معجزه امام هادی(ع)راز درختى كه در حال خشك شدن بود


آورده اند كه روزى متوكل در باغى مى گشت و گردش مى نمود. ابوالعباس ‍ محمد بن نصیر كه از خویشان امام على النقى علیه السلام بود، در این گردش با متوكل همراه بود. در اثناى گردش به درختى رسیدند كه بسیار زرد شده و نزدیك است خشك شود. متوكل به ابوالعباس روى نمود و گفت: تو مى گویى كه امام زمان على النقى علیه السلام است و غیب مى داند، برو و از او بپرس كه چرا این درخت این چنین زرد شده و نزدیك است خشك شود. گفتم: اگر بگوید، دشمنى قدیمى ات را با او كم مى كنى؟ گفت: بلى. ابوالعباس گوید: به خدمت آن حضرت آمدم و احوال آن درخت را از ایشان پرسیدم. فرمود: آن درخت موردى دارد و آن این است كه زیر آن كله آدمى مدفون است كه آن آدمى به سبب معصیت ملعون گردیده و عذاب و دود دوزخ و تعفن دوزخ به او مى رسد و به درخت نیز سرایت مى كند، از این جهت درخت زرد شده و نزدیك است خشك شود. ابوالعباس آن چه شنیده بود به متوكل خبر داد. پس به اتفاق رفتند و زیر آن درخت را كندند، كله خشك چندین ساله از زیر آن بیرون آمد.
از حضرت امام على النقى الهادى علیه السلام پرسیدند:
فقهاى ما اختلاف دارند، برخى مى گویند كه دركوچ دوم اگر بعد از ظهر حركت كنند بهتر است و برخى مى گویند: اگر قبل از ظهر حركت كنند بهتر خواهد بود. شما چه مى فرمائید؟ حضرت فرمود:
آیا ندانسته اى كه رسول خدا نماز ظهر و عصر خود را در مكه خواند؟ و این درست نخواهد شد، مگر اینكه رسول خدا قبل از ظهر از منى خارج شده باشد.

معجزات امام هادى علیه السلام
نویسنده : حبيب الله اكبرپور