یکی از اصحاب امیرمومنان علیه السلام به نام همّام که مردی عابدوپرهیزگاربودبه آن حضرت عرض کرد:ای امیرمومنان پرهیزگاران رابرایم آنچنان توصیف کن که گویاآنان راباچشم می نگرم.

امام علی علیه السلام درپاسخش فرمود:

1-اهل فضیلت بوده کلام وگفتارشان صدق وراستی منهاج وروش زندگی شان میانه روی متواضع وفروتن هستند.

2-چشمان خویش راازآنچه خداوندبرآنهاتحریم نموده پوشانیده وگوشهای خودراوقف شنیدن علم ودانش سودمندکرده اند.

3-دربلاوآسایش حالشان یکسان است,واگرنبوداجل وسرآمدمعینی که خداوندبرای آنهامقررداشته,روحهای آنان حتی یک چشم برهم زدن ازشوق پاداش وازخوف کیفردرجسمشان قرارنمی گرفت.

4-خالق وآفریدگاردرروح وجانشان بزرگ جلوه کرده(به همین جهت)غیرخداونددرنظرشان کوچک است.آنهابه کسی می مانندکه بهشت راباچشم دیده ودرآن متنعم است وهمچون کسی هستندکه آتش دوزخ رامشاهده کرده ودرآن معذب است.

5-قلب هایشان محزون ،موجودات ازشرشان درامان،بدن هایشان لاغر،ونیازمندی هایشان خفیف(کم)ونفوسشان عفیف وپاک است.

6-ببرای مدتی کوتاه دراین جهان صبرواستقامت ورزیدندودرنتیجه راحتی وآسایشی طولانی بدست آوردند،واین تجارتی است پرسودکه پروردگارشان برایشان فراهم ساخته است.

7-دنیا(باجلوه هایش)خواست آنهارابفریبدولی آنهافریبش رانخوردندوآنرانخواستند،دنیاخواست آنهارااسیرخودسازدولی آنهابافداکاری،خویشتن راآزاد ساختند.

8-شب هامتهجد( درحال عبادت)بوده وباپروردگارخودرازونیازدارند،قرآن راشمرده وباتدبرتلاوت می کنند،باقرائت آن جان خویش رامحزون ساخته وداروی دردخودراازآن می گیرند.

9-هرگاه به آیه ای برسند که درآن تشویق باشد باعلاقه فراوان بدان روی آورده،روح وجانشان باشوق بسیاردرآن نظاره کندوآن راهمواره نصب العین خودمی سازند.وهرگاه به آیه ای برخوردکنندکه درآن بیم باشد گوشهای  دل خویشتن رابرای شنیدن آن باز کرده،وصدای ناله وبه هم خوردن زبانه های آتش با آن وضع مهیبش دردرون گوششان طنین انداز است.

10-آنان درپیشگاه خدای متعال به رکوع رفته وجبین ودست وپابه هنگام سجده برخاک می سایند،وازآزادی خویش راازآتش جهنم درخواست میکنند.

وامادرروز:

11-دانشمندانی بردبارونیکوکارانی باتقواهستند.ترس وخوف بدنهای آنهاراهمچون چوبه تیری لاغرساخته چنانکه ناظران آنهارابیمارمی پندارنداماهیچ بیماری دروجودشان نیست.بیخبران وناآگاهان چنین گمان می برندکه آنان غیرطبیعی هستند،درحالی که اندیشه ای بس بزرگ آنان رابه این وضع درآورده است.

12-ازاعمال اندک خویش خشنودنیستندواعمال فراوان خودرانمی بینند،خویشتن رامتهم ساخته،وازاعمال وکردارخودخوفناکند.

13-هرگاه یکی از آنهاستوده شودازآنچه درباره اش گفته شده درهراس افتاده ومی گوید:من ازدیگران نسبت به خودآگاه ترم وپروردگارم ازمن به من آگاه تر.

و در دعا و راز و نیاز با پروردگار عالمیان چنین عرضه میدارد:

14_بار پروردگار امرا درمورد آنچه که به من نسبت می دهد مواخزمفرما و مرا درباره من گمان می برند برترقرارده

وآنچه راکه نمی دانند مورد غفران وآمورزش قرارداده.

ازنشانه های او این است:

15-دردین نیرومند،نرمخوودوراندیش،باایمانی مملو ازیقین ،حریص درکسب علم ودانش ودارای علمی توام باحلم،در حال ثروت وغنامیانه رو،درعبادت خاشع،درفقروتهیدستی آراسته وزیبا،درشدائدوسختی ها بردبار،طالب رزق وروزی حلال،درراه هدایت بانشاط وازحرص وطمع دور.

16-درحالی که تمام اعمالش صالح و نیک است امّاخوف از خدای تبارک وتعالی رادر دل داردروزراشام می سازدودائمادرحال شکراست شبرابه روز می آوردوتمام فکرش یاد و ذکر خداوندتبارک وتعالی است می خوابدامّاباحال خوف برمی خیزد امّاشادمان وبانشاط،خوف اوازغفلت وشادمانی ونشاطش به خاطر فضل ورحمت خدای سبحان است.

17-هر گاه نفس او درانجام وظائفی که خوش ندارد سرکشی کند او هم نفس رااز آنچه دوست دارد محروم می سازد.روشنی چشمش درچیزی است که زوال وفنادر آن راه ندارد،وبی علا قه گی وزهدش در چیزی است که باقی نمی ماند وفنا پذیر است،علم وحلم رابه هم آمیخته وگفتارابا کردار هم آهنگ ساخته است.

18-آمال وآرزو و خواسته هایش نزدیک،لغزش کم،قلبش خاشع،نفسش قانع،خوراکش اندک،امورات ومسائل

زندگی اش آسان،دینش محفوظ،شهوتش مرده وخشمش فرو خورده.همه انسان ها به خیرش امیدوار،و از شرش درامانند.

19-اگردرمیان غافلان باشدجزوذاکران محسوب می گردد،واگردرمیان ذاکران باشدجزو غافلان محسوب نمی شود.کسی راکه به اوظلم وستم کرده می بخشد،وبه آنکه محرومش ساخته عطامی کند،باآنکس که پیوندش راقطع کرده می پیوندد،ازگفتارزشت وناسزابرکناراست؛کلام وگفته هایش نرم ودلنشین است،بدی هایش پنهان ونیکی هایش آشکاراست.اعمال نیک وصالحش ظاهرواعمال زشت وشرازاودوروبعیداست.

20-درشدائدومشکلات خونسردوآرام ،درسختی هاوناگواری هاشکیباوبردباراست ودرموقع نعمت وراحتی سپاسگزاراست.

21-نسبت به دشمن ستم وظلم نمی کندوبه خاطردوست مرتکب گناه نمی شود.

22-پیش ازآنکه شاهدوگواهی برضدش اقامه شودخودبه حق اعتراف می کند،آنچه رابه اوسپرده اندضایع نمی کند،وآنچه رابه اوتذکرداده اندبه فراموشی نمی سپارد،مردم رابانامهای زشت نمی خواند،به همسایه هازیان نمی رساند،مصیبت زده راشماتت نمی کند،وارددرباطل نشده وازدائره حق بیرون نمی رود.

23-اگرسکوت کندسکوتش وی رامغموم نمی سازد،واگربخنددصدایش به قهقهه بلندنمی شود.

24-اگرستم وظلمی بدوشودصبرکرده تاخدای تبارک وتعالی انتقام وی رابگیرد.خودرادرسختی قرارمی دهدامامردم ازدستش درآسایشند،خودرابخاطرآخرت به زحمت می اندازدومردم رادرراحتی قرارمیدهد.

25-کناره گیری اوازمردم ازروی زهدوبخاطرپاک ماندن است،ومعاشرتش باآنان که نزدیکی داردهمراه بامهربانی ونرمش است.جدایی ودوریش ازافراد،ازروی تکبروخودبرتربینی نیست،ونزدیکی ودوستی اش بامردم ازمکروخدعه نخواهدبود.

راوی می گوید:هنگامی که سخن به اینجارسیدناگهان همّام ناله ای ازجان برکشیدکه روحش همراه آنازکالبدش خارج شد.

امیرمومنان علیه السلام فرمودند:آه که من ازاین پیشامدمی ترسیدم وسپس اضافه فرمود:مواعظ وپندواندرزهای رسابه آنان که اهل موعظه اندچنین می کند.

کسی عرض کرد:پس شماچطورای امیرمومنان؟(چراباشماچنین نکرد؟)

امام علیه السلام فرمودند:وای برتو،هراجلی وقت معینی داردکه ازآن نمی گذردوسبب وعلّت مشخّصی داردکه ازآن تجاوزنمی کند! آرام باش،دیگرچنین سخن مگوی،این حرفی بودکه شیطان برزبانت نهاد.