چهل حدیث آسمانی ازثواب زیارت امام حسین(ع) وشهدای کربلا وخاک کربلا...

اول این رابه شماخواننده عزیز بگم که پیامبر(ص)وحضرت فاطمه(س)و۱۲امام(ع)علم الکتاب داشتندیعنی اتفاقهایی که تاآخردنیاقراراست بیفتدرامیدانستند!
 
 
كربلا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است. شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند.

حريم پاك

پيامبر اسلام (ص): كربلا پاك‌ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگ‌ترين بقعه‏‌ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.

سرزمين نجات

پيامبر خدا (ص): پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد.

مسلخ عشق‏

حضرت على (ع): كربلا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است. شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند.

عطر عشق‏

اميرالمومنين (ع): چه خوش‌بويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو به پا خيزند كه بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.

ستاره سرخ محشر

امام سجاد (ع): زمين كربلا در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

كربلا؛ بيت‌المقدس‏

امام صادق (ع): كربلا از خاك بيت‌المقدس است.

فرات و كربلا

امام صادق (ع): سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشيد.

كربلا كعبه انبياء

امام صادق (ع) هيچ پيامبرى در آسمان‌ها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج كنند.

كربلا، مطاف فرشتگان‏

امام صادق (ع): هيچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگرعروج كنند و از آنجا اوج گيرند.

راه بهشت‏

امام صادق (ع): جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است.

كربلا حرم امن‏

امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آن كه مكه را حرم قرار دهد.

زيارت مداوم‏

امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است.

بارگاه مبارك‏

امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن ياد كرده فرات است و «بارگاه با بركت» نيز كربلا است.

شوق زيارت‏

امام باقر(ع): اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مى‏مردند.

حج مقبول و ممتاز

امام باقر (ع): زيارت قبر رسول خدا (ص) و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

تولدى تازه‏

امام باقر (ع): هر كس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت كند و مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر (ص) باشد، از گناهانش بيرون مى‏آيد مانند روزى كه مادرش او را زاده است.

زيارت مظلوم‏

امام باقر(ع): هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم ـ امام حسين ـ را ترك نكند.

شهادت و زيارت‏

امام صادق (ع): مرقد امام حسين عليه السلام را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد، چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است.

زيارت، بهترين كار

امام صادق (ع): زيارت قبر امام حسين عليه السلام از بهترين كارهاست كه مى‏تواند انجام يابد.

سفره‏هاى نور

امام صادق (ع):هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين عليه السلام باشد.

شرط شرافت‏

امام صادق (ع): كسى كه مى‏خواهد در همسايگى پيامبر (ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترك نكند.

زيارت، فريضه الهى‏

امام صادق (ع): اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسين عليه السلام را زيارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

كربلا كعبه كمال‏

امام صادق (ع): هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد، ايمانش ناتمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پايين‌تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود.

از زيارت تا شهادت‏

امام صادق (ع): زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن و به دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نميرى مگر با شهادت.

حديث محبت‏

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه و خشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.

نشان شيعه بودن‏

امام صادق (ع): كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست و اگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.

سكوى معراج‏

امام صادق (ع): هر كس كه به زيارت قبر حسين عليه السلام نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

مكتب معرفت‏

حضرت امام موسى كاظم (ع): كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين عليه السلام در كرانه فرات داده مى‏شود اين است كه تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط اين كه حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد.

همچون زيارت خدا

امام رضا (ع): كسى كه قبر امام حسين عليه السلام را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى است كه خدا را زيارت كرده است.

زيارت عاشورا

امام صادق (ع): هر كس كه امام حسين عليه السلام را در روز عاشورا زيارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود.

بالاتر از روسپيدى

امام صادق (ع): كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسين عليه السلام سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و در كنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد.

رواق منظر يار

پيامبر خدا(ص): بدانيد كه اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان عليهم السلام از فرزندان اوست.‏

تربت و تربيت‏

امام صادق (ع): كام كودكانتان را با تربت حسين (ع) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مى‏كند.

بزرگترين دارو

امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسين عليه السلام است و همان است كه بزرگ‌ترين داروست.

تربت و هفت حجاب‏

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسين عليه السلام حجاب‌هاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

تسبيح تربت

امام صادق (ع): سجده بر تربت قبر حسين (ع) تا زمين هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (ع) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.

تربت شفا بخش

حضرت امام كاظم (ع): چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.

معجزه امام جوادبرکت وضوی آنحضرت

امام جواد علیه السلام در سفری به کوفه در خانه مسیّب اقامت کرد. در حیاط این خانه درخت سدری بود که میوه نمی‌داد. امام کوزه آبی خواست و پای درخت وضو گرفت. پس از آن نماز مغرب و عشاء را به جماعت برای مردم خواند و دو سجده شکر به جا آورد.
مردم پس از نماز، دیدند درخت سدر میوه‌های زیبایی داده است. همه شگفت‌زده شدند و از میوه‌ها خوردند. میوه ها شیرین بود و هسته نداشت. آن‌گاه مردم با امام وداع کردند و امام به سوی
مدینه حرکت کرد. شیخ مفید می‌گوید:
من نیز از میوه آن درخت خورده‌ام، و دیده‌ام که هسته نداشت.

برای خواندن بقیه معجزات امام جواد علیه السلام به موضوعات وبم مراجعه کنید
 

معجزه امام محمدباقرعلیه السلام بینا کردن کور

ابوبصیر که نابینا بود چنین روایت می‌کند:
خدمت
حضرت امام محمد باقر علیه السلام رسیدم و گفتم:«آیا شما وارث رسول خدا هستید؟»
امام باقر علیه السلام فرمود:« بله.»
گفتم:«آیا رسول خدا وارث انبیاء است و از همه آنچه انبیاء می دانستند، آگاه بود؟»
فرمود:«بله.»
گفتم:« آیا شما قدرت بر زنده کردن مردگان و شفای نابینایان را دارید؟»
امام فرمود:« به اذن خدا، بله.» سپس فرمود:« جلو بیا، ابا محمد!»
من جلو رفتم. امام دست مبارکش را بر صورت و چشمان من کشید و من ناگهان خورشید و آسمان و زمین را دیدم و بینا شدم.
آن‌گاه امام باقر علیه السلام به من فرمود:«آیا دوست داری به همین حال باشی و روز قیامت مانند همه مردم با تو رفتار شود یا به حالت قبلی و نابینایی بازگردی و در قیامت، اهل
بهشت باشی؟»
گفتم:«نه، به همان حال قبلی برمی گردم.»
امام دوباره دستی بر چشم های من کشید و من نابینا شدم.

منابع:
بحارالانوار، ج 46، ص 237، حدیث 13.

برای خواندن بقیه معجزات امام محمدباقر(ع)امام پنجم روی ادامه مطلب پایین کلیک کنید!

۱-ارتباط امام باقر علیه السلام با جنیان....

۲-نامه ای که جن ازطرف امام باقر(ع)به سدیردادکه هنوزنوشته هایش خشک نشده بود....

۳-معجزه امام محمـــدباقر(ع):زنده شدن پدری که مرده بودبارویی سیاه وگفتن جایی که اموالش رامخفی کرده بود...

 

شکلک های محدثه

 

ادامه نوشته

معجزه امام موسی کاظم درنجات یکی ازمومنان درحالی داشت غرق میشد

علی بن صالح طالقانی گوید: در یک سفر دریائی کشتی ما دچار طوفان شد

و تمام افراد غرق شدند. من نیز به تخته ای چسبیده بودم و سه روز با مرگ

دست و پنجه نرم می کردم تا به لطف الهی امواج دریا مرا به جزیره

سرسبزی انداخت، از شدت خستگی از حال رفته بودم، سرانجام از سر و

صداهای مبهمی وحشتزده از جای جستم.

دیدم دو حیوان عجیب و غریب به جان هم افتاده و سر و صدا می کنند،

چشمشان که به من افتاد به داخل دریا جهیدند، در این هنگام پرنده عظیمی

که در حال فرود بود توجه مرا جلب نمود، این پرنده در دامنه کوهی که نزدیک

من بود برابر غاری بر زمین نشست.

حس کنجکاوی من تحریک شد، برای تماشای بهتر این پرنده غول پیکر

برخاستم و خود را لابه لای درختان پنهان کردم و به او نزدیک شدم ولی

وقتی وجود مرا حس کرد بال گشود و پروازکنان دور شد.

آهسته به غار نزدیک شدم، ناگهان از درون غار صدای تسبیح و ذکر شریف

لا اله الا الله، الحمدلله الله اکبر و تلاوت قرآن به گوشم خورد.

خوشحال جلو رفتم، نزدیک درب غار که رسیدم، صدائی از درون غار بیرون

آمد: ادخل یا علی بن صالح الطالقانی. (علی بن صالح طالقانی به فرما

داخل، خدا تو را رحمت کند)

بکلّی ترس من زائل شد وارد شدم و سلام کردم.

مردی جلیل القدر، خوش سیما و درشت چشم نشسته بود که جواب سلام

مرا داد و فرمود: خداوند ترا به تشنگی و گرسنگی و ترس امتحان فرمود و

سرانجام بر تو مرحمت نمود، ترا از سختیها رهانید، من می دانم که در فلان

ساعت سوار کشتی شدی و این مدّت در سفر دریائی بودی و در این تاریخ

دچار حادثه شدی و سه روز سرگردان امواج بودی و تصمیم گرفتی به خاطر

سختیها دست به خودکشی بزنی و خود را به دریا بیفکنی وغرق سازی،

ولی پشیمان شدی و در فلان موقع نجات یافتی و نزاع آن دو حیوان دریائی

بیدارت کرد و پرنده عظیم حواست را بدین جا جلب نمود، بیا بنشین، خدای

ترا رحمت کند.

قصه عجیبی بود، گفتم: شما را به خدا قسم! احوال مرا از کجا دانستی؟

فرمود: خدای دانای غیب و شهود مرا مطّلع فرموده است، همو که همواره

تورا می بیند سپس فرمود: گرسنه هستی و دعائی نمود که متوجه مضمون

آن نشدم، فقط دیدم غذائی حاضر گشت.

فرمود: بیا از روزی خدا بخور من هم خوردم، عجب غذائی تا کنون بدان

خوبی نخورده بودم همچنین مرا به همان طریق آبی گوارا نوشاند و آنگاه دو

رکعت نماز خواند و فرمود: دوست داری به شهر خود برگردی؟!

گفتم: چگونه چنین چیزی می شود؟

فرمود: کرامت خداوندی است که ما در حق دوستانمان می کنیم و سپس

دعائی خواند که نفهمیدم و فقط قسمت کلمه الساعه الساعه (هم اکنون

هم اکنون) را فهمیدم.

توده های ابری بر در غار دیده شد که تک تک نزدیک می آمدند و به صدای

رسا می گفتند: سلام علیک یا ولی الله و حجته.

او جواب می فرمود: علیک السلام و رحمه الله و برکاته ای ابر مطیع به کدام

سمت میروی؟

ابر پاسخ می داد: فلان جا .

سپس می پرسید: ابر رحمتی یا ابر بلا؟ بارش رحمت می بری یا بارش

عذاب؟ ابر پاسخ می داد.

سرانجام ابر درخشان بزرگی پدیدار شد و پس از سلام و جواب،امام از او

پرسید: کجا می روی؟ ابر پاسخ داد: طالقان .

پرسید: ابر رحمتی یا ابر عذاب؟

گفت: ابر رحمت.

فرمود: این امانت الهی را بخوبی تحویل بگیر و به طالقان برسان.

ابر گفت: سمعا و طاعه، شنیدم و مطیع فرمانم.

فرمود:  (با اذن الهی بر زمین قرار گیر. )

ابر بر زمین مستقر شد، او بازوی مرا گرفت و مرا بر فراز ابر نشاند.

گفتم: شما را به خدای بزرگ و بحق
رسول خدا محمد مصطفی صلی الله

علیه و آله و بحث سیدالوصیین امیرالمؤمنین و ائمه هدی علیهم السلام

سوگند می دهم خود را معرفی کنید که سخت مورد مرحمت الهی هستی

و جلیل القدر.

فرمود: ای علی بن صالح، زمین هرگز به اندازه لحظه ای از حجّت الهی

خالی نمی شود و همواره حجّت الهی در زمین خواهد بود یا به صورتی

آشکار و یا به صورتی مخفی، من حجت ظاهر و باطن و حجت جاودان الهی

و وصی رسول خدا در این زمان، موسی بن جعفر هستم. من متوجه

امامت حضرت و پدرانش شدم.

حضرت فرمان حرکت صادر نمود و ابر در زمان کوتاهی در کمال آرامش مرا در

طالقان بر زمین گذاشت.

وقتی خبر این جریان بگوش
هارون الرشید ، خلیفه عباسی غاصب رسید، او

را احضار نمود و ماجرایش را سؤال کرد وقتی علی بن صالح سرگذشت خود

را تعریف نمود، هارون دستور قتل او را صادر کرد تا بخیال خود این معجزه

حضرت را بپوشاند.

منابع:
بحار الانوار، ج 48، ص 39، از مناقب.

 


نجات جان علی بن یقطین ازدسیسه دشمن...

روزی علی بن یقطین در نامه ای به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نوشت:« اصحاب بر سر کیفیت مسح پا در وضو با هم اختلاف دارند. اگر صلاح دیدید به خط شریف خود کیفیت وضوی کامل را برایم بنویسید.»
امام در جواب نامه او چنین نوشت:« اختلافی را که گفته بودی، متوجه شدم، ولی تو از این پس این چنین وضو بگیر:
1- سه بار آب در دهان بگردان و دهان‌شویه کن.
2- سه بار استنشاق کن و بینی ات را بشوی.
3- صورتت را سه بار و دست‌ها را از پایین تا آرنج بشوی.
4 - همه سر را مسح کن و گوش‌ها را بشوی.
5 - پاهایت را بشوی.
با این دستور هرگز مخالفت مکن.»

وقتی نامه امام به دست علی رسید، همه از جواب امام تعجب کردند که چرا دستورالعمل وضویی کاملاً مشابه با وضوی
اهل سنّت برای علی بن یقطین صادر فرموده است، ولی خود علی گفت:« مولایم بهتر از هر کس دیگری علت چنین دستوری را می داند و من هم فرمانبردار و مطیع دستورش هستم.»
از آن پس علی بن یقطین بر خلاف همه ی
شیعیان وضو می گرفت، درست همان گونه که امام فرموده بود.

مدت‌ها چنین بود تا روزی جاسوسان
هارون الرشید گزارش دادند که علی بن یقطین از شیعیان موسی بن جعفر و مخالف شماست.
با توجه به اینکه علی بن یقطین وزیر هارون بود و گهگاه از این گزارش ها می رسید، هارون موضوع را با بعضی از عوامل اطلاعاتی در جریان گذاشت و گفت:« مدت هاست گزارش هایی در مورد تشیّع علی بن یقطین و نفوذی بودنش در دستگاه حکومتی ما به دستم می رسد ولی من هیچ سرنخی بدست نیاورده ام. دوست دارم به‌گونه‌ای که او متوجه نشود امتحان روشن دیگری به‌عمل آوردم و به همه حرفها خاتمه دهم. بگویید چه کنم.»
گفتند:«وضوی شیعیان با وضوی اهل سنت فرق می کند. بهترین امتحان آن است که شخصاً به طور پنهانی وضوی او را کنترل کنید.»
گفت:« آری، این بهترین راه است.»
عادت علی بن یقطین این بود که نماز را اول وقت در اطاقی تنها به‌جا می آورد.
روزی وقتی علی وارد اطاق شد، هارون از محلی که قبلاً در نظر گرفته بود، او را زیر نظر گرفت. علی نیز همچون همیشه وضویی به روش وضوی اهل سنت گرفت.
صحنه آن چنان عجیب بود که هارون بی اختیار از مخفیگاهش بیرون آمد و خطاب به علی فریاد زد:« ای علی بن یقطین! هر کسی می گوید تو شیعه هستی دروغ می گوید.»

پس از آن روز مجدداً نامه ای از امام هفتم علیه السلام به دست علی رسید که در آن نوشته بود:« ای علی بن یقطین! از این پس آن گونه که خداوند فرموده است، وضو بگیر: صورت را کامل و دست‌ها را از آرنج تا انگشتان بشوی، و سپس قسمتی از جلوی سر و آنگاه روی پاهایت را از رطوبت دستهایت مسح نما؛ زیرا که خطری که متوجه تو بود برطرف گردید.»

منابع:بحار الانوار، ج 48، ص 38، از مناقب و ارشاد و اعلام الوری.


                     زنده کردن گاومرده...

علی بن مغیره گوید: همراه امام موسی کاظم علیه السلام در منی می‌رفتیم که با زنی روبه‌رو شدیم که که فرزندان کوچکش به دورش حلقه زده بودند و همگی سخت می‌گریستند.
امام فرمود:« چرا گریه می‌کنید؟ »
زن که امام را نمی شناخت گفت:« تنها سرمایه من و این فرزندان یتیمم گاوی بود که از شیرش زندگی را می‌گذراندیم. اینک گاو مُرده و ما درمانده شده‌ایم.»
امام فرمود:« آیا دوست داری آن گاو را زنده سازم؟ »
گفت:«آری، آری!»
امام به گوشه ای رفت و دو رکعت نماز خواند و دست به سوی آسمان گرفت و دعا نمود. آنگاه کنار گاو مرده آمد و ضربه ای به پهلوی گاو زد. ناگهان گاو زنده شد و از جا بلند شد.
زن با دیدن این صحنه فریاد زد:« بیایید که قسم به خدای کعبه، او
عیسی بن مریم است! »
مردم ازدحام کردند و به تماشای گاو و سخنان زن مشغول شدند و امام خود را در بین مردم گم نمود و به راه خود ادامه داد.

منابع:
بحار الانوار، ج 48، ص 55، از بصائر الدرجات.

مراجعه شود به:
معجزات امام موسی کاظم علیه السلام


             امام موسی کاظم(ع)وپیشگویی مرگ زنذانبان...

ابویوسف و محمد بن حسن که دو نفر از اصحاب ابوحنیفه بودند، در زندان سندی بن شاهک به ملاقات امام ابی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام رفتند. در بین راه با هم می گفتند: ما چیزی از موسی بن جعفر کم نمی آوریم. یا مساوی او هستیم، یا مشابه او. وقتی به خدمت حضرت رسیدند و مقداری نشستند، یکی از مأمورین زندان وارد شد و گفت: نوبت کاری من تمام شده و از خدمت شما می روم. اگر بیرون زندان کاری دارید بفرمائید، تا مرتبه دیگر که نوبت خدمت من می شود و مجدداً باز خواهم گشت، نتیجه اش را تقدیم کنم.

حضرت فرمودند: کاری ندارم. وقتی آن مرد رفت، حضرت به ابو یوسف رو کرد و فرمود: عجیب است، او امشب می میرد. آن وقت به من میگوید اگر کاری داری بگو انجام دهم. ابویوسف و محمد بن حسن بهتزده پس از خداحافظی از زندان بیرون آمدند، در حالی که به یکدیگر می گفتند: ما آمده بودیم بحث حلال و حرام کنیم. او از امور غیبی خبر داد. زمان مرگ امری است نهانی. از کجا می دانست؟!

سپس فردی را مأموریت دادند تا آن مأمور زندان را تا فردا تعقیب کند و آنها را از وضع او مطّلع نماید. آن مرد نیز وی را زیر نظر گرفت و شب را در مسجد محله که نزدیک خانه آن مأمور بود، خوابید. صبحگاهان دید فریاد عزا بلند است و مردم به داخل خانه وی آمد و شد میکنند. پرسید: چه خبر است؟ گفتند: فلانی دیشب از دنیا رفت. این مرد پیش ابو یوسف و محمد بن حسن آمد خبر مرگ آن مأمور را آورد.

مجدداً این دو به ملاقات حضرت آمدند و گفتند: “ معلوم شد شما به حلال و حرام دین خدا آگاهید. ولی زمان مرگ او را که از اسرار غیبی الهی است از کجا دانستید؟ حضرت فرمود: از دروازه های علم
رسول الله است که به روی حضرت امیرالمؤمنین گشودند و سپس آن علم الهی از هر امام به امام بعدی منتقل شده است. ”

منابع:
بحار الانوار، ج 48، ص 64 از خرائج.

مراجعه شود به:
معجزات امام موسی کاظم علیه السلام


برای خواندن بقیه معجزات روی ادامه مطلب پایین کلیک کنید! 

ادامه نوشته

نشانه های طبیعی ظهورامام(ع)

 

بارانهاى پياپى

در سال ظهور، بارانهاى پياپى ، زمين را آباد و سرسبز مى كند و وضع مردم ، بهتر مى شود. امامان (ع ) در تبيين نشانه هاى ظهور و خبر دادن از رخدادهاى آن روزگار، از اين واقعه نيز، ياد كرده اند كه به چند نمونه از احاديثى كه در اين باره رسيده اشاره مى كنيم :

شيخ مفيد، با بهره گيرى از روايات ، مى نويسد :

(( ثم يختم ذلك باريع و عشرين مطرة متصل فتحيى بها الارض ‍ بعد موتها و تعرف بركاتها .))

پس پايان مى گيرد اين (پديد آمدن نشانه ها) با بيست و چهار باران پياپى كه زمين را پس از آن كه مرده بود، زنده مى كند و بركات آن را مى شناساند .

شيخ طوسى از امام صادق (ع ) روايت مى كند :

(( ان قدام القائم لسنة غيداقة ، يفسد التمر فى النخل فلاتشكوا فى ذلك .))

در آستانه قيام مهدى (ع )، سالى پرباران خواهد بود كه در اثر آن ، خرما بر روى نخل مى پوسد. پس در اين ، ترديدى به خود راه ندهيد .

يا امام صادق مى فرمايد :

(( و اذا آن قيامه ، مطر الناس فى جمادى الآخرة و عشرة ايام من رجب ، مطرا لم ير الناس مثله ، فينبت اللّه به لحوم المؤ منين فى ابدانهم فى قبورهم .. .))

و چون هنگام ظهور مهدى (ع ) نزديك شود، در تمام ماه جمادى الآخر و ده روز نخست ماه رجب ، بارانى بر مردم ببارد كه تا آن هنگام ، مانند آن را نديده باشند. پس خداوند، به وسيله آن ، گوشت بر بدن مؤ منان ، كه در قبرهايشان خفته اند، بروياند.

بارش اين مقدار باران ، آن هم پياپى ، كم سابقه و يا بى سابقه است . با اين حال ، حمل آن بر معجزه ، وجهى ندارد، زيرا وقوع آن به گونه عادى ممكن است . البته احتمال ديگرى نيز وجود دارد كه اين بارانها، همزمان و در همه جاى زمين ببارد كه در اين صورت ، مى تواند جنبه اعجاز داشته باشد .

اين نشانه را گرچه بزرگانى مانند: شيخ مفيد، شيخ طوسى و طبرسى در رديف نشانه هاى ظهور آورده اند، ولى بايد توجه داشت :

اولا، روايت طبرسى و مفيد مرسله است .

ثانيا، جمله (( فينبت اللّه به لحوم المؤ منين )) در ذيل روايت طبرسى ، نشان مى دهد كه مربوط به برپايى قيامت و زنده شدن مردگان است .

و ثالثا، روايت شيخ طوسى نيز ضعيف است ، زيرا در سند آن على بن ابى حمزه قرار دارد كه از واقفيه است .

بنابراين ، اثبات چنين نشانه اى براى ظهور، به استناد اين گونه روايات ، مشكل است . البته از مجموع اين روايات و سخنانى كه در اين باب گفته اند، با توجه به اين كه دوران ظهور، آغاز سامان يافتن امور و از بين رفتن مشكلات است ، احتمال مى رود كه از نظر طبيعى ، شرايط مساعدى پيش مى آيد، تا سال ظهور سالى پرباران و آبادان باشد.

تهاجم ملخها

بين يدي المهدي موت أحمر وموت أبيض وجراد في حينه وجراد في غير حينه أحمر كالدم ...

پيش از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفيد و حمله ملخها در هنگام و نابهنگام كه چون خون قرمزند خواهد بود.

رانش كوه با روستاي لبد چه كرد

رانش

اشاره: در يكي از روايتهايي كه در باب علائم آخرالزمان وارد شده مي خوانيم:

سيكون في آخر الزمان خسف و قذف و مسخ

در آخرالزمان خسف، قذف، و مسخ واقع خواهد شد.

خسف: به معناي فرو رفتن در زمين است و قذف: به معناي پرتاب چيزي از مكاني به مكان ديگر است، كه از آن جمله است پرتاب سنگ، معناي مسخ نيز دگرگوني سيرت و صورت چيزي است به شكلي جز آنچه هست. مثلا تبديل شدن انسان به حيواني همچون خوك و يا ميمون.

در اينكه اينگونه وقايع در آخر الزمان رخ مي دهد جاي ترديد نيست، زيرا اين موضوع در روايات بسياري مورد اشاره قرار گرفته است.

 اما اينكه چه وقايعي را مي توان به عنوان مصاديق اين روايات ذكر كرد محل تأمل است، و واقعا نمي توان گفت كه فلان واقعه طبيعي كه در فلان منطقه رخ داده مصداق واقعه پيش بيني شده در روايات ياد شده است يا خير؟ اما توجه به حوادث و رويدادهايي كه هر از چند گاه در گوشه و كنار جهان رخ مي دهد و برخي از آنها نيز در نوع خود بي نظير هستند خالي از فايده نيست و حداقل مي تواند ما را به تأمل بيشتر در موضوع آخرالزمان و نشانه هاي ظهور وا دارد.

با اين مقدمه توجه شما عزيزان را جلب مي كنيم به گزارش رويدادي كه در يكي از مناطق كشورمان رخ داده و در مطبوعات منعكس شده است.

در مشاهدات علم زمين شناسي هرگاه جنس لايه اي تحتاني كوه سست تر از طبقات فوقاني آن باشد، اين عامل بر اثر آب و رطوبت و همچنين فشار لايه هاي فوقاني آن، در جائي كه مشرف به دره باشد باعث حركت اين قسمت خواهد شد يعني طبقات بالايي كوه به سمت پايين آن سقوط كرده و جا به جا مي شود كه اصطلاحا به آن رانش كوه مي گويند و نمونه بارز آن يك دو سال قبل در يكي از روستاهاي اطراف شهرستان بانه اتفاق افتاد كه بر اثر رانش كوه چندين خانه كه در دامنه كوه بنا شده بود زير خروارها سنگ و خاك مدفون گشت و نمونه ديگر آن در سال 76 در جاده هراز به وقوع پيوست كه باعث تخريب قسمتي از جاده شده و تعدادي ساختمان را نيز در خود مدفون نمود. اما در 12 / 1 / 77در روستاي لبد از توابع شهرستان فارسان در دامنه كوه كي نو ( چهار محال بختياري ) وضعي متفاوت از ساير نقاط و حتي جهان اتفاق افتاد كه علم زمين شناسي از تفسير آن عاجز است.

ساعت 45/6 بعدازظهر و هنگامه غروب است. آفتاب در پشت كوههاي غرب پنهان گشته و هوا رو به تاريكي است و در خانه هاي روستايي منطقه كوهستاني، فانوسها روشن مي شود، گوسفندان از چرا برگشته و در اغلهاي خود آرميده اند و مرغها به لانه هاي خود خزيده و در آبادي سگها با عوعوي خود ضمن اعلام حضور مشغول نگهباني از روستا مي باشند.

روستاييان در حالي كه روز پر تلاشي را پشت سر گذاشته اند در كلبه هاي خود جا خوش كرده احتمالا همسران خانواده در تدارك شام مختصر اعضاي خانه مي باشند و تعدادي هم خسته از كار روزانه در حالي كه پشتي هاي خود تكيه داده اند و در افكار خود مسائلي را كه در روز بر آنان گذشته است مرور مي كنند و لابد براي فرداي خود نقشه مي كشند، كسي چه مي داند، شايد فردايي نباشد.

       كه داند بجز ذلت پروردگار                  كه فردا چه بازي كند روزگار

روستاي لبد بر عكس سمت مقابل كوه كه شيب تندي دارد در قسمتي از دره قرار گرفته است كه تا حدودي امكان احداث كلبه هاي روستايي و نگهداري احشام در آن وجود دارد.

ناگهان در آن سوي دره يعني در مقابل روستاي لبد واقعه عجيبي اتفاق مي افتد كه مشابه آن را از ازمنه قديم تا كنون در هيچ جاي دنيا كسي سراغ ندارد و بجز اشاراتي كه در قرآن كريم به آن شده ( آيه 4 سوره اعراف ) مورد ديگري در تاريخ ثبت نشده است.

صداي مهيبي شنيده شده و گرد و غبار عظيمي هوا را تاريكتر از شب تيره مي كند. انگار محشري بر پا گرديده، پس از انعكاس اين صداي عجيب در كوهستان و منطقه، روستاييان پايين دست واقع در امتداد دره، چون شب است فانوس بدست در كنار جاده مشرف به دره مجاور روستاي خود كنجكاو شده، سمت و سوي حادثه را در بالا دست خود كه همين روستاي لبد است، مي نگرند اما چون شب كوهستان همه جا را زير چتر سياه خود پنهان كرده، بجز خاموش شدن تنها منبع روشنايي روستاي لبد يعني فانوسها چيز ديگري را درك نمي كنند، اما اين را ميدانند كه آن صداي مهيب كه تا آن هنگام دهشتناك تر از آن را نشنيده اند، اتفاق مهمي در بطن خود دارد، اما چه كنند چون شب است و همه جا پرده سياهي كشيده شده و راه مال رو است. دسترسي به روستاي مورد نظر در روز غير ممكن است و دشوار تا چه رسد به شب تار، لاجرم تنها كاري كه مي توانند بكنند اين است كه فانوس بدست تا صبح بيدار بمانند و دره را مشاهده كنند، چنانچه سيلي در كار باشد، زودتر باخبر شده، خود و اعضاي خانواده را در جاي امن تري هدايت كنند، تا در حالي خواب غافلگير نشوند، بايد منتظر بمانند تا چراغ روز همه جا را روشن كند. وقتي سپيده سر مي زند، اهالي روستاي پايين دست مي خواهند بدانند آيا براي روستاي لبد اتفاق افتاده است يا نه؟ ولي هر چه نگاه مي كنند كمتر مي يابند.

 انگار چنين روستايي در بالا دست آنان به آن همه آثار و علائم وجود نداشته است، ولي مگر چنين چيزي ممكن است؟ شايد چشمان آنان از سو افتاده است. اينطور چنين چيزي دستگيرشان نمي شود، بايد تكاني خورد و بايد از نزديك ديد كه چه شده است.

 لذا حركت مي كنند و با دلهره و زحمت فراوان خود را به محل روستاي لبد مي رسانند، اما لبدي وجود ندارد، نه خانه اي و نه اهالي روستا و نه آغلي و نه گاو و گوسفندي و نه باغي و نه درختي و ميوه اي و نه…

خداي من اصلا جنبنده اي در اينجا پر نمي زند و آثار حياتي در اين روستا مشاهده نمي شود به جز خاك و سنگهاي تازه جابجا شده چيز ديگر رويت نمي گردد، دره سالم است و شكل طبيعي خود را دارد و نهر خشك آن پا بر جاست.

 ولي در آن سوي دره و در كمركشي كوه انگار توده عظيمي از كوه را تازه از آن جدا كرده اند، اما چگونه و به كجا برده اند؟! مگر مي شود اين همه خاك و سنگ را يك شب به اين سمت دره آورد، و روستاي لبد را با آن همه آثار و علائم و خانه ها و باغها در زير آن مدفون كرد؟ اما پس از كاوشهاي بعدي معلوم مي شود قطر اين توده هاي خاك به 70 متر مي رسد، باور كردني نيست، اما چشم بينا هيچوقت اشتباه نمي بيند همان را مي بيند كه در معرض ديد است، هزاران تن خاك و سنگي كه از كمركش كوه مجاور جدا شده اگر سقوط مي كرد يعني اگر رانش داشت با آنهمه حجم عظيمي كه داشت نمي توانست دره زير پاي خود را به دليل وسعت زياد آن پر كند و به آن تغيير وضعيت بدهد، تا چه رسد به اينكه اين سوي دره بيايد و كل روستا را زير خود مدفون كند.

 پس چه شده است؟ مثل اين است كه ميليونها تن سنگ و خاك از كوه مجاور جدا كرده و در منجنيق گذاشته و از بالاي دره به سوي روستاي لبد پرتاب نموده اند كه در آن واحد روستاي فوق را زير خود مدفون كرده و فرصت عكس العملي به هيچ جنبنده اي در اين واقعه داده نشده است.

 علم زمين شناسي براي اين واقعه هيچ تفسير و ادله اي ندارد و از توجيه آن عاجز است و اين از وقايع نادري است كه فقط قرآن به آن اشاره دارد، واقعه اي كه براي عذاب قومي و عبرت سايرين اتفاق مي افتد.

 

زلزله

 

در حديثى آمده است كه سال ظهور سال پيدايش زلزله ها و سرماى شديد است.

عن أميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ قال: رجفة تكون بالشام يهلك فيها أكثر من مائة ألف، يجعلها اللّه رحمة للمؤمنين وعذاباً على الكافرين .

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ نقل شده است: زمين لرزه اى در شام رخ خواهد داد كه بيش از صد هزار نفر كشته مى شوند و آن را خداوند رحمت براى مؤمنان و عذاب براى كافران قرار داده است.

 

ستاره‏هاى دنباله‏دار

در برخى از روايات طلوع ستاره‏هاى دنباله‏دار از علايم ظهور به حساب رفته است چنان‏كه اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: «و طلوع الكواكب المذنبة واقتران النجوم‏».

همچنين فرمود: «و بدا لكم النجم ذوالذنب من قبل المشرق و لاح لكم القمر المنير فاذا كان ذلك فراجعوا التوبة‏».

«يعنى براى شما ستاره دنباله‏دارى از جانب خاور آشكار و ماهتاب پرفروغى ظاهر مى‏شود در اين هنگام به توبه باز گرديد، و در برخى از علامات، ظهور ستاره دنباله‏دار را در نزديك جدى به نگارش آورده‏اند».

علامه مجلسى(قدس‏سره) ذيل كلام اميرالمؤمنين(ع) مى‏نويسد:

گفته شده است اين سخن اشاره است‏به ستاره دنباله‏دارى كه در سال‏839 هجرى پديد آمد، درحالى كه خورشيد در اوايل ميزان[مهرماه] بود، اين ستاره ذوذنب نزديك مجموعه ستارگان «اكليل شمالى‏» بود، سپس به تدريج از نور آن كاسته و پس از هشت ماه به‏طور كلى محو گرديد.

در زمان ما[مجلسى دوم] در سال 1075 ستاره دنباله‏دارى بين مشرق و قبله

مشاهده گشت كه داراى طلوع و غروب بود، حركت آن سريع و از مغرب به

مشرق(توالى) بود و پس از دو ماه ناپديد شد، ليكن نمى‏توان گفت مراد آن حضرت حتما اين زمانها بوده است

سيلاب رود فرات

 

 

يكى از نزديك ترين نشانه هاى ظهور مهدى آل محمد ـ عليهم السلام ـ  جارى شدن سيلاب فرات در شهر كوفه است.

عن أبي عبداللّه ـ عليه السلام ـ : سنة الفتح ينشق الفرات حتّى يدخل ازقة الكوفة.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: در سال ظهور آب فرات طغيان كرده به گونه اى كه وارد كوچه هاى تنگ كوفه مى شود.

قال ابن عباس: يا أميرالمؤمنين ما اقترب الحوادث الدالّة على ظهوره؟ فدمعت عيناه وقال: إذا فتق بثق في الفرات فبلغ ازقة الكوفة فليتهيأ شيعتنا للقاء القائم .

ابن عباس مى گويد: به امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ عرض كردم: نزديك ترين حادثه كه حكايت از ظهور خواهد داشت چيست؟ پس آنگاه چشمانش اشك آلود شد و فرمود: هرگاه شكافى بر كنار رود فرات ايجاد شود و به كوچه هاى كوفه رسد، آنگاه شيعيان ما آماده ملاقات قائم باشند.

طاعون

فأمّا الموت الأحمر فالسيف وأمّا الموت الأبيض فالطاعون .

مرگ سرخ كشته شدن به شمشير و مرگ سفيد طاعون است.

طلوع خورشيد از مغرب

از جمله نشانه هاى ظهور كه در روايات به آن اشاره شده ، طلوع خورشيد از مغرب است ، وقوع

چنين پديده اى ، اگر معناى ظاهرى آن مراد باشد، مستلزم در هم ريختن و از هم پاشيدن نظم جهان و تغيير در حركت منظومه شمسى خواهد بود و اين ، با اصول حاكم بر نظام طبيعت ، ناسازگارى دارد. به طور قطع حضرت مهدى (ع )، بر روى همين زمين ، حكومت جهانى خويش را تشكيل مى دهد .

بر اين اساس تحقق اين نشانه به گونه معجزه ، چنانكه برخى پنداشته اند، ميسر نيست ، زيرا معجزه در محدوده نظام حاكم بر طبيعت و جهان صورت مى گيرد .

به نظر مى رسد، منظور از طلوع خورشيد از مغرب ، حضرت مهدى است .

فيض كاشانى در توضيح رواياتى در اين زمينه مى نويسد :

(( و كاءنه كنى بطلوع الشمس من مغربها فى الحديث عن ظهوره (ع ) كما يظهر من بعض الاخبار)) .

گويا، طلوع خورشيد از مغرب ، كنايه از ظهور حضرت مهدى (ع) است ، همان گونه كه از برخى اخبار هم استفاده مى شود.

همان گونه كه مرحوم فيض اشاره كرده ، از برخى روايات نيز اين مطلب استفاده مى شود. در ذيل رويات صعصعه ، كه اين حادثه را به عنوان نشانه ظهور معرفى مى كند، جمله اى است كه روشنگر اين معناست . صعصعة در پاسخ فردى كه از منظور اميرالمؤ منين (ع ) از جمله :

(( لا تساءلونى عما يكون بعد ذلك ...)) پرسيده بود، گفت :

(( ان الذى يصلى خلفه عيسى بن مريم هو الثانى عشر من العترة التاسع من ولد الحسين بن على (ع ) و هو الشمس الطالعة من مغربها .))

كسى كه حضرت عيسى (ع )، پشت سروى نماز مى گزارد، دوازدهمين نفر از خاندان پيامبر(ص ) و نهمين نفر از فرزندان حسين بن على است و هم اوست خورشيدى كه از غروبگاهش طلوع مى كند

طلوع ستاره دنباله دار از نشانه هاى ظهور است

در روايات آمده است: مهدى(ع)پس از غيبتى طولانى، همزمان با طلوع ستاره اى سرخ و ويرانى رى و خسف زوراء ظهور مى كند. ستاره اى از مشرق طلوع مى كندكه دنباله درخشانى دارد

طلوع ستاره اى دنباله دار، ملت عرب را به وحشت مى اندازد وآن ستاره اى است كه در طرف مشرق ظاهر مى شود و همانند ماه مى درخشد. سپس دنباله اش برمى گردد و نزديك مى شودكه در سرش به يكديگر برسد

پر واضح است كه ترس و وحشت عرب از ستاره نيست، بلكه از حوادث جانكاهى است كه همزمان با طلوع ستاره روى مى دهد. رسول اكرم (ص)مى فرمايد: هنگامى كه پل در بغداد زده شد و ستاره هاى دنباله دار از مشرق طلوع كرد، دركنارآن پل گروه گروه كشته مى شوند.

 در كتاب روزگار رهايي آمده است: احتمال مى رود كه پيامبر (ص)با تعبير ستاره دنباله دار، هواپيماهاى جنگى را اراده كندكه به دنبال خود دود غليظى به جاى مى گذارند و شايد منظور همان ستاره دنباله دار باشد كه در احاديث فراوانى ازآن بحث شده است و خود، نشانه نزديك شدن ظهور حضرت بقية الله (ع)است.

كسوف و خسوف

 

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ رخداد دو پديده نابهنگام و غير عادى كسوف و خسوف است. اگر چه اين دو پديده از رخدادهاى طبيعى ست ليكن تحقق آنها منوط به شرائط ويژه نجومى مى باشد كه در غير اين صورت امر غير عادى خواهد بود.

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

 پيش از اين امر ـ ظهور قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ ـ ماه در 25 ماه رمضان و خورشيد در نيمه آن ماه گرفته مى شود آنگاه است كه حساب منجمان بر هم مى خورد.

گرفتن خورشيد و ماه، پديده ى جديدى نيست. ولى آنچه كه مهمّ است اين است كه هميشه كسوف در اوائل ماه و خسوف در اواخر ماه رخ مى دهد.

و اين قانونى است كه تا بحال نقضى به آن وارد نشده وليكن قبل از ظهور آنحضرت ماه در 25 و خورشيد در 15 ماه رمضان مى گيرد و اين از آيات الهى است كه به گفته امام ـ عليه السلام ـ از آنهنگام حساب منجّمين نيز به هم مى خورد.

نیز، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است .
كسوف در روزهاى نخست و روزهاى آخر ماه و خسوف در روزهاى ميانى ماه ، طبيعى و عادى است و در طول تاريخ ، بارها و بارها، رخ داده و از نظر علمى خسوف و كسوف در روزهاى ياد شد، پديده عادى به حساب مى آيد و از ديرباز، منجمان ، بر اساس محاسبه هاى دقيق رياضى و نجومى ، زمان گرفتن خورشيد، يا ماه را در طول سال ، پيش بينى مى كرده اند، ولى خورشيد گرفتگى در وسط ماه يا ماه گرفتگى در اول و يا آخر آن ، ظاهرا امرى غير عادى و رؤ يت آن ، امكان ندارد. البته در خود روايات هم ، به غير عادى بودن تحقق اين نشانه تصريح شده است :
امام باقر(ع ) مى فرمايد:
آيتان تكون قبل القائم لم تكونا منذ هبط آدم (ع ) الى الارض ، تنكسف الشمس فى النصف من شهر رمضان والقمر فى آخره ، فقال رجل يا بن رسول الله تنكسف الشمس فى آخر الشهر والقمر فى النصف ؟ فقال ابوجعفر(ع ): انى لاعلم بما تقول ولكنها آيتان لم تكونا منذ هبط آدم.
دو نشانه ، پيش از قيام مهدى (ع ) پديد خواهد آمد كه از زمان هبوط آدم در زمين بى سابقه است : گرفتن خورشيد نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن .
مردى به امام عرض كرد: اى پسر رسول خدا! كسوف در وسط و خسوف در آخر ماه ؟
حضرت فرمود: (آرى ) من به آنچه مى گويى داناترم ، ولى آن دو نشانه اند كه واقع شدن آنها از زمان هبوط آدم (ع ) سابقه ندارد.
اين كه سؤ ال كننده ، از سخن امام (ع )، در شگفت مى شود و نيز تاءكيد و تصريح امام (ع ) به اين كه وقوع اين دو نشانه ، به گونه اى است كه از ابتداى خلقت ، سابقه ندارد، ولى با اين حال ، واقع خواهند شد. به روشنى گويا اين نكته است كه تحقق خسوف و كسوف ، به گونه اى كه ياد شد، خارج از چهارچوب ، امور عادى به صورت معجزه خواهد بود.
يا مى فرمود:
ان لمهدينا لم يكونا منذ خلق الله السموات و الارض ، ينكسف القمر الاول ليلة من رمضان و تنكسف الشمس فى النصف منه ، ولم يكونا منذ خلق الله السموات والارض .
براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمانها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه .
در اين روايت ، زمان كسوف به جاى آخر ماه ، اول ماه و به جاى هبوط آدم ، خلقت زمين و آسمانها آمده است . در برخى روايات ، كسوف در سيزدهم و چهاردهم ماه نيز آمده است . كسوف ، افزون بر اول و آخر ماه رمضان كه در دو روايت گذشته بود، در 5 و 25 ماه نيز پيش گويى شده است . اين اختلاف اندك ، اثر چندانى در مساءله ندارد، زيرا گرفتن ماه ، در شبهايى كه ماه در محاق است ، ديده نمى شود، حالا چه اول ماه و چه آخر ماه و چه شبهاى نزديك به آخر، هر چند در شب پنجم و بيست و پنجم ، احتمال وقوع آن بعيد نيست .
به نظر مى رسد كه وقوع اين دو پديده ، به صورت غير عادى ، به خاطر آن است كه اهميت مساءله ظهور، نمايانده بشود و مردم از خواب غفلت بيدار شوند و خود را مهياى مشاركت در آن نهضت عظيم سازند.
به عبارت ديگر، خداوند در آستانه ظهور، براى اقامه حجت بر مردم و مطمئن ساختن ياران حضرت مهدى (ع )، به ظهور آن حضرت ، چنين پديده هايى را بر خلاف معمول و به گونه معجزه محقق مى گرداند.
برخى بر اين باورند كه خسوف و كسوف ، به گونه اى كه ياد شده ، در چهارچوب حوادث طبيعى و عادى نيز قابل بررسى و تبيين است و براى آن ، احتمالها و توجيه هايى را ياد كرده اند، ولى نياز به اين توجيه ها نيست ، زيرا هيچ اشكالى ندارد كه پديدار شدن آنها به صورت معجزه باشد، زيرا در جهت اقامه حجت و تقويت حق و هدايت مردم است و با قانون معجزه ناسازگارى ندارد. البته يادآورى اين نكته لازم است كه اگر چه در روايات فراوانى ، در منابع شيعه و سنى ، به پديد آمدن اين نشانه در آستانه ظهور تصريح شده است ، ولى اين نشانه از نشانه هاى حتمى ظهور نيست و در روايات ، به ناگزير بودن آن اشاره نشده است ، از اين روى خسوف و كسوف را از نشانه هاى قطعى و مسلم ظهور نمى توان به حساب آورد

نزول بارانهاى پياپى :

هر انسان با ايمانى در اين واقعيّت، ذرّه اى ترديد به خود راه نمى دهد كه قطرات باران به اراده و خواست و طبق قانون خدا بر زمين فرو مى بارد و اين فرمان فرماى هستى است كه قوانين طبيعى را چنين تدوين نموده است:

(وهو الذي أرسل الرّياح بشراً بين يدي رحمته وأنزلنا من السماء ماءً طهورا)

او كسى است كه بادها را بشارت دهندگان از رحمت خويش مى فرستد و ما از آسمان آب پاك نازل مى كنيم.

لكن اين قوانين در واكنش به كردارهاى ناهنجار چهره اى ديگر به خود گرفته و به فرمان خداوند در صدد تنبيه برمىآيند. از آن جمله تغيير در نطام بارش  و وزش هاست. كه در آخرالزمان دستخوش تحولاتى مىشوند. كه در روايات بدان اشاره شده است؛ ما نيز برخى از آنها اشاره مىكنيم:

يكى از نشانه هاى ساعة (ظهور امام زمان ارواحنا فداه) آن است كه باران گرم مىبارد.

بيايد بر مردم زمانى كه آسمان ببارد و زمين نرويد

 برپا نشودساعة (ظهور) تا ببارد بر مردم باراني كه خانه هاى گلى باقى نماند و گل خانه هاى موئين شسته شود ـ چادرهاى صحرائيان ـ

البته تذكر اين نكته ضرورى است كه منظور از ساعة زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه است كه در روايات بدان تصريح شده است.

همه چیزدرباره جن وروح

  • چهره واقعی جن ها :موهای زیادی دارندسرهایشان گردنبوده ودرازهست چشم هایشان گردنبوده وطویل میباشدودرامتداددرازی سرشان وبه اندازه ی سرشان کشیده شده حدقه چشمانشان کوچک است دندانهایشان مانندحیوانات وحشی تیزوباریک وبزرگ هست.                
  • جن ازشعله های بی دوداتش افریده شده.عمرشان طولانی است چون بدن انهالطیف است ودرمعرض خطرات نخواهندبود.
  • ۲-جنیان ازغذای مناسب باخلقت خودتغذیه می کنندمانند بوکشیدن استخوان واستفاده ازپس مانده غذای انسانها(ازشیره وجودانهااستفاده می کنندچون دراکثرمواقع حجم ان کم نمیشود).
  • سرعت وقدرت انها بیشتراز انسانهای معمولی است مسافرت زیادرادرزمان کم طی می کنند.ازدواج کرده وتناسل وتولددارندواجتماعی زندگی می کنند.
  • درروی کره زمین دربعد دیگری زندگی می کنندوزمان ومکان برایشان محدودیت ایجاد نمی کند درشرایط عادی علاقه ای به دیده شدن ندارند.
  • در روایت امده باهرانسان دونفر جنی از نسل ابلیس متولد می شودتا او را گمراه کنند.توانایی عبور از اجسام سخت ماننددیوار دارندصندق وارد شدن به خانه های در بسته وفرو رفتن به زمین را دارند.
  • جن ها می توانندبه شکل های مختلف انسان وحیوان مخصوصآ ماروسگهای سیاه وگربه سیاه دیده شوند.البته می گویند پیامبر(ص) در لیله الجن یعنی شبی که هفتادهزار جن مسلمان شدند از انها خواسته به شکل مار در برابر انسان ظاهر نشوند(اگربه شکل مار دیده شوند بایدفورا انهارابکشند چون کافرند)
  • همه ی جن هایی که مسلمان شدند شیعه ی علی(ع) هستند.
  • امام صادق(ع)میفرمایند:هرگاه چیزی می خوریدوسگی سیاه آمد ازآن غذابه آن سگ بدهید یا اورا از انجا برانید بعد بخورید زیرا سگ سیاه از ضعیفان جن هاستندونفس بدی دارند.

منبع:کتاب جن وروح ازنظرعلم ودین .نویسنده:محمدحسین پورمحمد

 

برای خواندن انواع جن وهمه چیزدرباره جن روی ادامه مطلب پایین کلیک کنید!

ادامه نوشته

شهادت آب ، آیا آب احساس و درک دارد؟

 

دکتر ماسارو ایموتو محقق ژاپنی با انتشار یافتههای تحقیقات خود مدعی شد که مولکولهای آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند.
نظریه این محقق ژاپنی که تاکنون از سوی مؤسسات علمی فیزیکی و زیستشناسی مورد تأیید قرار گرفته است، مبتنی بربررسی نمونههای فراوانی از کریستالهای منجمدشده آب و مقایسه آن با یکدیگر است.
کتاب ایشان با عنوان های مختلفی چون:
"The messages from water"در چندین جلد منتشر شده است.
ایشان در اغلب کشور های دنیا سمینارها وکنفرانس هایی با این پیام داشته ودارند.

 

پروفسور «ایموتو» معتقد است که مفاهیم متافیزیکی محیط بر روی ترکیب مولکولی آب تأثیر میگذارد.
این دانشمند ژاپنی که فارغالتحصیل دانشگاه یوکوهاماست، دارای یک مؤسسه تحقیقاتی به نام IHM در ژاپن است که امورتحقیقاتی مربوط به کریستالیزه شدن آب را در آنجا انجام میدهد.
دکتر ایموتو معتقد است که همانطور که شکل ظاهری آب نسبت به ظرف ها ومکان هایی که در آن قرار می گیرد تغییرمی کند. شکل مولکولی آب هم نسبت به محیط و شرایط پیرامونی خودش تغییر می کند.
آب هایی که راکد هستند مانند آب پشت سد ها وآب دریاچه ها بدلیل عدم پویایی وحرکت از لحاظ نمای مولکولی زشت وکریه هستند.

 

همچنین آب هایی مانند آب رودخانه ها با وجود جاری بودن وسیلان داشتند بدلیل اینکه ازمیان شهرها می گذرند واکثرمردم دارای افکا رمنفی هستند نمای زشتی پیدا می کنند.
بزرگترین دریاچه در مرکز ژاپن "دریاچه بیواکو" است. چون آب دریاچه راکد است وایستاده، همین سکون وایستادن باعث میشود مولکولهای آب زشت شوند. هرگونه سکون باعث زشتی آب می شود.

 

 

( دریاچه بیواکو)



 

تصویری از مولکولهای آب "رودخانه یودو"، چون آب این رودخانه ازمیان شهرها می گذرد وبدلیل طیف غالب منفی آدم ها نمای مولکولی آب به این شکل درآمده است.



 

 

(رودخانه یودو)

 

آب هایی که تازه از دل کوه بیرون می آیند بدلیل اینکه در معرض افکار منفی قرار نگرفته اند نمای مولکولی خود را حفظ کرده اند.این عکس دقیقا مربوط به زمانی است که آب چشمه از دل کوه بیرون می آید.



 

 

چشمه سانبو ائجی (رودخانه سانبو ائجی)

 


چشمه سای چو (رودخانه سای چو) چشمه شیمانتو (رودخانه شیمانتو)
دکتر ایموتو آزمایشهای خود را به مکانهای خاصی محدود نکرده وآنها را با آب های مختلف ،در کشور های مختلف انجام دادند. این عکس مربوط به رودخانه لوردز در فرانسه می باشد.

 


چشمه لوردز (رودخانه لوردز)

 

 

تاثیر دعا:
دکتر ایموتو از عده ای خواستند که در کنار سد فوجی وارا بایستند ودعا بخوانند وآب را قبل وبعد ازدعا آزمایش کردند.

 


(سد فوجی وارا قبل از دعا) (سد فوجی وارا بعد از دعا)
دکتر ایموتو معتقد است که خلوص نیت در دعا بسیار مهم است مانند داستان حضرت موسی زمانی که قومش برای بارش باران دعا می کردند و به موسی وحی شد که در میان شما گناهکاری است که مانع از بارش باران می شود.



 


(دریاچه برزیل قبل از دعا) (دریاچه برزیل بعد از دعا)
آب مصرفی بشدت بی قواره وزشت است. چون ازمیان شهرها وروستا می گذرد و مردم مملو از فکر منفی هستند.



 


(آب لوله کشی شهر)

 

ایموتو معتقد است که دعا از راه دور هم موثر است. ایشان از 500 نفر از استاد مسائل معنوی خواستند که در روز معین ودر ساعت مشخصی برای لیوان آبی که روی میزشان گذاشته اند دعا کنند.تصویر مقابل مربوط به یک لیوان آب لوله کشی شهربعد از دعا 500نفرازاین اساتید می باشد.

 


( آب لوله کشی بعد از دعا)

 

آقای ایموتو بر روی تاثیرموسیقی روی آب هم کار کردند. برای آب موسیقی های مختلفی پخش می کردند و واکنش مولکولی آب را بررسی می کردند.



 


(آهنگ پاستورال بتهوون) رقص سنتی ژاپنی(کاواچی )
بلور آبی که در معرض موسیقی شفابخش "Hado" قرار گرفته است.

 

 

آب نه تنها از رفتار وافکار ما تاثیر می پذیرد بلکه نسبت به نوشته هانیز واکنش نشان می دهد. ایموتو با چسباندن برچسب هایی روی بطری ها ی آب واکنش آب را بررسی می کرد.



 


(روی بطری نوشتند آدولف هیتلر)



 

 


(آب با برچسب “مادر “)

 

ایموتو معتقد است که اگربا آب با زبانهای مختلف برخورد کنیم در مقابل همه کلمههای مثبت واکنش آب زیبا ودر مقابل همه کلمه های منفی واکنش آب زشت خواهد بود.

 


(متشکرم به زبان ژاپنی“هاری گاتو” ) (عشق وقدردانی )

 

واکنش اب نسبت به جملات دستوری خوب نیست.



 


(خودت رو دوست داشته باش ) (حالم را بهم می زنی، می کشمت)

 

دکتر ایموتو آب را در کنار گلها قرارداد ومتوجه شد که مولکولهای آب خود را به شکل گلها در می آورند.
بنابراین احساس نشاط وشادمانی وانرژی که انسان از طبیعت می گیرد بدلیل اینست که مولکولهای بدن ما خود را به شکل طبیعت در می آورند.

 

 

در ایران هم خانم حمیده بی طرف با طرح شهادت آب توانست در جشنواره خوارزمی رتبه دوم را کسب نماید.ایشان آزمایشات خود را روی سایر پدیدهها نیزآزمایش نموده اند.
زیباترین شکلی که آب ازخود نشان داده است زمانی است که برای آن قرآن پخش شد. هم اکنون نیز محققین ایرانی با همکاری موسسه IHM، واکنش آب رادر مورد 99 اسم خداوند آزمایش می کنند که به طرح نودونه شهرت دارد.



 


(عکس فوق مربوط به بطری است که روی آن یکی از اسامی خدواند نوشته شده است.)

 

حال که:
تا 70% کره زمین را آب تشکیل می دهد.

 

تا 60% وزن بدن انسان را آب تشکیل میدهد.

 

تا 70% وزن ماهیچه های انسان را آب تشکیل میدهد.

 

تا 80% خون انسان را آب تشکیل میدهد.