۱-معجزات امام سجادعلیه السلام دعا برای رویت جنازه قاتلان پدرش                

 دعا برای رویت جنازه قاتلان پدرش :حضرت زین العابدین (علیه السلام) هر روز دعا می کرد که خداوند قاتل پدرش را مقتولاً به او نشان دهد. (یعنی ببیند که قاتل پدرش کشته شده ). چونکه « مختار » قاتلان حضرت حسین صلوات الله و سلام الله علیه راکشت سر « عبیدالله بن زیاد » و سر « عمر بن سعد » را با فرستاده ویژه خود نزد حضرت فرستاد.

مختار به فرستاده خود گفت: « حضرت سجاد علیه السلام بخشی از شب را نماز می خواند و چون وارد صبح می شود و نماز صبح را می خواند کمی استراحت می کند، بعد از خواب بلند شده و مسواک می زند و سپس برای او صبحانه اش را می آورند. حال چونکه به درب منزلش رسیدی در مورد حضرت سئوال کن. هر گاه به تو گفتند سفره نزد او پهن شده است پس اذن بگیر و این دو سر را در سر سفره حضرت بگذار.

آنگاه به او بگو: مختار به شما درود و سلام می فرستد و به شما می گوید: یا بن رسول الله خداوند از شما خونخواهی کرد. » آن نماینده دقیقاً چنین رفتار کرد. چونکه حضرت زین العابدین علیه السلام آن دو سر را بر سر سفره دیدند به سجده درافتاده و گفتند: حمد و سپاس مخصوص پرورد گاری است که دعای من را به هدف اجابت رسانید و خونخواهیم را از کشندگان پدرم به انجام رساند آنگاه برای مختار دعا کرد و از خداوند برای او خیر مسئلت نمودند.
البته دعاهای مستجاب دیگری برای حضرت در تاریخ نقل شده که بعضی از آنها در قسمت
معجزات حضرت اشاره خواهد شد.


 

۲-مستجاب شدن دعای امام سجاددرهمان لحظه... 

« ثابت بنانی » می گوید: من حاجی بوده و برای حج به مکه مشرف شده بودم و گروهی از « عبّاد بصره » یعنی کسانی که بسیار اهل عبادت بودند و به زهد و عبادت و حج و کرامت شهرت داشتند. مانند: ایوب سجستانی، صالح مری، عتبقه غلام، حبیب فارسی و مالک بن دینار، همه برای انجام مناسک حج به مکه آمده بودند چونکه وارد مکه شدیم با کمبود شدید آب مواجه شدیم، آری تشنگی به مردم فشار آورده بود چرا که باران بسیار کم نازل شده بود.

با مشاهده ما، مردم و اهل مکه و حجاج به ما پناه آورده و از ما می خواستند که برای نزول باران دعا کنیم. ما به سمت «
کعبه » آمدیم و بر، گِرد آن خانه طواف کردیم و سپس در حالیکه بسیار خضوع می کردیم و گریان بودیم خدایمان را خواندیم. اما از اجابت محروم شدیم و خبری نشد!

در حالیکه ما چنین بودیم ناگهان جوانی را مشاهده کردیم که پیش آمد در حالیکه حزنهای او باعث شده بود غمگین و مکروب باشد و هموم او از او کاسته و پژمرده اش ساخته بود. او چند دور به گرد کعبه طواف کرد، آنگاه رو به ما آورد و فرمود: ای مالک بن دینار و ای ثابت بنانی و ای ایوب سجستانی و ای صالح مری و ای عتبقه غلام و ای حبیب فارسی و ای سعد و ای عمر و ای صالح اعمی و ای رابعه و ای سعدانه و ای جعفر بن سلیمان!! ما همگی گفتیم ای جوان همه گوش بفرمانیم و مطیع هستیم (فقلنا: لبّیک و سعدیک یافتی) او فرمود: آیا در بین شما یک نفر یافت نمی شود که او را خداوند دوست بدارد. ما گفتیم: ای جوان بر ماست که دعا کنیم و اجابت از اوست.

او فرمود: از کعبه دور شوید که اگر در بین شما یک نفر بود که خداوند او را دوست می داشت حتماً دعایش را مستجاب می کرد!! آنگاه خود به سمت کعبه رفت و به سجده روی زمین افتاد و شنیدم که در سجده می گفت: ای سید و مولای من قسم به محبتی که تو به من داری اینان را آب باران بیاشام و باران را بر ایشان به فرما.

همینکه کلامش تمام شد آسمان شروع به باریدن نمود و همانند دهانه مشکها آب فرو می ریخت!! من به او عرض کردم ای جوان از کجا دانستی که خداوند تو را دوست می دارد؟ او فرمود: اگر من را دوست نمی داشت من را به زیارت خود فرا نمی خواند، !! چونکه من را به زیارت خود دعوت فرمود دانستم که من را دوست می دارد من نیز به همین محبت او نسبت به خودم او را خواندم و او هم اجابت فرمود. بعد از من روی گردانید و این اشعار را می خواند :

اشعار حضرت سجاد علیه السلام
یعنی:

1- کسیکه خداوند را بشناسد ولی این شناخت او را بی نیاز نسازد پس او شقی است.
2- آنچه در طاعت پروردگار به او برسد و آنچه را ملاقات کند برای طاعت ضرر نخواهد کرد.
3- عبد الهی با انسان غیر پاکیزه و نقی چه باید بسازد؟ و عزت، همه عزت برای شخص متقی است.
من از اهل مکه پرسیدم این جوان کیست؟ گفتند: علی بن الحسین ابن علی ابیطالب (علیهم السلام) است.

از این داستان عجیب و جالب به دست می آید، آنها که با رها کردن تمسک به ولایت ائمه هدی (علیهم السلام) ره بیراهه رفتند و برای خود دکّان زهد و ترک دنیا باز نمودند، چگونه حتی گروهی از آنان نزد خداوند آبروئی نداشتند تا یک دعای آنها به اجابت برسد اما امام سجاد (علیه السلام) از خدا طلب باران نمود و از آسمان به مانند دهان مشک آب فرو ریخت.


۳-توصیف عرش الهی ازامام سجاد(ع)امام چهارم شیعیان...

  • شیخ صدوق قدس سره ازامام سجادنقل می کند:
  • خداوندتبارک وتعالی عرش راچهارمین چیزی است که آفریده،وپیش ازآن هواوقلم ونورراآفریده است.
  • آنگاه عرش راازنورهای مختلف خلق نمود،اول آن نورها نورسبزاست ،وسبزی هرسبزرنگی ازآن است ،دیگرازنورهانورزرداست وزردی هرزردرنگی ازآن است.دیگرازنورهانورسرخ است وسرخی هرسرخ رنگی ازآن است.
  • سپس آن راهفتادطبقه قرارداد،ضخامت هرطبقه به اندازه ابتدای عرش تاپایین ترین مرتبه زمین است،هرطبقه ای باصداهای مختلف وزبانهایی که شبیه یکدیگرنیست خدارابه سپاس وستایش تسبیح وتقدیس می کنند،اگربه یکی ازآن زبانهااجازه داده شودکه صدایش رابه گوش آنچه پایین است برساندهمه ی کوه ها،شهرهاودژهاراویران می کندودریاهافرومی روندوآنچه درزیرعرش است همگی نابودمی شوند.
  • وعرش هشت رکن وپایه دارد،کنارهرپایه آن قدرفرشته جمع گشته است که تعدادشان راجزخداوندکسی نمی داندوهمگی دائمابه تسبیح پروردگارمشغولندوهرگزسستی نمی کنند،اگرازآنچه برتروبالاترازاوقرارگرفته چیزی احساس کندچشم بهم زدنی طاقت نمی آورد،بین اووبین احساس مافوق حجابهای جبروت،کبریاء،عظمت،قدس،رحمت وعلم قراردارد،وماورای این حجابهاجای گفتگونیست ووصفش ممکن نمی باشد.