اتفاقات بعدازظهورامام زمان(ع)
امام صادق علیه اسلام فرمودند :
سید حسنی جوانی خوش سیماست که از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد صلی الله و آله قیام می نماید.
و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر می آورد که به یاری آل محمد صلی الله علیه و آله برسید و از شما طلب یاری میکند .
مردان از طالقان که شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت میدهند .
شیخ عباس قمی (ره)می فرماید :سید حسنی از اولاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام است .
او دعوی باطل ندارد و ادعای مهدودیت یا نیابت امام زمان بودن را ندارد و مردم را به نفس خوددعوت نمی کند(برای به قدرت رسیدن خوداین کاررانمی کند) و از شیعیان مخلص اِِِئمه اثنی عشر و تابع دین حق است .
ودر بین مردم مطاع و بزرگ است و در گفتار و کردار موافق با شریعت حقه خاتم الانبیاء محمدصلی الله علیه و اله است .
درزمان او کفر و ظلم عالم را فرا گرفته است و مردم از دست ستمگران و فا سقان در اذیت و آزار به سر می برند .
در چنین شرایطی سیدحسنی برای نصرت دین استغاثه می کندو مردم اورا اجابت نماید سیدحسنی پس از دوران طولانی زمام امورمناطقی رابه دست میگیرد.
و اندکی پیش از ظهور به سوی عراق وکوفه میرود و از دیلم وقزوین تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاک می کند.
و سر انجام کوفه را محل اقامت خویش قرار میدهد :مدتی در کوفه اقامت می نمایدو سپس خبر ظهور مهدی {عج}به ایشان می رسد .
سید حسنی بایارانش به محضر حضرت مشرف میشوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را می نماید .
امام صادق علیه السلام می فرماید :به خدا سوگند که آن جوان حضرت را می شناسد و می داندکه او بر حق است لاکن مقصودش این است که حقیقت او را بر مردم ویارانش روشن کند .
سپس حضرت دلایل امامت و مواریث انبیاء رابرای او ظاهر می نماید ومعجزاتی از او صادر می شود .
در آن هنگام سید حسنی و یا رانش با حضرت بیعت می کنند مگر چهل هزار نفر که قرآنها با خود دارندو معروف به (زیدیه ) می باشند که از بیعت امتناع می ورزند.
بیعت ومیثاق سید حسنی و یارانش بعد ازقیام با حضرت مهدی علیه السلام در عراق و کوفه از مسلمات است.
مام علی علیه السلام - فر مودند:حضرت مهدی (عج)بعد ازقیام از مکه به طرف عراق حرکت می نماید .
آن گاه سیدحسنی می فرماید :دلیل برهان تو چیست ؟ حضرت به پرنده ای در آسمان اشاره می کند پرنده به کتف مبارک حضرت فرود می آید و عصای خود رادر زمین فرود می برد.
و عصا سبزمی شود و شاخ و برگ می آوردآن گاه سید حسنی لشکر خود را تسلیم حضرت می نماید و سید حسنی پرچمدار و فر مانده لشکر حضرت می گردد .
امام باقر علیه السلام نیز فر موده اند : حضرت مهدی(ع)وارد کوفه می شود و سه پرچم آن جا به اهتزاز است و در برابرحضرت مهدی تسلیم می گردند یکی از آن سه پرچم سیدحسنی است!
منتهی الامال
پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود:
.
رستاخيز بر پا نمي شود مگر آن که شصت نفر دروغگو ظهور خواهند کرد که همه ادّعاي نبوّت مي کنند!
شکل ظاهری دجال وکارهایش بطورمختصر
1ـ او يک چشم بيشتر ندارد که در ميان پيشاني اش همچون ستاره صبح مي درخشد! امّا همين چشم خون آلود است، گويي با خون ترکيب شده!
.
2ـ او الاغ (مرکب) سفيد تندروي دارد که هر گام او يک ميل است و بسرعت زمين را طي مي کند!
.
3ـ او دعوي خدائي مي کند و هنگامي که دوستان خود را به گرد خويش مي خواند صداي او راتمام جهانيان مي شنوند!
.
4ـ او در درياها فرو مي رود و خورشيد با او حرکت مي کند، در پيش روي او کوهي از دود وپشت سرش کوه سفيدي قرار دارد که مردم آن را موادّ غذايي مي بينند.
.
5ـ به هنگام ظهور او مردم گرفتار قحطي و کمبود موادّ غذايي هستند...
بهر حال دجال دراکثرکتب موجودیاوسیله ای توصیف شده که نظرهارابه خودجلب می کندومردم راازخداونددورمی کندوهرمعجزه ای هم نشان میدهددروغین است .
به طورمثال:به روستایی می رودومی گویدبه من ایمان بیاوریدومردم امتناع می کننداومی گویداگرپدروبرادرمرده شمارازنده کنم به من ایمان می آوریدآنهامی گویندبله واودوموجودرابه شکل پدروبرادرآنهاخلق می کندوآنهاایمان می آورندولی این کاردجال واقعی نیست !آنهاپدروبرادرشان نیستند یاازتخیل آنها استفاده می کندیاازموجودات غیرانسانی که آنهاموقتابه شکل پدروبرادرشان ظاهرمی شوندچون دجال خالق نیست!
درکتاب روزگاررهایی نوشته کامل سلیمان می گوید دجال ازایران !!برمی خیزدوزادگاهش اطراف اصفهان ذکرشده وپس ازظهورهفتادهزارنفرازاصفهان به اوایمان می آورند!وقدرت هایی مافوق انسانی نشان می دهدمثلابه گیاه می گوید بروی می روید!وگروه زیادی به سوی اومی روندوگول می خورند!
هرچه که هست دجال یکی نیست ودرآخرالزمان زمانی که امام غائب هستندظهورمی کندیعنی زمان ما!!! (به نظرشمادجال زمان ماچیست؟ماهواره...؟،شیطان پرستان...؟یاهرچیزی که نظرهاراازخدادوروبه خودجلب می کند...؟)
پس از اعلام ظهور امام زمان (ع)چه کسي اولين بار با ايشان بيعت خواهد کرد؟
هنگامی که حضرت مهدی(ارواحنافداه)قیام کنددراطراف زمین درهرطرف شخصی راروانه می سازدوبه اومی فرماید:دستورکارتودرکف دستت می باشد،هرزمان دچارمشکلی شدی وقضیه ای برایت رخ دادکه آن رانفهمیدی به کف دست خودنگاه کن وبه آنچه درآن می بینی عمل کن.
ولشکری به سوی قسطنطنیه (استانبول)می فرستند،آنهاهنگامی که کنارخلیج میرسندبرقدمهای خودچیزی می نویسندوبرروی آب راه میروند،رومیان(اروپائیان)که راه رفتن آنهارابرروی آب مشاهده کنندباخودگویند:اینهااصحاب اوهستندوچنین قدرتی دارند،پس خوداوچگونه خواهدبود،دراین هنگام دروازه شهررابه روی آنهامی گشایندوآنهاباپیروزی واردمی شوندوآنگونه که می خواهنددرباره آنهافرمان میدهند.
امام صادق(ع)فرمودند:هنگامی که قائم ماقیام کندزمین به نورپروردگارش روشن گرددومردم ازنورخورشیدبی نیازشوندوشب وروزیکسان وتاریکی ازبین برود،چه بساشخصی درزمان آنحضرت هزارسال عمرکندوهرسال پسری برایش متولدشودوجامه ای بپوشدکه باطولانی شدن قداوبلندشودوبه هررنگی که بخواهددرمی آید.
امام رضا(ع)فرمودند:هماناقائم (ع)کسی است که درهنگام ظهوردرسنین پیری است ولی به شکل جوانان ظاهرمی گردد.اوازنظرجسمانی بقدری قوی است که اگربه بزرگترین درختی که برروی زمین است دست خودرادرازکندآنراازریشه می کندواگرمیان کوههافریادی برآوردسنگ هاازهم می پاشندوفرومی ریزند.
اوبه همراه خودعصای موسی وخاتم سلیمان دارد،چهارمین فرزندمن است!
امام صادق(ع)فرمودند:وقتی مهدی(ع)قیام نمایدمسجدالحرام راخراب نموده وازنومانندساخت نخستش می سازدومقام ابراهیم(ع)رابه موضع اصلی آن برمی گرداند،ودست فرزندان شیبه را-که خودرامتولی حرم میدانند-قطع نموده وازدرب کعبه آویزان می کنند وبرآن می نویسد:اینان دزدان کعبه بودند.
یاران قائم ۳۱۳تن ازفرزندان عجم هستند.آنان بانام ونام پدرونژادوخصوصیاتشان شناخته می شوند.
امام علی(علیه السلام) می فرماید:
بی گمان، «ری» شهری است که به وسیلۀ ساکنان خود به آشوب کشیده می شود و فتنۀ ناشنوا در آن ماندگار است...
«فتنۀ ناشنوا» آشوبی است که در آن، افراد فتنه گر و فتنه زده به سخن خیرخواهان گوش فرا نمی دهند و کسی به داد کسی نمی رسد، و چنان که امیر مؤمنان(علیه السلام) پیش بینی کرده است، این فتنه، مدّت زمانی طولانی در این شهر ماندگار شده و به فتنه های دیگری، مانند جنگ شروسی و سفیانی با اهل ری و مخالفت اهل ری با حسینی خراسانی و حسنی گیلانی، کشیده می شود و خرابی ری را در پی خواهد داشت.
امام صادق(علیه السلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین فرمود:
فتنهها آن شهر را ویران و چون بیابانی رهایش میکنند..
اختلاف دو گروه از عجم (ایرانیان) و خونریزیِ بسیار میان آنان..
1. الفتوح، ج 2، ص 80 .
2. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.
نقل کرده مفصل بن عمر از حضرت صادق (ع) که فرمود:
ای مفصل ، آیا می دانی کجا واقع می شود دارالزورا؟ عرض کردم ، خدا و حجت خدا بهتر می داندفرمودند:
ای مفصل، بدان که در حوالی منطقه ری کوهی است سیاه که بنا می شود در ذیل آن کوه ، شهری بنام طهران که دارای قصرهای است مانند قصرهای بهشت.
و زن های آن شهر مانند حور العین می باشند، بدان ای مفصل آن زنها ملبس به لباس کفار و مزین بزینت جبارین می شوند .
و سوار زین می شوند و تمکین از شوهر نکنند و وفا نکند کسب شوهران بر مخارج آنها تا منجر بطلاق گردد.
و اکتفا می کنند مردها به مردها و شبیه می شوند مردها بزنها و زنها به مردها ، پس اگر خواستی دینت را حفظ بنمائی ، در آن شهر سکنی مکن زیرا محل فتنه است.
1- از کتاب سفینه انجاۀ و کتاب علائم الظهور آقای ناظم الاسلام کرمانی در کتاب منتخب التواریخ
بعدازاینکه خداونداجازه ظهوربه ایشان دادند،درچهره ی جوانی موفق ظاهرواردبیت الله الحرام می شوند،آنگاه دربین رکن ومقام می ایستدوفریادبرمی آورد:ای گروه نقباء وای یاوران مخصوص من،وای کسانی که خداوندقبل ازظهورم شمارابرای یاری من ذخیره کرده است،بامیل ورغبت به سوی من آیید.
صدای امام(ع)به آنهادرشرق وغرب عالم می رسددرحالی که بعضی ازآنهادرمحراب عبادتندوعده ای دربسترآرمیده اندهمین که این صدارامی شنوندهمه دریک چشم بهم زدن بطرف امام روی اورده وخودرابه حضورامام (ع)می رسانند.که تعدادآنهاسیصدوسیزده نفربه تعدادلشکریان رسول خدا(ص)درجنگ بدرهستند.
درآن هنگام خداوندتبارک و تعالی به نوردستورمی دهدتابه سورت عمودی اززمین تاآسمان درخشندگی کند،هرمومنی که روی زمین زندگی می کندازآن بهره مندمی گرددواین نوردرداخل خانه اش به اوروشنایی می بخشد.
مفضل ازامام صادق(ع)روایت می کندآن هفتادودونفرکه باامام حسین(ع)به شهادت رسیدندباامام حسین(ع)ظهورمی کنندبه همراه ۱۲هزارنفرازشیعیان امیرالمومنین علی (ع)وامام حسین (ع)عمامه سیاه رنگی برسرخواهدگذاشت.مفضل گوید:پرسیدم ای سرورمن آیاقائم(ع)بیعت کسانی راکه قبل ازظهوروقیام اوبادیگران نموده اندتغییرمی دهد؟امام فرمود:هربیعتی قبل ازظهورقائم(ع)بیعت کفرونفاق ونیرنگ است خداوندبیعت کننده وکسی راکه برایش بیعت شده هردورالعنت می کند{بیعت کردن باکسی،عهدوپیمان بستن بااواست،که بیعت کننده تمام توان خودرادرخدمت به اوبه کارگیردودرراه یاری اوازبذل جان ومال خودهیچ گونه دریغ نورزد}ای مفضل وقتی قائم(ع)تکیه به بیت الله الحرام دهددست مبارک خودرادرازکند،نورسفیدوروشنی ازآن خارج شودکه مردم می بینند.اول کسی که دست آنحضرت رامی بوسدوبااوبیعت می کندجبرئیل است،بعدازاوفرشتگان وسپس نجباء جن وآنگاه نقباء بیعت می کنند.
وقتی خورشیدطلوع کردوهمه جاروشن شدفریادکننده ای ازآسمان وازبلندای آفتاب به زبان عربی فصیح بانگ برآوردکه صدای اوراهمه ی اهل آسمان وزمین می شنوندومیگوید:ای اهل عالم،این مهدی آل محمد(ص)است وبعدازآنکه نام وکنیه ونسب اورابطورکامل بیان کردمی گوید:اکنون ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدومخالفت بادستورات اونکنیدکه گمراه می گردید.وهیچ دارنده گوشی باقی نماندجزاینکه آن صدارابشنودوهریک به دیگری آن رابازگوکند.
نزدیک غروب فریادزننده ای ازمغرب بانگ برآورد:ای مردم پروردگارشمادربیابان خشکی ازسرزمین فلسطین ظهورکرده واوعثمان بن عنبسه ازاولادیزیدبن معاویه است ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدوبااومخالفت نکنیدکه گمراه می گردید.فرشتگان وپریان ونقباءگفتاراوراردمی کنندواوراتکذیب می کنندولی اهل شک وتردیدونفاق وکافران باشنیدن این صدادچارگمراهی می شوند.
آنگاه دابه ت الارض (طبق روایات حضرت علی(ع)است)بین رکن ومقام ظاهرمی شودوبرچهره مردم باایمان علامت مومن وبرچهره کافران علامت کفرمی زند،سپس امام صادق(ع)قصه خروج لشگرسفیانی وفرورفتن آنهادرزمین بیداءرابیان می کند.
مفضل عرض کرد:ای سرورمن مهدی(ع)کجامی رود؟
امام فرمود:به مدینه جدش رسول خدا(ص)وماموریت عجیبی اجراخواهدکردکه باعث خشنودی مومنان ورسوایی کافران میشود...................
مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روايت کرده که فرمود: آنگاه که خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوي خويش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خويش آنها را بخواند و به اين که بين ايشان و روش رسول خدا(ص) رفتار کند و به کردار آن حضرت عمل کند.
آنگاه خداوند جبرئيل را مي فرستد که نزد او بيايد، جبرئيل در حجر اسماعيل نزد آن حضرت مي آيد و مي گويد: به چه چيز مردم را مي خواني؟ حضرت قائم(ع) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرئيل مي گويد: من نخستين کسي هستم که با تو بيعت مي نمايم، دست خويش را براي بيعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذاردو پشت سر او فرشتگان و نجباي جنّ و نقيبان آن حضرت بيعت مي کنند. و متجاوز از سيصد و ده مرد نزد او بيايند و با او بيعت نمايند و در مکه مي ماند تا يارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدينه رهسپار گردد.
