــاك به مسجد .

28- اداء كردن زكات از مال پست و خراب .

29- ترانــه و موسیفی گــوش كـردن .

30- حـسـودی كــردن با دیگران .

31- بد گـمانـی نسبــت به مــسلـمانان .

32- راز كسـی را به دیگران افــشاء كـردن .

33- انـداخــتن نـجـاســـت و پـلـیدی در راه مـــردم .

34- امـام قرار دادن كسیــكه ، مردم از او راضــی نیسـتـنــد .

35- ضایح كردن وقت در چیزهای بـیهــوده و باطـل ( لــهو و لهــب ).

36- بی جهت به بام خانه وغیره بالا رفتن(طوریكه داخل خانه های مردم دیده شود).

37- خرید وفروش بعد از اذان نمازجمعه(وقت خطبه امام و ادای نمازجمعه) .

38- انجــام دادن كــاری در مسجد كه عبادت محسوب نمیشود .

39- بستن دندانها به سیــم طــلا ( از روی تكــبر و فخــر ) .

40- گــفتگـو و سخـن دنـیوی زدن در مــسجد .

41- پرورش ســگ ( بدون عــذر شرعــی ) .

42- نماز خواندن در اوقات مكــروه .

43- راه رفتـن با فــخر و تـكبر .

44- بردن بچه های كوچك و خردسال و یا دیوانه به مسجد كه احتمال كثیف كردن مسجد باشد.


علامه طباطبایی (ره) در این مورد، می فرمایند: «بزرگى معصیت وقتى تحقق مى یابد که نهى از آن نسبت به نهی ای که از معصیت دیگر شده مهم تر باشد. و نشانه اهمیت نهى شدیدتر بودن خطاب است، یا اینکه در خطاب اصرار شده باشد (در موارد متعدد، تکرار شده باشد)، و یا اینکه مرتکبش به عذاب آتش تهدید گشته باشد، و یا به نحوى دیگر از آن اهمیت گناه استفاده شود».


نام گناهانی را که شهید سید عبدالحسین دستغیب در کتاب گناهان کبیره آورده اند را خدمتتان عرض می کنم:


1-شرک به خدا 2-یأس 3-القنوط من رحمة الله(نا امیدی از رحمت خدا) 4-الأمن من مکر الله(ایمن دانستن خود از مکر خدا) 5-آدم کشی 6-عقوق والدین 7-قطع رحم 8-خوردن مال یتیم 9-ربا خواری 10-زنا 11-لواط 12-قذف(نسبت زنا یا لواط دادن به دیگران) 13-شرابخواری 14-قمار 15-اشتغال بملاهی(سرگرمی به آلات موسیقی) 16-غنا 17-دروغ 18-سوگند دروغ 19-گواهی دروغ 20-گواهی ندادن 21-پیمان شکنی 22-خیانت به امانت 23-دزدی 24-کم فروشی 25-حرام خواری 26-حبس الحقوق(با وجود داشتن حق دیگران را ندادن) 27-فرار از جهاد 28-کمک به ستمگران 29-یاری نکردن ستم دیدگان 30-سحر 31-اسراف 32-کبر ورزیدن 33-خوردن مردار و خون و گوشت خوک 34-ترک عمدی نماز 35-زکات ندادن 36-ترک یکی از واجبات 37-اصرار بر گناه 38-غیبت 39-نمیمه(سخن چینی) 40-ریختن آبروی مومن 41-مکر و نیرنگ 42-احتکار 43-حسد 44-دشمنی کردن با مومن 45-مساحقه(همجنس بازی دو زن) 46-قیادت(واسطه گری برای زنا و لواط) و دیاثت 47-استمناء 48-بدعت 49-حکم ناحق 50-کفران نعمت 51-فتنه 52-بهتان 53-هتک قرآن 54-هتک کعبه 55-هتک مساجد 56-هتک مشاهد مشرفه 57-هتک تربت حسینی.


منبع:گناهان کبیره، شهید دستغیب، ج1، ص 26-28

(خداوندبخشنده ومهربان است)

راه های زدودن آثار گناه

 

به زدوده شدن آثار گناهان به وسیله برخی اعمال نیک، «تکفیر» می گویند.


[فکرکنم به این سلفی هاتکفیری برای این تکفیری میگویندکه عقیده دارندبرای پاک شدن ازگناه ورفتن به بهشت باید4تا7شیعه رابکشند!!     ]


با توجه به موارد زیاد چنین اعمالی ما در این جا تنها به ذکر چند مورد از آنها بسنده می کنیم.

 

1. انجام نمازهای واجب و مستحب: خداوند در قرآن می فرماید: "وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات"‏؛ [1] در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏.

 

2. استغفار: یکی از اموری که سبب می شود گناهان محو شود، استغفار از گناه است که در روایات متعدّد به آن اشاره شده است. امام صادق (ع) می فرمایند: انسان وقتی مرتکب گناهی می شود از صبح گاهان تا هنگام شب به او مهلت می دهند، پس اگر استغفار کرد، عمل او نادیده گرفته می شود. [2]

 

حضرتشان در روایت دیگری می فرمایند: هفت ساعت به او مهلت می دهند، اگر از گناه توبه کرد چیزی برای او نمی نویسند و اگر هفت ساعت گذشت و از گناه پشیمان نشد برایش می نویسند، و در ادامه می فرمایند: شخص مؤمن گاهی بعد از بیست سال گناهش به یادش می آید، ولی کافر همان لحظه بعد از انجام گناه فراموش می کند [3] و در روایت دیگری از معصوم (ع) نقل شده که حضرت فرمود: برای هر دردی دارویی و داروی گناهان استغفار است. [4]

 

نکته ای که در ارتباط با استغفار در زدودن آثار اعمال زشت باید مورد توجه قرار گیرد، این است که مراد از استغفار، همین ذکر زبانی؛ یعنی استغفر الله گفتن نیست که هر کس در شبانه روز هر نوع حقی را از مردم و خداوند ضایع کند، به مجرد گفتن این ذکر، گناهان او از بین برود و حال آن که این ذکر به تنهائی فایده ای ندارد، بلکه آثار منفی نیز به دنبال دارد.

 

امام رضا (ع) می فرماید: کسی که با زبانش استغفار کند و در قلب از اعمال بدش پشیمان نباشد، خود را مسخره کرده است. [5]

 

3. درود بر پیامبر (ص) و اهل بیت (ع): از جمله اموری که موجب از بین رفتن گناهان می شود، درود فراوان بر محمد و آلش فرستادن است. حضرت رضا (ع) می فرمایند: شخصی که توانایی انجام کارهایی را که سبب آمرزش او می شود ندارد، زیاد صلوات بر محمد (ص) و خاندان او فرستد که این عمل گناهان او را از بین می برد. [6]

 

اکنون به موارد دیگری از آنچه گناهان را محو می کند با ذکر آدرس بسنده می کنیم:

 

روزه ماه شعبان، [7] دادرسی از مظلوم و بر طرف نمودن اندوه مؤمنان، [8] غصه به جهت مردن، [9] رفتن به مسجد برای انجام نماز بعد از اذان مؤذن، [10] تلاوت قرآن، [11] گریه بر مصائب امام حسین (ع) [12] زیارت قبر پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)، [13] نگاه کردن به خانه خدا (کعبه)، [14] گناه نکردن در مکان خلوت به جهت شرمساری از خداوند، [15] تلاش برای بر آورده شدن احتیاجات مؤمن مریض، [16] روزه ماه رمضان و محافظت از شکم و غریزه جنسی و نگهداری زبان در آن. [17]

[1] . هود، 114.

[2] . کلینی ،محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 437، ح 1، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 هـ ش.

[3] . همان، ح 3.

[4] . همان، ص 439، ح 8.

[5] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 75، ص 356 ،ح 11،مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404هـ ق.

[6] . همان، ج 91، ص 48، ح 2.

[7] . همان، ج 94، ص 91، ح 5.

[8] . همان، ج 75، ص 68، ح 5.

[9] . همان، ج 73، ص 16.

[10] . همان، ج 81، ص 154.

[11] . همان، ج 89، ص17،ح 18.

[12] . همان، ج 44، ص 283،ح 17.

[13] . صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 577، باب زیارت پیامبر و امامان(ص)، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413هـ ق.

[14] . همان، ج 2، ص 204، ح 2142.

[15] . همان، ج 4، ص 412، ح 5895.

[16] . همان، ج 4، ص 15.

[17] . بحار الانوار، ج 93، ص371، ح 55.




زناءچیست؟انواع زناءچیست؟آثارزناءدرآخرت ازاحادیث!آثارزناء دردنیاچیست؟

زناءچیست؟انواع زناءچیست؟آثارزناءدرآخرت دراحادیث چیست؟آثارزناء دردنیاچیست؟


زنا عبارت است: از نزدیکی«آمیزش»دو جنس مخالف بدون خواندن صیغه عقد خواه دائم و یا موقت.

« آیا به رابطه جنسی بین مرد و زن و یا دختر و پسر مجرد هم زنا می گن؟!» بله فرقی بین مجرد و متاهل نیست به شخصی که همسر دارد و با دیگری زنا کند زنای محصنه گفته می شود و به زنای شخص مجرد زنای غیر محصنه گفته می شود که در مجازات فرق دارد خلاصه هر گونه رابطه بدون خواندن صیغه عقد نا مشروع و حرام است.

«و آیا اگه دختر و پسر راضی باشن رابطه جنسیشون اشکال شرعی داره؟» بدون خواندن صیغه حرا م است ولو راضی هم باشند.

((خداوندتوبه پذیرومهربان است))


زنا دارای موارد مختلفی است که برای هر کدام از آنها کیفرها و حدود جداگانه‌ای در اسلام وجود دارد.

  • زنای با محارم
  • زنای به عنف
  • زنای غیر محصنه
  • زنای محصنه

زنای با محارم: به معنای آن است که مثلاً یک مرد با یکی از زنهایی که جزو محارم نسبی وی هستند و ازدواج کردن با آنان حرام است، زنا کند. محارم نسبی مانند: مادر، خواهر، دختر، دختر خواهر، دختر برادر، عمه و یا خاله.

مجازات زنای با محارم کیفر آن بنابر نظر بعضی از فقها اعدام است، ولی مفاد بعضی از روایات این است که با شمشیر یک ضربه به گردن او بزنند و اگر زنده ماند او را در حبس نگه دارند تا بمیرد، واحوط رعایت این دستور است . حکم اعدام در زنا با زنانی که بواسطه شیر خوردن محرم شده‌اند یا به سبب ازدواج محرم شده‌اند - مانند مادر زن - محل اشکال است، ولی نسبت به زن پدر جاری است. همچنین در این حکم فرقی نمی‌کند که مرد زنا کننده مجرد باشد و یا متاهل .

در زنای با محارم، در صورتی که زن به انجام عمل زنا راضی بوده، آن زن نیز اعدام می‌شود.

زنای به زور(عنف): زنای به عنف به معنای آن است که مثلاً زنی به عمل زنا راضی نباشد و مرد با زور و ارعاب و تهدید با او زنا کند.

مجازات زنای به عنف کیفر آن برای مرد زنا کننده «اعدام» است، هرچند احوط آن است که یک شمشیر به گردن او بزنند، گرچه نمیرد.

زنای غیر محصنه: زنای غیر محصنه به زنایی گفته می‌شود که شخص زناکار (زن یا مرد) فاقد همسر و مجرد باشد و به اختیار خود زنا کرده باشد. به زبان ساده تر به زنای شخص مجرد، زنای غیر محصنه گفته می‌شود.

مجازات زنای غیر محصنه در این نوع از زنا، کیفر شخص زناکار درمرتبه اول یکصد ضربه شلاق است، و اگر سه مرتبه زنا کند و در هر مرتبه حد خورده باشد، کیفر او در مرتبه چهارم اعدام است. مرد را در حالی شلاق می‌زنند که ایستاده باشد، و نباید ضربات شلاق بر سر و صورت و عورت او وارد شود. اگر مرد را هنگام زنا برهنه یافته‌اند، جزعورت بقیه بدن او باید برهنه باشد و اگر با لباس یافته‌اند بنابراحتیاط به هر نحو که او را یافته‌اند شلاق خواهد خورد. زن را در حالی شلاق می‌زنند که نشسته باشد و بدن او با لباس پوشیده باشد، و از شلاق زدن به سر و صورت او خود داری نمایند.

زنای محصن و محصنه :زنای محصنه به معنای آن است که شخص زنا کننده دارای همسر دائمی باشد به گونه‌ای که هرگاه بخواهد با همسر خود نزدیکی کند مانعی در کار نباشد و با این حال تن به زنا داده باشد. به زبان ساده‌تر اگر یک زن متاهل زنا کند، به زنای آن شخص زنای محصنه گفته می‌شود و اگر زانی مرد باشد زنای محصن گفته میشود.

مجازات زنای محصن در مورد مرد زناکاری که متاهل است، اگر پیرمرد است ابتدا یکصد ضربه شلاق و سپس سنگسار است، و اگر جوان است فقط او را سنگسار می‌کنند و بنابر احتیاط واجب شلاق نزنند، در مورد زن متاهل نیز همین حکم جاری است. اگر مردی که متاهل است و زن او در اختیار اوست اما هنوز با اوزناشویی نکرده، اگر این مرد با زنی زنا کند او را صد ضربه شلاق می‌زنند و سر او را هم می‌تراشند و به مدت یکسال او را از شهرش تبعید می‌کنند. ولی برای زن زنا کار حکم تراشیدن سر و تبعید جاری نیست.


** آثار زنا در آخرت **


1.زنا کار از قبرش ، کور، کر و لال محشور مى شود (که نشانه بالاترین خشم خدا و نهایت محرومیت همه جانبه از رحمت اوست). 


2.خشم خدا را در پی دارد .


3.خداوند بر زن شوهر دارى که خیانت ورزد، خشم نموده و تمام اعمال خوب او را باطل و پوچ مى نماید. واجب است بر خدا که او را، در عذاب قبر، با آتش جهنم عذاب نماید.


4.پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در معراج ، زناکاران را دید که با نخ ‌هاى آتشین ، پوست بدنشان را مى دوختند.

5.پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند هر کس با زن مجوس (آتش پرست )، یهودى ، مسیحى ، مسلمان یا کنیز زنا کند، خداوند بر قبرش سیصد و شصت هزار درب از آتش مى گشاید که از آن درها، انواع مارها و عقرب ها و شهاب هاى آتشین بر او خارج مى شود و تا قیامت در قبر آن گونه مى سوزد.

و از بوى محل گناه او، در قیامت ، همه اهل محشر اذیت مى شوند (با این که در آن جا پر از انواع بوهاى بد اعمال دیگر است !) و با همان بوى تعفن شدید، او را مى شناسند، تا این که او را به آتش جهنم مى اندازند؛ باز در جهنم اهل جهنم از بوى او بیشتر از عذابهاى دیگر جهنم ، اذیت مى شوند. (علت شدت گناه زنا این است که ) خداوند غیور است و از غیرت اوست که فواحش و محارم را حرام فرموده است و هیچ کس از خدا غیرتمندتر نیست .

.6 اهل جهنم از تعفن بوى زناکاران ، ناله بزرگى خواهند داشت !7. بعد از وزش بوى تعفن آنان ، که چنان محشر را فرا مى گیرد که مردم نمى توانند نفس بکشند، خداوند به همه اهل محشر (از اولین تا آخرین مخلوق ) دستور مى دهد که عاملان روابط نامشروع را لعنت کنند، و همه مى گویند"اللهم العن الزناه" مسلما بعد از درخواست همه مردم ، عذابى متناسب با آن درخواست بزرگ ، بر زنا کاران نازل مى شود.


8. هر کس زنى را مجبور به زنا کند، خداوند براى او جز به آتش راضى نمى شود، چون خداوند براى زن همانگونه خشم مى گیرد که در مورد یتیم خشمگین مى شود.


.9زمین به خدا، از همه گناهانى که بر رویش صورت مى گیرد، ناله مى کند، اما از همه بیشتر، از سه عمل شکایت دارد: الف . وقتى خون حرامى بر روى زمین بریزد؛ ب . وقتى آب غسل از زنا بر روى زمین ریخته شود؛ ج . خواب بین دو طلوع شفق تا طلوع آفتاب.


.10 در قیامت ، زناکار از همه مردم بیشتر در عذاب است (و عذاب قیامت قبل از عذاب جاوید جهنم است). 


11.زناکار در زنجیرى آتشین همراه با شیطان هم بند گشته ، در آتش ‍ انداخته مى شود.

.12دست دهنده با نامحرم ، دست بسته به قیامت آورده شده و به آتش ‍ انداخته مى گردد.


.13.هر کلمه گفتگو با نامحرم ، باعث هزار سال عذاب در آتش جهنم مى گردد.


.14.پر کردن چشم از نگاه حرام (یا چشم چرانى)، موجب پر شدن چشم از میخ آهنین داغ ، یا دوخته شدن با میخ ‌هاى آتشین مى گردد که در آن حال ، (انسان چشم چران) آنقدر منتظر مى ماند تا حساب همه مردم اهل قیامت تمام شود و آنگاه او را به آتش مى اندازند.


**  آثار زنا در دنیا  **

1.زیاد شدن زلزله.


2.پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند) مبادا زنا کنید که ده ویژگى دارد:1. عقل را ناقص مى کند؛ 2- دین را کم مى کند؛ 3- روزى را مى کاهد؛ 4- عمر را کوتاه مى کند؛ 5- باعث غضب خداى رحمن مى گردد؛ 6- باعث روى آوردن فراموشى مى شود؛ 7- انجام دهنده را از اهل ایمان متنفر مى کند؛ 8- آبرو را از بین مى برد؛ 9- دعا، رد مى شود؛ 10- عبادت قبول نمى شود.


3.در حدیثى دیگر پیامبر (صلى الله علیه وآله ) مى فرماید: مبادا زنا کنید که شش صفت در پى دارد. باعث بى آبرویى ، فقیر شدن ، کوتاهى عمر، خشم خدا، بد حسابى در آخرت و عذابهاى بزرگ مى گرد.

 

**آثار دنیوى زنابرای زناکار**


1- از بین بردن نورانیت صورت ؛ 2- قطع رزق آسمانى (اعم از رزق مادى و معنوى و علمى و...) 3- زود کردن هلاکت و فنا؛ 4- زلزله ها؛ 5- طاعون (بیمارى هاى فراگیر و مهلک ) 6- اوجاع (نوعى امراض چرکى مثل زخم و دمل )؛ 7- بیماریهاى بى سابقه (مثل ایدز)؛ 8- مرگهاى ناگهانى ، (مثل سکته ، تصادف ، جوان مرگى و...)؛ 9- مرگ زیاد؛ 10- مبتلا شدن ناموس خود زناکار به زنا (زن و یا فرزند یا دیگر اطرافیانش ، و در مورد زن ؛ شوهر، پسر، برادر یا دیگر اطرافیانش ، و لو در نسل بعدى )؛ 11- خرابى آبادى ها و خانه ها؛ 12- عدم داخل شدن زناکار به بهشت ؛ 13- و آخرین حدیث این که امام رضا (علیه السلام ) فرمودند: پیش من زنا بدتر از قتل است.


**  زنا وآثار آن در روایات  ** 

1.از امام صادق (ع) منقول است : روز قیامت که میشود زن زیبایی را که به خاطر زیبائیش به فتنه ( و گناه ) افتاده است بیاورند ، آن زن گوید : پروردگارا تو مرا زیبا آفریدی و به همین خاطر من گرفتار فتنه و گناه شدم ، سپس ، حضرت مریم (ع) را روبرویش آورند و به او گویند : آیا تو زیبایی یا حضرت مریم (ع) ، ما او ( حضرت مریم (ع) ) را زیبا آفریدیم و دچار فتنه و گناه نگشت ، و هم چنین مرد زیبایی را که به خاطر زیبائیش به فتنه ( و گناه ) افتاده بیاورند و آن مرد گوید : بار پروردگارا تو مرا زیبا خلق کردی و از این جهت زنان به سوی من مایل شدند و مرا به زنا انداختند ، یوسف (ع) را نزدش آورند و به او گویند : تو زیباتری یا این ؟ ما او را زیبا خلق کردیم و با این حال به گناه نیفتاد. و همچنین مرد بلا و گرفتاری دیده ای را که به خاطر ابتلایش به بلا و گرفتاری به فتنه و گناه افتاده بود آورند ، آن شخص گوید بار پروردگارا بلا را بر من سخت کردی تا دچار فتنه و گناه شدم ! پس حضرت ایوب (ع) را بیاورند و بدان شخص گویند: آیا بلای تو سخت تر بود یا بلای این ؟ او ( حضرت ایوب (ع) ) هم گرفتار بلا شد ولی به گناه نیافتاد. ( طالبان برای پی بردن به بلا و گرفتاری که به حضرت ایوب (ع) وارد شد ، به کتاب حیات القلوب جلد 1 صفحه 203 الی 207 مراجعه کنند ) روضة الکافی جلد 2 صفحه 32 حدیث 291 ، حیات القلوب جلد 1 صفحه 206 


2.حضرت امام صادق (ع ) فرمودند: امیرالمؤ منین علیه السلام فرموده : دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است ، و بسا شهوترانى یکساعت ،که اندوه درازى بجا گذارد. و مرگ دنیا را رسوا کرده و براى هیچ صاحب خردى شادى نگذاشته . اصول کافى جلد 4 صفحه 188 


**اجتناب از فکر زنا**


3.امام صادق (ع) : از مسیح (ع) روایت کرده که میفرمود : موسی بن عمران به شما امر کرد زنا مکنید و من به شما امر میکنم که فکر زنا را هم در خاطر نیاورید چه رسد به عمل زنا زیرا آنکس که فکر زنا میکند مانند کسی است که در عمارت زیبا و مزینی آتش روشن کند پس اگرچه عمارت آتش نگیرد ولی دودهای تیره آتش زیبایی های عمارت را خراب میکند پس فکر گناه هم به همین شکل قلب انسان را تیره و تار میسازد و به صفا و پاکی آن ضربه میزند ولو که عملا مرتکب آن نشوید. وسائل الشیعه جلد 5 صفحه 7 


4.حضرت محمد (ص)فرمودند : بوی بهشت از مسافت پانصد سال راه شنیده میشود ولی عاق والدین و دیوث آن را نمی شنوند . عرض شد : ای رسول خدا دیوث کیست ؟ فرمود کسی که زنش زنا دهد و او بداند. خصال الصدوق جلد 1 صفحه 81 


5.امام صادق (ع)فرمودند : هرکه با زنی زنا کند از ایمان خارج میشود ( ایمانش از بین می رود ) و هرکه شراب بخورد از ایمان خارج میگردد و هر که یک روز از ماه رمضان را ( بدون عذر شرعی ) روزه نگیرد از ایمان خارج است ( ایمان ندارد ) . ( مگر آنکه توبه کند و تلافی مافات نماید ) ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 230 


 6. نبی اعظم حضرت  محمد (ص) : فرمودند چهار چیز است که هرکدام در خانه ای رخنه کرد ویرانش کند و برکت از آن خانه ها رود : 1.خیانت 2.دزدی 3.شراب 4.زنا امالی شیخ صدوق مجلس شصت و دوم صفحه 398 


7.نبى اکرم صلّى اللَّه علیه و اله فرمودند: که همانا براى اهل دوزخ فریادیست از بوى (فرج) شرمگاه زناکاران پس بپرهیزید شما از زنا کردن که در آن شش خصلت بد است سه تاى آن در دنیا و سه تا در آخرت پس آن سه تا که در دنیاست یکى اینست که آبروى انسان را می ‏برد دومى باعث فقر و تهی ‏دستى می ‏شود سومى عمر زناکار را کوتاه میکند و اما آن سه که مربوط بآخرت است یکى سبب خشم و غضب پروردگار می ‏شود دومى سبب بدى حساب گردد سوم مجازات و عذاب زناکار را در قیامت بزرگ میکند زناکاران روز قیامت می ‏آیند ولى از شرمگاه (فرج) آنان آتش زبانه میکشد آنان از بوى گند شرمگاه‏شان (فرج) شناخته میشوند که زناکارند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 174


8.حضرت رضا علیه السّلام فرمود: بزرگترین گناهان و زشت‏ ترین آنها در پیش من زنا است زیرا که قاتل بواسطه ‏ى آدمکشى دیگرى را تباه و فاسد نمیکند ولى مرد زناکار تا روز قیامت نسل بشر را فاسد میکند و حرام را حلال میکند در مجلس مأمون که حضرت این بیان را فرمود فقیه و دانشمندى نبود که دست آن حضرت را نه بوسد و اقرار بگفته ‏ى آن حضرت نکند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 175


9.پیامبر اکرم نبی اعظم حضرت محمد (ص) فرمودند: هر گاه مردمان پیمان شکنند ، دشمن بر آنان‏ چیره گردد، و هیچ قومى ستم نکردند مگر اینکه کشتار در میان آنان زیاد شد، و منع نکردند گروهى زکاة را مگر اینکه آسمان بارانش را از ایشان دریغ داشت، و هر قومى که در میانشان زنا شیوع داشت مرگ ناگهانى در آن جمعیت فراوان بود، هر قومى که کم فروشى کردند گرفتار قحط سالى شدند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 175


10.نبى اکرم (ص) فرمود: که خداوند شما را خلیفه‏ ى خود در دنیا قرار داد پس مواظب باشید که چگونه عمل میکنید زینهار بپرهیزید از زنا و ربا خوردن. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 175


11.حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی ص فرمودند: هر گاه در میان شما پنج چیز باشد به پنج بلا گرفتار خواهید شد هر گاه ربا بخورید زمین نعمتش را از شما دریغ دارد، هر گاه در میان شما زنا آشکار شد مرگ ناگهانى فراوان شود، زمانى که زمامداران ستم کنند چهارپایان بمیرند زمانى که مردم بیکدیگر ستم کنند دولت آنها بزوال گراید، وقتى که سنت واگذارده شود بدعت روى کار آید. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 175


12.حضرت امیرالمومنین علی (ع) فرمود : در روز قیامت به امر خدا ، بوی گندی وزیده میشود که تمام اهل محشر ناراحت میشوند ، تا اینکه نفس کشیدن بر آنها مشکل میگردد ، پس منادی ندا میکند آیا میدانید این بوی گند چیست ؟ گویند نمیدانیم و سخت ناراحتمان کرده ، پس گفته میشود : این بوی عورت زناکارانست که بدون توبه از دنیا رفته اند پس آنها را لعنت کنید که خدا آنها را لعنت کرده ، پس نمی ماند در محشر کسی مگر اینکه آنها را نفرین میکند و می گوید خدایا زناکاران را لعنت فرما. وسائل الشیعه 


13.حضرت محمد (ص) فرمودند : زنا مورث فقر است و آبادیها را ویران خواهد نمود. وسائل الشیعه کتاب نکاح باب 1 صفحه 39 


14.امام صادق (ع) فرمودند : خداوند زنا را حرام فرموده برای اینکه سبب فسادهایی مانند قتل نفس و از بین رفتن نسبها و ترک تربیت اطفال و به هم خوردن ارث میشود. وسائل الشیعه کتاب نکاح باب 1 صفحه 39 


15.از حضرت رسول اکرم (ص) روایت شده که فرمودند : کسی که با زن شوهردار زنا کند ، پس در جهنم از عورت هر دو چرک خارج میشود به مقدار پانصدسال راه و اهل جهنم از بوی گند آن دو در اذیت خواهند بود و عذابشان از همه شدیدتر است. وسائل الشیعه


16.مولا علی (ع) فرمودند : هیچ عاقلی دروغ نمی گوید ، و هیچ مومنی زنا نمی کند. ( انسان عاقل میداند که عاقبت دروغگویی رسوایی و بی اعتمادی و خواری است ، انسان با ایمان هم میداند که زنا عواقب وخیم و غیرقابل بخششی دارد ( مانند انواع بیماریهای مقاربتی و بیماری آبرو بری مانند ایدز ). بحارالانوار جلد 66 صفحه 313 حدیث 7 


17.حضرت محمد (ص) فرمودند : وقتی زناکاری و رباخواری در دهکده ای ( یا شهری ) آشکار شود ، مردم آن ، عذاب خدا را به خود خریده اند. نهج الفصاحه حدیث 218 18.روزی جوانی به محضر رسول اکرم (ص) وارد شد و با پرخاش شدیدی به طرف آنحضرت حمله کرد و گفت محمد چرا تو گفته ای زنا باید در اجتماع ما محو شود و کسی حق ندارد به ناموس دیگری نگاه شهوت انگیز نماید ؟ اصحاب خواستند جزای این بی ادبی و جسارت را به او بدهند لیکن آنحضرت آنها را امر به صبر و آرامش فرمود و سپس روی به آن جوان کرده و پرسیدند : ای جوان ! آیا تو خواهر و مادر داری ؟ گفت بله ، فرمود اگر کسی با همین منطق که تو میگویی ، یعنی باید از هر چیز لذت بخشی استفاده کرد ، بخواهد از لذت نزدیکی ( زنا ) با نزدیکان تو بهره مند شود چه خواهی کرد ؟ رنگ جوان در این لحظه تغییر کرد و سوگند خورد : دیگر به سنگر عفتی تجاوز نخواهم کرد و فرد منظمی خواهم بود. 


19.ابان بن عثمان احمر گوید : امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم فرموده است : پنج چیز است که اگر بدانها گرفتار شدید باید به خدا پناه ببرید ، آنگاه فرمود: زنا و عمل منافی عفّت هرگز در جمعیتى پدید نیاید چنانکه آن را آشکار را مرتکب شوند جز اینکه طاعون و بیماریهائى که در گذشتگان سابقه نداشت در میانشان شیوع پیدا کند ، و پیمانه و وزن را نکاهند جز اینکه مبتلا گردند به خشکسالى و سختى زندگى و جور زمامداران، و از اداء زکات سر باز نزنند جز اینکه از باران محروم گردند آنچنان که اگر ملاحظه حیوانات نباشد هرگز بر ایشان باران نبارد، و عهد و پیمان خدا و رسول را نشکنند مگر اینکه خدا دشمنانشان را بر آنها مسلّط سازد و پاره ‏اى از آنچه در دست دارند از آنها بگیرند، و در قضا و داورى بر خلاف حکم خدا حکمى نرانند جز اینکه خداوند درگیرى و کارزارشان را در میان خودشان افکند (یعنى جنگ و خونریزى در میانشان پدید آید) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 574 


19.زید بن علىّ بن الحسین علیهما السّلام گوید: امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند: چون روز قیامت شود خداوند بادى بدبو بفرستد که تمام اهل محشر از تعفّن او اذیّت بینند تا جایى که نفسها را در سینه ‏ها حبس کند، در آن هنگام منادى ندا دهد آیا میدانید این بوى بد که شما را آزار میدهد از چیست؟ گویند نمیدانیم امّا تا هر چه میشده ما را به زحمت انداخته، فرمود: پس به ایشان گفته شود این بوى بد از گند شرمگاه زناکارانیست که بدون توبه خدا را دیدار کردند، آنان را لعنت کنید که خدا ایشان را لعنت کرده است، پس در عرصه محشر کسى باقى نماند جز اینکه گوید «اللّهم العن الزّناة» پروردگارا زناکاران را از رحمت خویش دور ساز. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 599 


20.عبد اللَّه بن میمون قدّاح گوید: امام صادق علیه السّلام از پدرش علیه السّلام نقل کرد که فرمود: زناکار را شش عقوبت و وبال است سه در دنیا و سه در آخرت، امّا آنچه در دنیا است اینست که نور از رخسارش ببرد، و موجب فقر و تنگدستى او شود، و مرگش را پیش اندازد، و أمّا آنچه مربوط است به آخرت نخست خشم پروردگار است بر او، و بعد بدى و سوء حساب، و دیگر خلود و جاوید ماندنش در آتش. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 598 


21.صبّاح بن سیابه گوید: خدمت امام صادق علیه السّلام بودم از آن حضرت سؤال کردند آیا زناکار در حین این عمل ایمان دارد؟ فرمود نه، هنگامى که مشغول این عمل زشت است ایمان از او سلب می ‏شود، و چون برخیزد بدو بازگردانند، سوال کننده گفت : هر چند تصمیم ببازگشت بمعصیت داشته باشد؟ حضرت فرمود: بسا کسى که عزم‏ بازگشت داشته باشد و باز نگردد. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 599 


22.عبد الملک بن أعین گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم میفرمود: هنگامى که شخص مشغول به زنا است شیطان با او در عمل شرکت جوید و هر دو با هم آن را انجام دهند و یک نطفه بیش نیست و فرزند از هر دو پیدا می‏شود و این شرک شیطان است. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 600 


23.محمّد بن مسلّم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند با سه طایفه سخن نگوید و آنان را از آلودگى گناه پاک نسازد، و عذاب دردناک در کمین آنها است از جمله این سه طائفه زنیست که مردى اجنبى را در بستر شوهرش بر خود راه دهد. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 600 


24.اسحاق بن هلال گوید: امام صادق علیه السّلام نقل کرد که امیرالمؤمنین علیه السّلام (به یاران خود) فرمود: آیا شما را به بزرگترین زنا آگاه نکنم؟ بعد فرمود: آن عمل زنیست که اجنبى را به بستر شوهر خویش راه دهد و فرزندى بیاورد و او را نسبت به شوهر خود دهد، پس این‏ آن زن باشد که خدا با او سخن نگوید، و روز قیامت نظر رحمت بر وى نیفکند، و از گناهش او را پاک نسازد، و عذاب دردناک براى او مهیّا باشد. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 600 



25.عبد اللَّه بن بکیر گوید: از امام باقر علیه السّلام راجع به کلام رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم که فرموده «چون مرد زنا کند روح الایمان از او مفارقت کند» سؤال کردم، فرمود: این آن روحى است که خداى تعالى فرموده: وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ « المجادلة : 22 . و فی المحاسن (( ذلک الذی یفارقهم )) » (ایشان را بوسیله روحى از جانب خود تأیید کرده) فرمود: این آن روحى است که از او مفارقت میکند.شرح : براى توضیح این حدیث شایسته است خبرى را که ثقة الاسلام کلینىّ رحمه اللَّه، در کافى از موسى بن جعفر علیهما السّلام نقل کرده در اینجا ذکر کنیم تا مطلب بهتر روشن شود و آن چنانست که ابو خدیجه گوید: حضور امام هفتم علیه السّلام رسیدم حضرت بمن فرمود: خداى تعالى مؤمن را بوسیله روحى از جانب خویش تأیید کرده و این روح با او هست و تا هر زمان که نیکى کند و پرهیزگارى نماید با او است، و هر گاه گناهى از او سرزند و یا از فرمان خدا سرپیچى کند آن روح از وى دورى می ‏گزیند، پس این روح همیشه با مؤمن هست و چون احسان و نیکى کند از شادى به اهتزاز آید و مسرور شود، و هر گاه آن مؤمن گناه کند در زمین فرو رود یعنى از وى دور گردد. (حدیث بقیّه دارد، و مورد حاجت ذکر شد). و در صفحه 536 ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ترجمه غفاری ) راجع به روح الایمان شرحى دیگر داده ‏ایم. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 601 


26.حضرت محمد (ص) : موقعیکه مرد زنا کند روح ایمان از او جدا شود. اصول کافی جلد 3 باب الکبائر حدیث 11 و 12 


27.حضرت محمد (ص) : چون پس از من زنا زیاد شود مرگ ناگهانی فزونی یابد. تحف العقول مواعظ النبی (ص


28.حضرت محمد (ص) : زمین فریاد و ناله ای مانند فریاد آن از ( ریختن آب ) غسل از زنا به پروردگارش نکرده است. جامع الاخبار صفحه 170 


29.امام صادق (ع) فرمودند : هر کسی باک نداشته باشد چه می گوید و یا مردم درباره او چه می گویند ، و کسی که باک ندارد مردم او را بد کار مشاهده کنند ، و کسی که با محبت حرام دلش خوشحال شده و به شهوت زنا خو گرفته ، همه این افراد در دام شیطان قرار گرفته اند و از او پیروی میکنند. کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق صفحه 127


**داستانهایی اززناو ترس از خداوآثارش**


30.على بن الحسین صلوات الله علیه فرمود : مردى با خانواده اش مسافرت دریا کرد ، کشتى آنها شکست و از کسانیکه در کشتى بودند، جز زن آن مرد نجات نیافت ، او بر تخته پاره یى از الواح ( چوب پهن ) کشتى نشست و از کسانیکه در کشتى بودند، جز زن آنمرد نجات نیافت ، او بر تخته پاره یى از الواح کشتى نشست تا به یکى از جزیره هاى آن دریا پناهنده شد، در آن جزیره مردى راهزن بود که همه پرده هاى حرمت خدا را دریده بود، ناگاه دید آن زن بالاى سرش ایستاده است ، سر بسوى او بلند کرد و گفت : تو انسانى یا جنى ؟ گفت : انسانم ، بى آنکه با او سخنى گوید، با او چنان نشست که مرد با همسرش مى نشیند، چون آماده نزدیکى با او شد، زن لرزان و پریشان گشت ، به او گفت : چرا پریشان گشتى ؟ زن گفت : از این مى ترسم و با دست اشاره بآسمان کرد ( از خدا میترسم ) مرد گفت : مگر چنین کارى کرده یى ؟ (زنا داده ئى ؟) زن گفت : نه ، به عزت خدا سوگند ( زنا نداده ام ). مرد گفت : تو از خدا چنین مى ترسى ، در صورتیکه چنین کارى نکرده اى و من تو را مجبور مى کنم ، به خدا که من به پریشانى و ترس از تو سزاوارترم ، سپس کارى نکرده برخاست و بسوى خانواده اش رفت و همواره به فکر توبه و بازگشت بود.روزى در اثناء راه به راهبى برخورد و آفتاب داغ بر سر آنها مى تابید، راهب به جوان گفت : دعا کن تا خدا ابرى بر سر ما آرد که آفتاب ما را مى سوزاند.جوان گفت : من براى خود نزد خدا کار نیکى نمیبینم تا جرات کنم ، چیزى از او بخواهم . راهب گفت : پس من دعا میکنم و تو آمین بگو. گفت : آرى خوبست ، راهب دعا میکرد و جوان آمین مى گفت بزودى ابرى بر سر راه آنها سایه انداخت . هر دو پاره ئى از روز را زیرش راه رفتند تا سر دو راهى رسیدند جوان از یک راه و راهب از راه دیگر رفت ، و ابر همراه جوان شد.راهب گفت : تو بهتر از منى . دعا به خاطر تو مستجاب شد نه به خاطر من ، گزارش خود را بمن بگو، جوان داستان خود را با آن زن را تعریف کرد ، (جوان گفت من فقط دستم رسید گناهی بکنم و برای خدا مرتکب گناه نشدم ، عابد گفت : بگو عمده عبادت همینه که آدم دستش برسد گناه کند و برای خدا نکرده باشد ) . راهب گفت چون ترس از خدا تو را گرفت ، گناهان گذشته ات آمرزیده شد، اکنون مواظب باش که در آینده چگونه باشى . اصول کافى جلد 3 صفحه 111 روایت 8
در ذیل این حدیث علامه مجلسی (ره) در بحار میفرماید : شاید آن عابد ملائکه بوده خدا فرستاده تا بهش بفهمونه که اگر کسی برای خدا ترک معصیت کنه ، خداوند اجرش می دهد.
سخنان آقای حاجی انصاری قمی (ره) درباره یاد خدا و چشم پوشی از زنا : می خواندم در مجموعه ورام منصور بن عمار از عُباد و زُهاد است ، میگذشت در یک محلی ، دید یه جوانی به یک زن بدکاره ای میگوید امشب بیا بریم منزل من ، دو درهم بهت میدم ، این آقای عابد رفت گفت من پنج درهَم بهت میدم بیا منزل ما ، زن بدکاره به منزل عابد رفت ، عابد گفت نماز مغرب و عشاء را بخوانم آنوقت ... ، زن آماده شد و رفت خوابید ، آشیخ نمازش را خواند نافله خواند ، زن بدکاره برگشت و گفت اگر نمیخواهی برم تو مرا آوردی نمازت را به من نشان بدهی ، گفت صبر کن ، دو رکعت هم نماز نافله عشاء را بخوانم آنوقت... ، نماز وطیره ، نماز را خواند و آمد به زن گفت: اگر کسی رفت پیش دادستان عرض حال داد ، خانم دو تا شاهد داشت چطور میشه ؟ گفت باباش درآمده گفت : اگر چهار تا شاهد گفت : حساب پاک گفت : اگر خود دادستان هم وقت وقوع جرم و جریمه کنار خیابون داره می بینه ؟ گفت : دیگه باباش درآمده !! گفت : حال میخواهیم ما با هم باشیم ( زنا کنیم ) دو تا ملائکه همراه تو هست ( منظور دو ملک نویسنده اعمال است به نام رَقیبٌ و عَتید که در سوره (ق) آیه 18 و 23 { ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتید } { وَ قالَ قَرینُهُ هذا ما لَدَیَّ عَتید } به آن اشاره شده است ) یا نه ؟ دو تا همراه من است یا نه ؟ این چهارتا ، خدا که دادستان روز جزاست ما را این جا توی اتاق می بینه یا نه ؟ زن بنا کرد لرزیدن و گفت خدا تو مرد را رحمت کند ، خدا را به یاد من آوردی. در حدیث داره مردم از گناه بپرهیزید اونیکه حالا شاهد است دارد می بیند فردا حکومت دست اوست ، حکم دست اوستخدایی که همه جا حاضر است : هنگامی که زلیخا میخواست از یوسف (ع) کام گیرد ، دید زلیخا پرده ای بر روی جسمی آویخته است ، حضرت یوسف (ع) پرسید این پرده آویخته چیست ؟ زلیخا گفت بتی دارم که از او شرم میکنم در مقابل او معاشقه نمایم ، یوسف (ع) گفت : تو از بت خود که نمی بیند و نمی شنود شرم می کنی و من از خدای خود که همه جا را می بیند و همه صداها را می شنود و همه حرکات را ملاحظه میکند ، نترسم ، این را گفت و از دست زلیخا جُست. تاریخ انبیاء صفحه 414 


 مرد آهنگر و نسوختن به آتش دنیا و آخرت : فخرالمحققین سید محمد اشرف سبط سیدالحکماء میرداماد در کتاب فضائل السادات از خط شهید ثانی علیه الرحمه و ایشان از کتاب مدهش ابن جوزی نقل کرده که یکی از صالحین وارد مصر شد آهنگری را ملاقات کرد که با دست خود آهن سرخ کرده را از کوره بیرون می آورد و حرارت آهن به او صدمه نمی رساند ، با خود گفت : این مرد البته یکی از اوتاد است پیش آمد سلام کرد و گفت ای بنده خدا به حق آن کسی که این کرامت را به تو داده دعایی درباره من بنما آهنگر چون بشنید بگریست و گفت ای مرد آن گمان که به من بردی خطا است من خود را از صالحین نمی دانم آنمرد گفت این عمل تو را کسی قادر نیست مگر بندگان خالص صالح ، آهنگر گفت این را سببی است آن مرد گفت بر من منت گذار و آن سبب را برایم بگو.گفت روزی در همین دکان مشغول کار بودم زنی صاحب جمال که مانندش ندیده بودم بر من وارد شد و از فقر و پریشانی خود شکایت نمود من شیفته جمالش شدم گفتم اگر مراد مرا می دهی حوائج تو را انجام خواهم داد گفت ای مرد از خدا بترس من اهل این عمل نیستم من هم گفتم از پی کار خود رو آن زن با حال پریشانی رفت بعد از چندی برگشت و گفت ضرورت مرا به اینجا کشانید که تو را اجابت کنم در آن حال زن را برداشته به خانه رفتم و درب خانه را قفل کردم زن گفت چرا درب خانه قفل کردی گفتم ترسیدم مردم از حالم با خبر شوند گفت چرا از خدا نمی ترسی گفتم خدا غفور و رحیم است و چون نزدیکش رفتم دیدمش چون شاخه ریحان که از باد تند مضطرب شود در غلق و اضطراب افتاد و سیلاب اشک از چشمش جاری شد گفتم تو را چه میشود گفت از خدای خود خائف و ترسناکم که حاضر و ناظر به ما است گفت ای مرد اگر دست از من برداری ضمانت میکنم که خداوند آتش دنیا و آخرت را بر تو حرام کند کلام آن زن در من اثر کرد دست از مقصود خود کشیدم و آنچه داشتم به او دادم و گفتم ای زن برو به سلامت که تو را از ترس خدا رها کردم آن زن خوشحال و مسرور به خانه اش برگشت آن شب در خواب دیدم مخدره ایکه تاجی از یاقوت بر سر داشت و به من فرمود خدای جزای خیرت دهد ، گفتم شما کیستید فرمود مادر آن زنیکه نزد تو آمد و او را از ترس خدا ترک کردی خدا تو را به آتش دنیا و آخرت نسوزاند گفتم آن زن از کدام فامیل بود گفت از نسل رسولخدا (ص) پس من حمد خدا به جا آوردم از آنروز آتش به من ضرر نمی رساند و امیدوارم که در آخرت هم مرا نسوزاند


از این داستان روشن میگردد که هرکه آتش شهوت خود را از حرام نگهدارد و هنگام فراهم شدن اسباب و هیجان شهوت خودداری کند خداوند آتش را بر او برد و سلام قرار خواهد داد و در جوار رحمت خود جایش می دهد. گناهان کبیره { از تالیفات حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) } جلد 2 صفحه 464,والسلام 

منبع:http://mjkh313.blog.ir


لبخند زدن و هر كاري كه در معرض تهييج نامحرم است(یعنی باعث شودنامحرم ازشماخوشش بیاید)، جايز نيست، و در حديث آمده كه هزار سال حبس در آخرت مجازات يك كلمه شوخي با نامحرم است!!!

ابو المقدام می‌گوید: امام باقر(ع) فرمود: «در آن مطالبى که خداوند متعال به موسى وحى فرستاد، یکى این بود که، اى موسى! هر کس زنا کند با وى همان کار را دیگران انجام دهند هر چند در فرزندان نسل او باشد، اى موسى! عفّت را پیشه خود کن تا در مورد محارمت دیگران عفّت ورزند. اى موسى! هر طور عمل کنى همان طور جزا بینى».[1] این روایت را صاحب وسائل و صاحب مستدرک با همین سند، نیز ذکر کرده‌اند.[2]
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از امام علی(ع) شبیه همین مطلب را نقل کرده است: «هرکسی کاری را بسیار انجام دهد به آن معروف می‌شود؛ مردم او را به آن می‌شناسند و به یکدیگر می‌شناسانند. پس آدمى باید رعایت کند، کارى را که بسیار انجام می‌دهد، کار خوبى باشد تا به آن مشهور و معروف گردد و کار بدى نباشد که به بدى معروف شود».[3]

[1] . «وَ رَوَى عَمْرُو بْنُ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: کَانَ فِیمَا أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ (ع) یَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ مَنْ زَنَى زُنِیَ بِهِ وَ لَوْ فِی الْعَقِبِ مِنْ بَعْدِهِ یَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ عِفَّ تَعِفَّ أَهْلُکَ یَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ إِنْ أَرَدْتَ أَنْ یَکْثُرَ خَیْرُ أَهْلِ بَیْتِکَ فَإِیَّاکَ وَ الزِّنَا یَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ کَمَا تَدِینُ تُدَانُ»؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 21، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.
[2]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، «بَابُ وُجُوبِ الْعِفَّةِ وَ الْوَرَعِ عَنِ الْمُحَرَّمَاتِ وَ حِفْظِ الْفَرْجِ»، ج 20، ص 355، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1409ق؛ محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 14، ص 329، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق.
[3]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل،‏ ج 20، ص 323، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، 1404ق.

چهل نشانه مومن ازمولاعلی(ع)وصدوسی وسه سخن زیباوناب ازامیرالمومنین که بایدبه آن عمل کرد

بسم الله الرّحمن الرّحيم

چهل نشانه مومن ازمولاعلی(ع)وصدوسی وسه سخن زیباوناب ازامیرالمومنین که بایدبه آن عمل کرد!

 

پخش مسابقه «ايستگاه نهج‌البلاغه» از شبكه‌های مختلف سيما

  

گزیده ای از نشانه های  مومن از دید گاه حضرت علی (ع)

   

1-توکل در امور *      2- راستی در گفتار  *     3- خدمت به خلق


4-سرعت در خیر *      5- تقدم برسلام  *       6- ادب در کلام


7-تعطیل در انتقام *      8-نوازش بر ایتام *       9-عطا در مقام


10-امدام بر مظلوم *    11- احترام به والدین *    12- صبر در مصائب


13-پایداری در حوادث *    14-اجتناب از غیبت*    15- شفقت با مردم


16-خوشروئی با عیال*      17-نصرت در جهاد *    18- وفا در عهد


19-ملایمت باجاهل*    20-اصراردرطاعت*     21-دادرسی در قضا


22-تأمل در جواب *    23-مخالفت با نفس*    24- نظافت در پوشش


25-اکرام به مهمان*    26- سعی دراخلاص*    27- کناره جویی ازبخل


28-جوانمردی بامغلوب*    29-مصاحبت با نیکان*   30-اندازه در معاش


31-دلجویی ازغریبان*     32-شکربرنعمت*       33-تفکر در امور


34-قصوردرشهوت*      35-عفوبا قدرت*      36-پرهیز از خشم


37-دوری ازکبر*      38-عیادت ازمریض*    39-استقامت در کار


40-ایثار بر مساکین* 

نهج البلاغه - غررالحکم ....


صدوسی وسه سخن زیبا وناب ازامیرالمومنین علی(ع)درادامه مطلب....

 

ادامه نوشته

انواع گناه زبان براساس روایات واحادیث..

                  انواع گناه زبان براساس روایات واحادیث..

 

۱-آرزو وابرازآن(منظوربه حق خودقانع نبودن وهمیشه دراین فکربودن که کاش من مانندفلانی بودم وعمرراتلف کردن دراه حسرت دیگران راخوردن و...)

 

۲-آزاراهل ایمان(اذیت وتحقیروتهمت مردوزن مومن مخصوصااگربه خاطرایمانشان باشدبدون اینکه کاری کرده باشند...)

 

۳-آمین گویی پس ازدعاونفرین(آمین به معنای موافقت قلب وزبان است فکرمیکنم سرعت به استجابت میبخشدوممکن است برآورده شدن آن دعابه نفع شخص نباشدوبازتاب خوبی درزندگی انسان نگذاردپس بهتراست دعاکنیم ولی اِسرارنکنیم .وحتما میدانیدنفرین بازگشت به سوی گوینده اش داردطبق احادیث نفرین روزی به سرخودآن نفرین کننده می آید...)

 

۴-ادّعانمایی(مدعی چیزی باشیم که نیستیم ویانداریم چه دراخلاق چه دراموال.حضرت علی"ع"فرمودند:هلاک شدهرکس که ادعانمودوبیچاره گشت هرکس که افترا"تهمت"بست.)

 

۵-استهزاءوتمسخر(تمسخرکننده دیگران درون حقیری داردواصولابرای سرپوش گذاشتن برحقارتهایش دست به چنین کاری میزند.استهزاوتمسخرپیامبران الهی وامامان وقرآن واولیاءخدامطلقاًممنوع بوده وموجب کفروارتدادمیشوداگربه مواردنام برده شده شک کردیدبسیارتحقیق کنیدواگرقدرت درک آن رانداشتیدبه خداواگذارکنیدملعبه وریشخندنکنید.رسول خدا"ص"فرمودند:برای استهزاءکننده مردمان درقیامت دری ازبهشت بازمیشودکه میگوید:پیش بیاپس اوباغم وغصّه به سوی آن میرود،زمانی که نزدیک میشودبسته میشود،آنگاه دری دیگرگشوده میشودومیگویدپیش بیاپس وی باغم وغصّه های خودمی آید،زمانی که میرسدبسته میشودوهمچنین اینکارادامه پیدامیکند تاجایی که اودیگرخسته میشودونمی آید!!)

 

۶-اظهارفقروناداری(اظهارفقرفقط درپیشگاه خداوندبایدبا شدبغیرازآن باعث حقیرشدن بازگوکننده میشود.واظهارفقردروغ باشدکه ادّعانمایی حساب میشود.اظهارفقردروغ شامل کسانی میشودکه آنقدرکه میگویندهم فقیرنیستندواین دسته ازافراد طبق احادیث آخرالزمان تعدادشان زیادمیشود،بنده فکرمیکنم دچارمرض های آخرالزمانی که همان طمع وقانع نبودن به حق خوداست مبتلا هستند!)

 

۷-اظهارنظرنادرست درمسائل دینی(این روزهاازاین قضایا زیادشده که برخلاف قرآن وبه خواست نفس خودوبدون داشتن آگاهی میگوینداین حلال است ویاآن حرام است یااین نیازی نیست ومتاسفانه حتی اگریک نفربااین حرفها گمراه شودطبق احادیث فرشتگان آسمان وزمین اورالعن میکنند!)

 

۸-ابرازنظردرکارمردمان(متاسفانه این صفت منفی که مردوزن خودرادراین امرمحقّ میدانندبدون اینکه کسی ازآنهابخواهدنظرمیدهندوکاردیگران راتفسیرمیکنندمخصوصا درمهمانی هاودورهم نشینی ها...تازه اسم این مهمانی های پرغیبت و...راصله رحم میگذارند،یکی بایدازاینهابپرسدکه شمایی که کلمه صله رحم رابکارمیبریدمعنای آن رامیدانید؟؟)

 

۹-اعانت برقتل مومن(هرنوع همکاری هرچنداندک باشد.امام صادق"ع"فرمودند:هرکس درقتل مومنی به اندازه نیمه ای ازیک کلمه کمک کند،خداوندرادرحالی ملاقات می نمایدکه درمیان دوچشمانش نوشته شده است"این شخص ازرحمت خداوندناامیداست")

 

۱۰-افشاگری(بازگوکردن سرّدیگران.پیامبر"ص"فرمودند:به راستی یکی ازمواردخیانت بازگویی سرّ برادراست.شک نکنیدبه اینکه کسی که سرّدیگران راپیش شمامیگویدروزی سرّشمارابه کس دیگری میگویدچون نام عمومی تراین افراد دهن لق است.)

                                    *****       *****      *****

 

۱۱-اُف گویی به پدرومادر(به لحاظ ریشه لغوی یعنی بیزارم وتوهین به پدرومادرمحسوب میشود...)

 

۱۲-انتقادعلنی(حضرت علی"ع"فرمودند:نصیحت کردن تودرمیان همگان،به تحقیرشخصیت نصیحت شونده منتهی میشود!)

 

۱۳-اهانت وتحقیر(پیامبر"ص"فرمودند:ذلیل ترین مردمان کسی است که به مردم اهانت کند!وامام صادق"ع"فرمودند:هیچ مومن فقیری راتحقیرنکنید،به درستی که هرکس مومن تهیدستی راتحقیرنموده وکوچکش کند،خداونداوراتحقیرمیکندوهمواره موردخشم وغضب خداوندخواهدبود،تاازتحقیرکردن بیرون برود،یاتوبه کند!)

 

۱۴-بازگویی خیر(بازگویی خیراگرمنتهی به ثواب بودخودثواب شمرده میشود،ولی اگربرای ریاوتظاهروامثال این بودکه کارخیرراهم فاسدمیکند.خداونددرسوره بقره"۲۶۴" می فرماید:ای کسانی که ایمان آورده اید!صدقه های خودرابامنّت نهادن وآزاررسانی،باطل وبی اثرنکنیدمانندکسی که مال خودراازروی ریاانفاق کند...)

 

۱۵-بازگویی تمام شنیده ها(این مسئله صورتی عادی به خودگرفته واصلاکسی آنراگناه به حساب نمی آورد!خودم هم بعدازخواندن این مطلب بودکه فهمیدم ماچقدرمسئولیم درقبال کلماتی که به راحتی به زبان می آوریم وشنیده ها مون روراحت برای هم بیان میکنیم.دراحادیث داریم:درگناه مردهمین بس که هرچه بشنودبگوید...)

 

۱۶-بدزبانی وپرخاش(بدزبانی ریشه درتربیت غلط وخانواده داردواحادیث زیادی درموردچهره برزخی مردوزن تندخووبدزبان وفحاش وجوددارد،درآرشیوموضوعی من نیزروی"چهره برزخی وواقعی انسان مردوزن بداخلاق"کلیک کنیدیکی ازاین روایات نوشته شده)

 

۱۷-بریدن کلام دیگران(پیامبر"ص"فرمودند:هرآن کس که کلام برادرمومنش راقطع نمایدچنین است که به صورتش آسیب واردکرده است!)

 

۱۸-بلندسخن گفتن(درسوره لقمان"۱۹"خداوندمیفرمایند:درراوروشت،معتدل باش وصدایت راپایین بیاورکه بدترین صداها،صدای خران است!)

 

۱۹-تعبیرخواب(تعبیرخواب تخصص وعلم میخواهدوخواب یک رابطه الهیست ویکی ازاسرارهست وخیلی وقتهاخداوندبه وسیله ی خواب خیلی ازچیزها رابه مامیفهماندوباتعابیرغلط فکرخواب بیننده راازهدف الهی منحرف میکنیم!)

 

۲۰-غناوآواز(به فرموده امام صادق"ع"غناازمواردی است که وعده ی آتش وجهنم درموردآن ازطرف خداوندقطعی وغیرقابل شک وشبه است!)

                             *****      *****      *****

۲۱-به رخ کشیدن گناه یاعیب کسی وسرزنش نمودن وی"تعییر"(امام صادق(ع)فرمودند:هرکس،مومنی راسرزنش به گناه کند،خداونداوراهم دردنیاوهم درآخرت چنین خواهدفرمود.هرانسانی ممکن است مرتکب خطاشودسرزنش خطاکننده راوقیح میکندوراه توبه رامیبنددوطبق احادث به سرسرزنش کننده می آید!)

 

۲۲-تهدید(تهدیدوترساندن مومن ومظلوم گناهی سنگین تربحساب می آید)

 

۲۳-چاپلوسی(پیامبر(ص)فرمودند:هرگاه برادرت راپیش رویش وصف وتعریف نمایی،چنان است که برگلویش خنجرنهاده ای!وامیرالمومنین علی(ع) فرمودند:چاپلوسی ازاخلاق اهل ایمان نیست!)

 

۲۴-خودستایی(همان تعریف ازخوداست .دراحادیث ازآن کشنده ی نفس نام برده شده.وحضرت علی(ع)فرمودند:بدترین وناپسندترین گفتارهای درست،خودستایی است!)

 

۲۵-داوری( امام صادق(ع)فرمودند: داورپیشگان چهارنوعندکه سه دسته آنهادرآتشندوتنهایک دسته دربهشتند!۱-مردی که باعلم قضاوت به ظلم کنددرآتش خواهدبود.۲-مردی که بانادانی به ظلم قضاوت کند،بازدرآتش خواهدبود۳-مردی که ندانسته به حق قضاوت کند،اونیزدرآتش خواهدبود.۴-مردی که دانسته به حق قضاوت کند،تنهااودربهشت خواهدبود.)

 

۲۶-دروغ

 

۲۷-دورویی-دوزبانی(دراحادیث آمده که چنین افراددرروزقیامت بادوزبان ازجنس آتش محشورمیشوند)

 

۲۸-درگوشی صحبت کردن(که خداونددرسوره مجادله آنراازکارهای شیطان مینامند!)

 

۲۹-سخن گفتن ومحبت کردن به نامحرم وشوخی بانامحرم!

 

۳۰-به خداقسم خوردن چه راست باشدچه دروغ!

 

۳۱-سلام های نابجا(حضرت علی (ع) فرمودند:شش گروه شایسته سلام کردن نیستند:یهودیان،نصرانیان،بازی کنندگان نردوشطرنج،شرابخواران،واهل نوازندگی،وفحش مادردهندگان ازروی مزاح واهل شعر!وسائل الشیعه۳/۱۱۹)

 

برگرفته ازکتاب:۱۹۰گناه زبان نوشته کریم فیض تبریزی

برای توضیحات بیشتربه کتاب مراجعه کنید!